20:05 - 2024/11/05

چه اشتباهی در مورد روایت واکنش DEI داریم

[ad_1] توسط اسکار هلمز چهارم، دکترا، و جولی کاتز پشتیبانی از DEI منبع: Veronika Gotovceva / Canva با قوانین اخیر ضد DEI که تصویب شده است، مانند لایحه 129 سنای آلاباما و لایحه 999/266 مجلس سنا فلوریدا، که هزینه کردن برای برنامه هایی را ممن...

چه اشتباهی در مورد روایت واکنش DEI داریم

[ad_1]

توسط اسکار هلمز چهارم، دکترا، و جولی کاتز

ورونیکا گوتوفچوا / کانوا

پشتیبانی از DEI

منبع: Veronika Gotovceva / Canva

با قوانین اخیر ضد DEI که تصویب شده است، مانند لایحه 129 سنای آلاباما و لایحه 999/266 مجلس سنا فلوریدا، که هزینه کردن برای برنامه هایی را ممنوع می کند که از “لفاظی DEI” یا “مفاهیم تفرقه افکنانه” حمایت می کنند، رسانه ها این را طرح ریزی کرده اند. واکنش منفی ناشی از DEI است و DEI را “تفرقه‌انگیز” می‌دانند. با این حال، تقریباً هر مفهومی می تواند واکنش منفی ایجاد کند یا تفرقه انگیز باشد. به‌عنوان مثال، واکنش‌ها و تفرقه‌افکنی در مورد نمایش‌ها و جشن‌های تعطیلات، نام مدارس و طلسم‌ها، نی‌های کاغذی، زمان صرفه‌جویی در روز، خطوط خودداری، جوایز مشارکت، و محصولات ادویه کدو تنبل را در نظر بگیرید. احتمالاً افرادی در هر دو طرف هر موضوعی وجود خواهند داشت.

با این وجود، در هر یک از این موارد، چارچوب بندی موضوع اهمیت حیاتی دارد. با توجه به مخاطرات بالای DEI، تعیین آن به عنوان مشکل ساز است علت این واکنش یا تفرقه افکنی آن نشان دهنده بدخواهی است. این چارچوب استنباط می کند که مشکل در DEI نهفته است. از این رو، مخالفان DEI در لفاظی ها و اقدامات ضد DEI خود موجه هستند.

چرا قاب بندی مهم است

چگونگی شکل‌گیری یک روایت قدرت باورنکردنی در شکل‌دهی به باورها و رفتار افراد دارد (ایبارا و باربولسکو، 2010؛ کراوس و همکاران، 2022؛ لیبوف و شفیر، 2003؛ لوین و همکاران، 1998). بنابراین، صحبت مداوم در مورد واکنش یا تفرقه DEI، این چارچوب بندی را عادی می کند و احتمال شناسایی یا بحث در مورد علل نزدیک تری را کاهش می دهد. در نتیجه، حامیان DEI مقدار زیادی زمان و منابع را صرف ایجاد یا تغییر سیاست‌ها و شیوه‌های DEI می‌کنند تا منتقدان را راضی کنند، زمانی که منتقدان به طور موقت یا هرگز راضی نمی‌شوند تا زمانی که سیاست‌ها و برنامه‌های DEI حذف شوند. در حالی که این انحراف هدف مخالفان DEI است، طرفداران DEI که با این چارچوب همراهی می کنند نیز ناخواسته از این هدف حمایت می کنند و تلاش های طرفدار DEI خود را تضعیف می کنند.

چگونه روایت را دوباره چارچوب بندی کنیم

تعداد زیادی از تحقیقات نشان می دهد که نگرش های تعصب آمیز و مغرضانه مقصر واقعی احساسات ضد DEI هستند (فولبرگ و همکاران، 2024؛ لجروود و همکاران، 2011؛ ​​سون هینگ و همکاران، 2011). رهبران به جای صحبت در مورد واکنش شدید یا تفرقه افکنی DEI، باید گفتگوها را به جنبه ای از “نگرش های تعصب آمیز و مغرضانه انگیزه برای تصویب قوانین ضد DEI و حذف سیاست ها و شیوه های DEI برای احتکار فرصت ها افزایش دهند.” این چارچوب‌بندی با دقت بیشتری علت لفاظی‌ها، اقدامات و قوانین ضد DEI را شناسایی می‌کند و همچنین روایت آنچه را که مردم به عنوان «مشکل» می‌بینند، تغییر می‌دهد. در این چارچوب، مردم می‌بینند که نگرش‌های تعصب‌آمیز، مغرضانه و احتکار فرصت‌ها مشکلاتی هستند که باید به چالش کشیده شوند و به آنها رسیدگی شود، نه سیاست‌ها و اقدامات DEI.

سیاست ها و شیوه های DEI برای اصلاح تبعیض مورد تایید دولت و ظلم سیستماتیکی که در ایالات متحده ادامه دارد ایجاد شد. این تبعیض مورد تایید دولت فرصت ها و مزایای فوق العاده ای را برای برخی از اعضای گروه های هویت اجتماعی ایجاد کرد و معایب و فرصت هایی را برای دیگران ایجاد کرد. بارزترین و پیامدترین مزایا و معایب بر اساس نژاد، جنسیت، مذهب، گرایش جنسی و وضعیت ناتوانی بود. اگر روایت برای پرداختن به نگرش های مغرضانه، مغرضانه و احتکار فرصت ها تنظیم می شد، این گفتگو سوالاتی را در مورد اینکه چگونه می توان این نگرش ها را تغییر داد و در مقابل اقدامات ضد DEI مقاومت کرد، نه اینکه چگونه سیاست ها و اقدامات DEI را می توان تغییر داد یا حذف کرد تا با این موارد موافقت کند. نگرش ها و اعمال ناپسند این چارچوب یک سوال واضح دیگر را مطرح می کند که چرا برخی نمی خواهند تبعیض و ظلم تاریخی را اصلاح کنند.

