22:57 - 2025/03/17

چرا کارهایی را انجام می دهیم که پشیمان می شویم

[ad_1] در حالت ایده آل ، ما هرگز از کاری که انجام می دهیم پشیمان نخواهیم شد زیرا همیشه تصمیمات خوبی می گیریم. اگر هدف ما این است که همیشه انتخاب های خوبی انجام دهیم ، چرا ما در نهایت کارهای بد را انجام می دهیم؟ این واقعیت که از انجام کاری...

چرا کارهایی را انجام می دهیم که پشیمان می شویم

[ad_1]

در حالت ایده آل ، ما هرگز از کاری که انجام می دهیم پشیمان نخواهیم شد زیرا همیشه تصمیمات خوبی می گیریم. اگر هدف ما این است که همیشه انتخاب های خوبی انجام دهیم ، چرا ما در نهایت کارهای بد را انجام می دهیم؟

این واقعیت که از انجام کاری پشیمان می شویم به معنی:

  1. بخشی از ما منطقی و تفکر وجود دارد که انتظاراتی از نحوه عملکرد ما دارد
  2. یک بخش دیگر ، کمتر عقلانی از ما وجود دارد که شل می شود و به روشهایی که نمی خواهیم عمل می کنیم.

بنابراین ، ما با شخصی که می دانیم برای ما بد است. یا ما محدودیت هایی را برای فرزند خود تعیین نمی کنیم اگرچه می دانیم که لازم است. یا ما از گفتن شریک زندگی خود که واقعاً از آنها می خواهیم خودداری می کنیم.

چه چیزی ما را از بازیگری باز می دارد که چگونه دوست داریم عمل کنیم؟

به این نتیجه می رسد:

ذهن منطقی ما به ما می گوید که چگونه عمل کنیم ، اما احساسات ما در این راه قرار می گیرد. به جای انجام کاری که می دانیم باید انجام دهیم ، احساسات ما نمایش را اجرا می کند.

ارتباط بین احساسات و روایات

چگونه ممکن است احساسات من “اجرای نمایش” باشد اگر به عنوان مثال ، من در یک رابطه ناسالم بمانم؟ شاید من می ترسم که تنها باشم ، یا احساس می کنم لیاقت درمان بهتری ندارم ، یا می خواهم به شریک زندگی خود در تغییر و غیره کمک کنم.

اگر احساسات من نمایش را اجرا می کند ، سوال واقعی که باید بپرسم این است چگونه آن احساسات از من وارد شد؟

این جایی است که روایات وارد می شوند. (برای بررسی سریع درباره روایت ها ، پست اصلی من را بررسی کنید ، “چگونه روایت های مادام العمر و ناسالم را تشکیل می دهیم. “)

هر وقت احساسات شدید ما بر تفکر عقلانی ما غلبه می کند ، روایتی در حال بازی است. روایت ها – که اغلب مبتنی بر تجربیات دوران کودکی ما هستند – احساسات شدید از گذشته به حال ما را تحمل می کنند.

به عنوان مثال ، اگر من در یک رابطه بد بمانم زیرا من از تنها بودن وحشت دارم – آنقدر وحشت کردم که به تفکر منطقی خود گوش نمی دهم – این ترس احتمالاً منشأ آن در تجربیات کودکی من است که روایتی قدرتمندی ایجاد کرده است. این روایت ممکن است مواردی از این قبیل را به من بگوید ، “بهتر است توجه بد را از توجه به هیچ وجه جلب کنیم” ، یا “اگر من تنها بمانم ، دنیای من کاملاً فروپاشیده می شود.”

پیام آن هر چه باشد ، روایات – و احساساتی که آنها به همراه دارند – نحوه عملکرد ما را نشان می دهد.

مگر اینکه با زخم های کودکی خود سر و کار داشته باشیم ، هر زمان که احساسات کودکی ما (یعنی ترس من از تنها بودن) به روایت های قدیمی اعتماد خواهیم کرد. سپس خودمان را از تصمیمات و اقدامات خود پشیمان خواهیم کرد.

آیا باید نسبت به چیزهایی که پشیمان می شوید احساس گناه کنید؟

بله و نه گناه می تواند یک نیروی انگیزشی باشد. همچنین می تواند در هنگام شدید بودن مخرب باشد.

به عبارت دیگر ، خود را نسبت به تصمیمات/اقداماتی که پشیمان می شوید پاسخگو باشید ، اما خود را مورد ضرب و شتم قرار ندهید. این به کسی کمک نمی کند.

درعوض ، در مورد خود کنجکاو باشید و کشف کنید که چه روایاتی با چگونگی و چه کسی می خواهید در جهان باشید.

کاری که می توانید در مورد همه اینها انجام دهید

اگر تصمیم می گیرید و به طریقی که پشیمان می شوید عمل می کنید ، این نشانه این است که روایت های اولیه دارید که در زندگی شما دخالت می کند. هنگامی که آنها را تشخیص دادید ، می توان این روایات را کنترل کرد. نحوه انجام این کار در پست هفته آینده ، “چگونه روایت های ناسالم خود را تغییر دهید.” با ما همراه باشید!

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان