[ad_1]

این هفته از یکی دیگر از دوستانم شنیدم: “من به ترک کشور برای روز انتخابات فکر می کنم.” روشن می شود که این گفتگو در مورد مقصد تعطیلات نیست، بلکه بیان ناراحتی در مورد پیامدهای انتخابات در یک ملت تقسیم شده است. زمانی صحبت از فرار از ایالات متحده عبارتی بود مانند: «من نمیخواهم در کشوری زندگی کنم که فلان رئیس جمهور آن فلانی است.» اما این روزها رنگ تیره تری وجود دارد. آمریکایی ها از قیام خشونت آمیز، از درگیری مسلحانه، از جنگ داخلی می ترسند.
ترس از خشونت گسترده است، به طوری که 72 درصد از آمریکایی ها نگران خشونت های سیاسی پس از انتخابات هستند. ای کاش می توانستم با اطمینان قطعی که بدون توجه به نتیجه انتخابات، صلح در کشور ما حفظ خواهد شد، ناراحتی آنها را خاموش کنم. اما با توجه به قیام 6 ژانویه و سوء قصدهای متعدد علیه یک نامزد ریاست جمهوری، حتی یک خوشبین مانند من باید به احتمال خشونت اعتراف کند. بنابراین، نمی توانم بگویم که این اتفاق نخواهد افتاد، با این حال شاید اوضاع آنقدر که ما می ترسیم وخیم نباشد.
تحقیقات نشان میدهد که آمریکاییها عمدتاً خشونت سیاسی را رد میکنند، اما ما میزان حمایت افراد طرف مقابل از استفاده از خشونت برای ابزارهای سیاسی را بهطور قابلتوجهی دست بالا ارزیابی میکنیم. دموکرات ها و جمهوری خواهان تخمین می زنند که حدود نیمی از افراد در حزب مخالف از حمله (به ویژه پرتاب سنگ) حمایت می کنند، در حالی که تنها 3 تا 4 درصد در واقع از این حمایت می کنند. به طور مشابه، 1 درصد از جمهوری خواهان و 2 درصد از دموکرات ها از قتل با انگیزه سیاسی حمایت می کنند، با این حال طرفداران معتقدند که تقریباً 40 درصد از افراد در حزب دیگر از این امر حمایت می کنند. اعطا شده 1 تا 2 درصد چیزی نیست – بیش از یک میلیون آمریکایی است. در عین حال، 31 میلیونی که ما تصور می کنیم نیست.
ذکر این نکته مهم است که این اعداد نشان دهنده حمایت از سایر افرادی است که مرتکب خشونت می شوند، نه قصد انجام آن توسط خود شخص. ما می توانیم فرض کنیم که تعداد افرادی که تمایل به مشارکت واقعی در خشونت دارند بسیار کمتر از کسانی است که از آن حمایت می کنند. جای تعجب نیست که دادهها وجود ندارند زیرا من گمان میکنم که افراد ممکن است به آسانی برنامه خود را برای ارتکاب یک عمل خشونتآمیز در نظرسنجی به اشتراک نگذارند. با این وجود، ما می دانیم که این عدد صفر نیست، و رژیم رسانه ای ما مملو از تصاویر آمریکایی هایی است که اسلحه حمل می کنند، بمب های آتش را لوب می کنند و از موانع عبور می کنند.
ذهن ما با رسانه ها تبانی می کند تا توجه خود را بر درگیری متمرکز کند. عدم تقارن اسناد انگیزشی، یک سوگیری شناختی، ما را به این باور می رساند که مخالفان ما توسط نفرت هدایت می شوند، در حالی که ما خود را مراقب و محافظ می بینیم. ما همچنین بیش از حد ارزیابی میکنیم که طرف مقابل چقدر ما را غیرانسانی میکند و هرچه تعصب طرف مقابل نسبت به خود را بیشتر کنیم، از اقدامات تهاجمی نسبت به آنها حمایت میکنیم. رزمندگان بیشتر در ذهن ما حضور دارند تا در میان ما، اما این بازنمایی های ذهنی نگرانی ما را برانگیخت.
اطلاعات واقعی در مورد برآوردهای متورم تهدید ممکن است ترس شما را از وقوع خشونت کاهش دهد یا نکند. به هر حال، بیشتر ما می دانیم که احتمال مرگ در هواپیما کمتر از ماشین است، اما ترس از پرواز بسیار ناتوان کننده تر از اضطراب رانندگی است. یکی از دلایل این اختلاف، کنترل است. وقتی در فرمان هستیم، احساس می کنیم که کنترل بیشتری بر سرنوشت خود داریم و دانستن اینکه می توانیم بر نتیجه تأثیر بگذاریم، ترس ما را کاهش می دهد. با توجه به قدرت درمانی کنترل، چه چیزی می تواند به ما کمک کند تا ترس خود را در مورد خشونت سیاسی مدیریت کنیم؟
اول، ما میتوانیم تعصبات خود را نسبت به افراد آن سوی طیف سیاسی به چالش بکشیم. ما می توانیم به خود یادآوری کنیم که رسانه ها و ذهن ما ما را علیه آنها سوگیری می کند. میتوانیم تشخیص دهیم که آنقدر که تصور میکنیم تقسیم نشدهایم و بیشتر از آنچه که تصور میکنیم، مشترک هستیم. آمریکایی ها دارای ارزش های اصلی مانند خدمات، میهن پرستی و دو حزبی بودن هستند. ما در مورد مسئولیت پذیری و نمایندگی دولت و همچنین حمایت از آزادی های قانون اساسی و اجرای عادلانه قوانین توافق داریم. علاوه بر این، همه ما خواهان برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه هستیم، از حقوق برابر حمایت می کنیم و نمی خواهیم مقامات دولتی از قدرت خود سوء استفاده کنند. در نظر گرفتن این اهداف یکپارچه ممکن است به ما کمک کند بیشتر احساس ارتباط و ترس کمتری داشته باشیم.
آیا به دلیل تعصب یا ترس از دوستان یا خانواده فاصله گرفته اید؟ تصحیح برداشت نادرست ما از مردم در سراسر طیف سیاسی ما را در چارچوب ذهنی مناسبی برای ترمیم روابط گسسته قرار می دهد. تشخیص اینکه افراد طرف مقابل بعید است طرفداران خشونت علیه طرف شما باشند، ممکن است به شما کمک کند در حضور آنها راحت تر باشید. پیوندهای ما با یکدیگر یک دارایی ضروری است زیرا با هم در جهت یک هدف مشترک برای پیشگیری و پاسخ به خشونت کار می کنیم. با عزیزان خود تماس بگیرید، دوباره با دوستان خود ارتباط برقرار کنید، با همسایه خود صحبت کنید، عذرخواهی کنید و ببخشید. هر یک از ما قدرت تقویت روابطی را داریم که می تواند کشورمان را در برابر نیروهای تفرقه افکن متحد کند.
[ad_2]