پس از اینکه جنبش حقوق مدنی با تصویب قوانین مهم حقوق مدنی، دستورات اجرایی، و سیاست‌ها و شیوه‌های جدید DEI شرکت‌ها و دولتی، هنجارهای اجتماعی به سمت نهادینه کردن سیاست‌ها و شیوه‌های DEI رفت و بیان پیشداوری آشکار را تابو کرد. با این حال، نگرش‌های تعصب‌آمیز و مغرضانه به سادگی با این دستاوردهای حقوق مدنی که به تازگی به دست آمده از بین نرفتند، بلکه محققان راه‌هایی را شناسایی کرده‌اند که در آن مردم نگرش‌ها و رفتارهای تعصب‌آمیز خود را به‌روزرسانی کرده‌اند تا به شیوه‌ای دقیق عمل کنند تا از طرد اجتماعی فرار کنند (Avery and همکاران، 2018; خلاصه و همکاران، 2000؛ شنا و همکاران، 1995). به‌ویژه، افرادی که در جهت‌گیری سلطه اجتماعی و استبداد بالا هستند و باورهای توجیه‌کننده سیستم را تأیید می‌کنند، احتمالاً با تلاش‌های DEI به نفع حفظ وضعیت موجود مخالفت می‌کنند. از زمان اولین مبارزات انتخاباتی پرزیدنت باراک اوباما، حمله به DEI یا سیاست‌ها و شیوه‌های «بیدار» به روش اجتماعی قابل قبول‌تری برای حفظ مزیت‌ها، فرصت‌ها و نابرابری‌های سیستمی تبدیل شده است. از قضا، هنجارهای اجتماعی دوباره در حال تغییر هستند به طوری که بیان آشکار تعصب و تعصب دوباره از نظر اجتماعی قابل قبول می شود.

را دوباره قاب کنید چرا برای DEI

روایتی که DEI را مقصر واکنش، تفرقه یا مشکل می‌داند، به فرسایش هنجارهای اجتماعی کمک می‌کند که در آن نگرش‌های تعصب‌آمیز و احتکار فرصت‌ها رفتارهای غیرقابل قبولی هستند و سیاست‌ها و عملکردهای DEI به عنوان مکانیسم‌های حیاتی برای ایجاد جوامع و سازمان‌های عادلانه‌تر دیده می‌شوند. یک سؤال اصلی اضافی که رهبران باید بپرسند و به آنها پاسخ دهند چرا برای DEI. اگرچه بسیاری از رهبران بر روی یک مورد تجاری تمرکز می کنند، بسیاری از محققان قبلاً استدلال کرده اند که چرا این چارچوب بندی کوتاه است و چرا باید فراتر از پرونده تجاری حرکت کنیم (الی و توماس، 2020؛ جورجاک و راتان، 2022). در عوض، چرا باید ریشه در برخی ارزش‌ها داشته باشد که رهبران و سازمان‌ها از آن حمایت می‌کنند و در زمینه‌ای که در آن قرار دارند. به عنوان مثال:

  • چرا DEI برای مأموریت سازمان ما مهم است و آرزو داریم چه کسی باشیم؟
  • چرا گروه های خاصی در رهبری یا نیروی کار ما کمتر حضور دارند؟
  • چرا برخی از کارمندان در برابر سیاست ها و شیوه های DEI مقاومت می کنند یا احساس ناراحتی می کنند؟
  • چرا برخی از کارکنان ما ذهنیتی با جمع صفر در مورد DEI اتخاذ می کنند؟
  • چرا در نظام کنونی موفق هستیم و اگر اصلاً از هر نظام ظلمی بهره برده ایم؟

چارچوب فعلی تفرقه افکنی و واکنش منفی علیه DEI که DEI را به عنوان مشکل قرار می دهد، فریبنده و معکوس است. این چارچوب، نگرش‌های تعصب‌آمیز اساسی و احتکار فرصت‌هایی را که به لفاظی‌ها، اقدامات و قوانین ضد DEI دامن می‌زند، نادیده می‌گیرد. فرض کنید رهبران در ایجاد محیط های متنوع، عادلانه و فراگیر جدی هستند. در آن صورت، زمان آن گذشته است که روایت DEI را دوباره چارچوب بندی کنیم و توجه و راه حل ها را بر مقصر واقعی متمرکز کنیم.

جولی کراتز، یکی از نویسندگان این مقاله، Next Pivot Point را تأسیس کرد، سازمانی که بیش از نه سال بر تنوع، برابری، و شمول صحبت کردن و مشاوره تمرکز داشت. مشتریان او عبارتند از: Intel، Salesforce، Vans، Draft Kings، Trip Advisor، Mansueto Ventures، Amazon و بسیاری دیگر. او مرتباً در فوربس، کارآفرین، CNBC و HR.com معرفی شده است. او رهبری فراگیر را در مدرسه بازرگانی IU Kelley تدریس می‌کند و یک مربی کارشناسی ارشد و مربی هوش روانی و امنیت روانی است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان