هر پدر و مادری در مقطعی با این سوال روبرو می شوند: آیا من واقعاً فرزند بزرگسال خود را می شناسم؟ گذار از کودکی به بزرگسالی می تواند شبیه تماشای غریبه شدن فرزندتان باشد، کسی که دیگر نمی توانید کاملاً از او محافظت یا کنترل کنید.
همانطور که اتو فرانک، پدر آن فرانک، یک بار گفت: “برای من، این یک مکاشفه بود. آنی کاملاً متفاوت برای کودکی که در آنجا گم کرده بودم آشکار شد. من هیچ ایده ای از عمق افکار و احساسات او نداشتم.”
هنگامی که در موزه خانه آن فرانک در آمستردام بودم، از خواندن این انعکاس تکان دهنده بسیار متاثر شدم. نقل قول اتو فرانک بینشی را ارائه می دهد که چگونه، علیرغم بهترین تلاش های ما، ممکن است هرگز عملکرد درونی فرزندانمان را به طور کامل درک نکنیم – به ویژه هنگامی که آنها بالغ می شوند و مسیرهای خود را می کشند.
در اینجا سه راه برای سنجش اینکه آیا واقعاً فرزند بزرگسال خود را می شناسید و چند نکته برای هدایت این رابطه همیشه در حال تغییر وجود دارد.
1. آیا آنها عمیق ترین افکار و احساسات خود را با شما در میان می گذارند؟
یک شاخص کلیدی برای اینکه آیا شما واقعاً کودک بزرگسال خود را می شناسید این است که آیا آنها در مورد عمیق ترین افکار و احساسات خود به شما اعتماد می کنند یا خیر. در دوران کودکی، بسیاری می دانند که از چه چیزهایی دوست دارند، نیاز دارند و می ترسند. با این حال، در بزرگسالی، آسیب پذیری عاطفی می تواند پیچیده تر شود. اغلب نادیده گرفتن آن آسان است، اما درک ظرافت های وضعیت عاطفی کودک شما حیاتی است.
به عنوان مثال شری، مادر دو فرزند بالغ را در نظر بگیرید. شری در دوران بزرگ شدن دخترش به شنیدن تمام جزئیات زندگی دخترش عادت داشت، اما با ورود دخترش به دهه بیست سالگی، ارتباطات پراکنده و سطحی تر شد. شری تصور میکرد همه چیز خوب است، اما یک روز، در طی یک گفتگوی صمیمانه نادر، دخترش به او گفت که چقدر در مورد آینده غرق شده و مضطرب است. شری اعتراف کرد: “من متوجه نشدم که او چقدر در حال مبارزه است.” “او هرگز قبلاً چیزی نگفته بود و من هرگز نپرسیدم.”
آیا کودک بزرگسال شما اینگونه با شما باز می شود؟ یا در سکوت عقب نشینی می کنند و فقط جزئیات سطح را به اشتراک می گذارند؟ اگر کودک شما احساسات خود را به دقت حفظ می کند، ممکن است نشانه آن باشد که لایه جدیدی از خودش وجود دارد که هنوز آن را کشف نکرده اید.
2. آیا از اهداف، علایق و مبارزات آنها آگاه هستید؟
راه دیگر برای دانستن اینکه آیا واقعاً کودک بزرگسال خود را درک می کنید این است که به میزان آگاهی شما از اهداف، علایق و مبارزات مداوم او فکر کنید. گذار به بزرگسالی اغلب با کشف خود تعریف می شود، و والدین باید با این تغییرات هماهنگ باشند، حتی اگر آنها ظریف یا سخت باشند.
جان را در نظر بگیرید، پدری که فکر می کرد پسرش را از درون و بیرون می شناسد. پسرش وقتی بزرگ شد همیشه به ورزش علاقه داشت، اما وقتی جان در کالج به ملاقات او رفت، وقتی فهمید پسرش رشته خود را به علوم محیطی تغییر داده است، شوکه شد. جان گفت: “من هیچ نظری نداشتم.” “این چیزی نبود که ما تا به حال در مورد آن صحبت کرده باشیم.” این عدم آگاهی به این معنی نیست که جان پدر و مادر خوبی نیست. این به سادگی نشان داد که زندگی پسرش چقدر تغییر کرده است، زیرا او در بزرگسالی طبق شرایط خود حرکت می کند.
