آیا تا به حال احساس کرده اید که دیگر نمی خواهید بیرون بروید؟
نه به این دلیل که ناراحت هستید. نه به این دلیل که اشتباه است. اما به این دلیل که ایده معاشرت ، گپ زدن ، لبخند زدن –اجرا– فقط احساس خستگی می کند؟
شما نمی خواهید قرار ملاقات بگذارید. شما نمی خواهید معاشقه کنید. شما حتی نمی خواهید با دوستان ملاقات کنید. امروز نیست این هفته نیست شاید حتی در این ماه نباشد.
در عوض ، شما فقط می خواهید در خانه باشید. ساکت یک فنجان چای گرم. یک کتاب موسیقی یا فقط در بیرون نشسته ، به پرندگان گوش می دهید. (یا فریاد زدن – همانطور که دوست من یک بار گفت ، “آیا ما حتی می دانیم که آنها آواز می خوانند یا می جنگند؟” به هر صورت ، زیباست.)
شما می خواهید کارها را طبق شرایط خود انجام دهید. بدون اجبار بدون تظاهر عادل وجودبشر و احساس می کند … درست است.
این مرا به یاد یک فیلم قدیمی روسی به نام “دختران” می اندازد. این لحظه شیرین و صادقانه وجود دارد که جوانترین شخصیت می گوید:
“من تصمیم گرفتم که ازدواج نکنم. این به تنهایی آرامش بخش است. اگر من هالووا را می خواهم ، هالووا می خورم. اگر می خواهم زنجبیل بخوانم ، من زنجبیل می خورم.”
این ساده است ، اما بسیار واقعی است. این نوع آزادی – چه چیزی را انتخاب کنید شما می خواهم ، بدون توضیح آن – این دقیقاً همان چیزی است که ما در مورد آن صحبت می کنیم.
و اگر اخیراً اینگونه احساس کرده اید؟ شما تنها نیستید و نه ، هیچ مشکلی با شما وجود ندارد.
ما در دنیایی زندگی می کنیم که ستایش اجتماعی ، شلوغ ، “در آنجا” است. بنابراین وقتی می گویید ، “من فقط می خواهم در حال حاضر تنها باشم” ، ممکن است مردم نگران باشند. اما اگر تنهایی یک شکست نباشد … اگر این یک پیشرفت باشد ، چه می شود؟
شادی از دست رفتن
برخی از روانشناسان اکنون آن را “شادی از دست دادن” می نامند – این احساس آرامش و محتوا هنگام شما است نه برای همه چیز و همه ظاهر شوید (باری و همکاران ، 2023). شما از زندگی اجتناب نمی کنید – شما نسخه ای از آن را انتخاب می کنید که بیشتر شبیه آن است شمابشر
یادم می آید وقتی تصمیم گرفتم استفاده از اینستاگرام را متوقف کنم. من تمام چت های WhatsApp خود را خاموش کردم ، به سختی فیس بوک را لمس کردم و مانند فضای مقدس روی ایمیل خود نگه داشتم (زیرا ، بیایید صادق باشیم – کار هنوز وجود دارد). فیس بوک آسان بود که رها شود. اینستاگرام؟ آن یکی کمی وقت گرفت. من اصرار داشتم که دائماً بررسی کنم. ترس از دست رفتن (گوپتا و شارما ، 2021) بسیار واقعی بود. اما بعد از یک هفته یا بیشتر … ساکت شد. صلح آمیز فهمیدم که رسانه های اجتماعی در روز ، در روز ، در افکار من ، در سیستم عصبی من چقدر فضای اجتماعی را تجربه کرده اند.
و به آرامی ، من شروع به بازگشت به منبشر
برای من ، تنهایی مرحله ای نبود که بعد از فرسودگی به آن افتادم. این اوایل ظاهر شد – قبل از اینکه حتی فهمیدم که چیست.
قبل از کلاس اول ، اتفاق بزرگی در زندگی من رخ داده است (داستانی برای یک روز دیگر) ، و من شش ماه مدرسه را از دست دادم. وقتی برگشتم ، همه می توانستند بخوانند ، حساب کنند ، ریاضی کنند و من نتوانستم. احساس پشت کردم و معلم من – در نظر گرفتن کمک – من را احمق کرد.
من بزرگ شده بودم که روسی صحبت می کردم ، اما این یک مدرسه قزاق بود. یادگیری گرامر و ادبیات به زبانی متفاوت یک چالش بزرگ بود. من همچنین واقعاً نمی دانستم که چگونه با دختران کلاس خود بازی کنم – من همیشه با ناپدری و دوستانم در خارج از خانه بودم و “بازی های پسران” را بازی می کردم. معلمان هم چنین را دوست نداشتند.
سرانجام ، مادرم مرا به یک مدرسه روسی منتقل کرد. مجبور شدم از آنجا شروع کنم. کتاب های جدید ، قوانین جدید ، همه چیز جدید. و این زمانی است که تنهایی برای من چیزی قدرتمند شد.