همانطور که کودکان بالغ می شوند، ممکن است به روش های شگفت انگیزی تکامل پیدا کنند. آنها ممکن است شغل های جدیدی را دنبال کنند، سرگرمی های جدیدی به خود بگیرند یا حتی ارزش های خود را تغییر دهند. شرکت در مکالمات فراتر از تدارکات روزانه برای شناخت صادقانه فرزند بزرگسال شما ضروری است. از برنامه های آنها بپرسید، چه چیزی آنها را هیجان زده می کند و اخیراً به چه چیزهایی فکر می کنند.
3. آیا به استقلال و مرزهای آنها احترام می گذارید؟
شناخت فرزند بالغ خود همچنین به معنای شناخت نیاز او به خودمختاری است. همانطور که نقل قول اتو فرانک نشان می دهد، اغلب بین کودکی که زمانی می شناختید و بزرگسالی که تبدیل شده اید فاصله وجود دارد. این نسخه بزرگسال از فرزند شما احتمالاً افکار، احساسات و تجربیاتی خواهد داشت که منحصراً متعلق به اوست. احترام گذاشتن به استقلال آنها – و درک اینکه ممکن است نخواهند همه چیز را با شما در میان بگذارند – برای درک واقعی اینکه چه کسی شده اند بسیار مهم است.
لیزا را مثال بزنید، مادری که همیشه درگیر زندگی دخترش بود. وقتی دخترش برای شروع اولین کارش در شهری دیگر به خانه رفت، لیزا به سختی رها کرد. او می خواست همه چیز را بداند: دخترش روزانه چه می کند، چه احساسی دارد و با چه کسانی وقت می گذراند. با این حال، با گذشت زمان، لیزا متوجه شد که دخترش به فضایی نیاز دارد تا خود را خارج از خانواده تعریف کند. لیزا گفت: “باید به یاد بیاورم که اکنون زندگی اوست، نه من.”
برای اینکه صادقانه فرزند بزرگسال خود را بشناسید، در برابر میل به کنترل یا بررسی بیش از حد مقاومت کنید. به حریم خصوصی آنها احترام بگذارید و به آنها اجازه دهید مسیر خود را طی کنند. آنها ممکن است نخواهند همه جزئیات را به اشتراک بگذارند، و این اشکالی ندارد.
چقدر باید بدانیم؟
در حالی که طبیعی است که بخواهید در زندگی کودک بزرگسال خود در ارتباط باشید و درگیر باشید، همچنین مهم است که تشخیص دهید آنها شخص آنها هستند و تجربیات خود را دارند. یکی از چالش برانگیزترین اما ضروری ترین گام ها در تربیت کودکان بزرگسال، یادگیری رها کردن است. این به معنای رها کردن رابطه نیست، بلکه به کودک اجازه میدهد تا به طور مستقل رشد کند، اشتباه کند و طبق شرایط خود موفق شود.
به عنوان والدین، ما باید بین مشارکت و احترام به استقلال آنها تعادل برقرار کنیم. این در مورد دانستن تمام جزئیات زندگی آنها نیست، بلکه در مورد حضور آنها در زمانی که به ما نیاز دارند و ارائه حمایت بدون فراتر رفتن از مرزها است.
نکاتی برای والدین
به طور آشکار و منظم ارتباط برقرار کنید: با فرزندتان در ارتباط باشید، اما مطمئن شوید که مکالمات به جای هدایت کردن، بر گوش دادن تمرکز دارند.
به مرزهای آنها احترام بگذارید: درک کنید که برخی از جنبه های زندگی آنها خصوصی است، و این اشکالی ندارد.
برای تغییر باز باشید: ممکن است فرزند شما آن کسی نباشد که در دوران جوانی خود بوده است. رشد آنها و شخصی که تبدیل شده اند را در آغوش بگیرید.
حمایت از استقلال: آنها را تشویق کنید تا خودشان تصمیم بگیرند، حتی اگر همیشه با آنها موافق نیستید.
افکار نهایی
در نهایت، شناخت فرزند بالغ شما یک فرآیند مستمر است که به صبر، احترام و تمایل به پذیرش ماهیت در حال تکامل زندگی آنها نیاز دارد. با تقویت ارتباطات باز، احترام به مرزهای آنها و تصدیق استقلال آنها، می توانید یک رابطه قوی و سالم را حفظ کنید که به هر دوی شما امکان رشد می دهد.