من خودم شروع به گذراندن ساعت ها کردم و مطالعه کردم. یادگیری بی سر و صدا گرفتن و بعد – پرشور. من دانشجوی شدم. من وارد مسابقات زبان و ادبیات روسی شدم. و راستش ، من دوست داشتنی آن من نمی خواستم بیرون بروم. نیازی به من در حباب کوچک یادگیری خود بسیار تحقق یافتم.
در دبیرستان ، من به خانه می آمدم ، در اتاقم وعده های غذایی می خورم و کل روز را با کتاب هایم می گذرانم. نه تنها – فقط متمرکز. مادرم فکر می کرد که این ناسالم است و مرا برای معاشرت به یک اردوگاه تابستانی فرستاد. و بله ، من سرگرم شدم. من دوست شدم اما وقتی دانشگاه شروع کرد؟ من به طور طبیعی به آنچه احساس درست می کرد برگشتم. مطالعه در حال رشد با خودم بودنبشر
این زمانی است که فهمیدم: تنهایی مرحله ای نبود. جایی بود که من رونق گرفتهبشر
ما اغلب فکر می کنیم که تنها بودن با افزایش سن همراه است. اما برای برخی از ما از تجربه ناشی می شود. تنهایی به یک فضای امن تبدیل می شود. یک فضای مقدس مکانی برای بازگشت به خانه.
یکی از کتابهای مورد علاقه من ، کتاب زندگی و مرگ تبت، می گوید:
“ما تنها به این جهان می آییم و آن را تنها می گذاریم.”
پس چرا یاد نمی گیرید که از شرکت خود لذت ببرید در حالی که اینجا هستید؟
البته ما به مردم احتیاج داریم. اما ما نیز نیاز داریم خودمانبشر وقت ما رویاهای ما ساکت ما
تنهایی ترمیمی
و وقتی در شرکت خود شادی پیدا می کنید؟ این آزادی است که هیچ کس نمی تواند از شما بگیرد. روانشناسان آن را صدا می کنند تنهایی ترمیمی– نوع زمان تنهایی که شما را تخلیه نمی کند ، اما در واقع شما را به عقب می اندازد (توماس ، 2023). این به معنای ضد اجتماعی بودن نیست. این در مورد بازگرداندن استقلال است – یکی از اساسی ترین نیازهای روانشناختی ما.
وقتی سکوت را انتخاب می کنید ، ذهن شما کند می شود. سیستم عصبی شما بازدم می کند. شما متوقف می شوید و شروع به بودن می کنید. شما در حال فرار از زندگی نیستید. شما به خود باز می گردید.
برخی از لحظات مورد علاقه من ساکت ترین است: چای و کیک. یک کنسرت در پس زمینه. هیچ تلفن در چشم نیست. یک انبه رسیده پس از آن.
بعضی اوقات من روی بالکن می نشینم ، فقط درخت را در بیرون تماشا می کنم. روشی که در باد می چرخد - مانند رقص احساس می شود.
و صبح ها؟ آیین کوچک من تخم مرغ با پنیر ، توت فرنگی ، آب گرم لیمو. فقط من ، طلوع آفتاب و شروع آهسته قبل از کار من. این است این شادی من است. مقدس است
اگر پدر و مادر هستید ، می دانید – زندگی است بلند و پربشر یادم است که پسرم را در حالی که دخترم هنوز کوچک بود ، از شیر مادر تغذیه کردم. حتی وقت نفس کشیدن نداشتم. دوش من پناهگاه من شد. پانزده دقیقه از زمان تنهایی احساس طلا می کرد.
هرچه پیرتر می شویم ، انرژی ما از جهات زیادی کشیده می شود – بچه ها ، کار ، روابط ، انتظارات. حتی شادی می تواند احساس سنگینی کند وقتی خسته هستید.
این مرحله ای که در آن هستید؟ این به معنای ضد اجتماعی بودن نیست. این در مورد انرژی است. باتری اجتماعی شما تخلیه می شود – و گاهی اوقات تنها راه شارژ مجدد ، چرخاندن به سمت داخل است.
گاهی اوقات ، این به معنای انتخاب است شمابشر شاید است ، یک فاز یا شاید این یک تغییر باشد. شاید شما نسخه ای از خودتان را پشت سر بگذارید – کسی که به همه چیز بله گفت ، وقتی احساس نمی کنید لبخند بزنید ، لبخند زد و تا زمانی که چیزی باقی نگذاشتید. شاید این شما باشد هنوز فصل– یک زمان آرام که در آن متوقف می شوید و از تعقیب اتصال استفاده می کنید و شروع به گرامی داشتن شرکت خود می کنید.
شما بسته نمی شوید. شما باز می شوید شما پنهان نیستید شما در حال بهبودی هستید.
شما نمی خواهید توضیح دهید. یا اجرا کنید. یا سازش شما نمی خواهید مطابقت داشته باشید یا متناسب باشید. شما فقط می خواهید بودن—Free ، نرم ، کثیف ، واقعی. و این زیباست. شما از عشق تسلیم نمی شوید. شما در نهایت آن را به خودتان می دهید.
چه این فصل یک هفته یا یک سال طول بکشد ، به شما در رشد کمک می کند.
صلح برای شما چگونه است؟