منبع: عکس آندریا پیاکادیو / Pexels
قطع رابطه با یک خانواده بیولوژیکی سمی می تواند یکی از عاطفی ترین و پیچیده ترین تصمیماتی باشد که یک فرد می تواند بگیرد. برخلاف پایان دوستی ها یا روابط عاشقانه، روابط خانوادگی اغلب تخطی ناپذیر و بدون قید و شرط در نظر گرفته می شود. تصمیم به جدایی از یک خانواده سمی می تواند مملو از احساس گناه، درگیری عاطفی و انتظارات اجتماعی باشد. اما چرا جدایی از خانواده بیولوژیکی شما اینقدر دشوار است، حتی زمانی که آنها منشأ درد و آسیب های شدید هستند؟
1. شرطی شدن قدرتمند وفاداری خانواده
از بدو تولد، ما با روایتهای اجتماعی و فرهنگی احاطه شدهایم که خانواده را به عنوان پیوند نهایی و ناگسستنی میسازد. عباراتی مانند “خون غلیظ تر از آب است” یا “خانواده همه چیز است” در فرهنگ ما نفوذ می کند و نشان می دهد که مهم نیست چه اتفاقی می افتد، روابط خانوادگی باید به هر قیمتی حفظ شود. این یک باور درونی ایجاد می کند که وفاداری به اعضای خانواده یک تعهد اخلاقی است، صرف نظر از اینکه این روابط چقدر سمی یا مضر است.
بسیاری از افراد در خانوادههای مسموم احساس مسئولیت عمیقی برای «رفع» چیزها میکنند، که اغلب بار عاطفی را برای سالها به دوش میکشند. این پویایی روانشناختی ممکن است ریشه در نظریه دلبستگی داشته باشد، که توضیح میدهد که پیوندهای دلبستگی اولیه با مراقبان بر نحوه تجربه روابط ما در طول زندگی تأثیر میگذارد. هنگامی که این پیوندها ناکارآمد هستند، سخت است که وفاداری خود را به خانواده خود ببینیم، حتی اگر آنها به ما آسیب بزنند (بولبی، 1988).
2. احساس گناه و دستکاری عاطفی
اعضای سمی خانواده اغلب از احساس گناه به عنوان وسیله ای برای کنترل استفاده می کنند. دستکاری عاطفی در خانوادههای ناکارآمد رایج است، جایی که والدین یا خواهر و برادر ممکن است با استناد به احساس تعهد، کسی را به ماندن در یک رابطه سوق دهند. به عنوان مثال، یکی از والدین ممکن است بگوید: “بعد از هر کاری که برای شما انجام داده ام، چگونه می توانید ترک کنید؟” یا “شما با قطع روابط خانواده را رها می کنید.”
این دستکاری عاطفی، تعیین حد و مرز را بسیار سخت می کند. کودک که اکنون بزرگ شده است، ممکن است احساس کند که وفاداری بی قید و شرط والدین خود را مدیون است، حتی زمانی که رابطه آشکارا آسیب زا است. علاوه بر این، بازماندگان محیطهای خانوادگی سمی اغلب این باور را درونی میکنند که در پویایی خانواده مقصر هستند و احساس گناه را تقویت میکنند که آنها را در این روابط ناسالم گرفتار میکند.
3. ترس از تنهایی و انگ اجتماعی
ترس از تنهایی عامل مهم دیگری است که طلاق یک خانواده سمی را دشوار می کند. خانوادههای بیولوژیکی معمولاً بهعنوان یک سیستم حمایتی اولیه دیده میشوند و ایده «بدون خانواده» بودن میتواند منجر به احساس عمیق انزوا شود. بیگانگی از خانواده یک انگ اجتماعی وجود دارد و افراد خارج از این موقعیت اغلب به طور کامل پیچیدگی های موجود را درک نمی کنند. همانطور که توسط محقق دکتر پگ استریپ اشاره شد، دوری از خانواده می تواند یک سوگیری فرهنگی داشته باشد، جایی که کسانی که روابط خود را قطع می کنند، “ناسپاس” یا “سرد” دیده می شوند، حتی اگر رابطه مضر باشد (Streep, 2021).
علاوه بر این، بسیاری از افراد می ترسند که بعداً از قطع رابطه خانواده خود پشیمان شوند. این ایده که “خانواده برای همیشه است” می تواند مردم را نگران کند که اگر یکی از اعضای خانواده از دنیا برود در حالی که آنها از هم جدا هستند، احساس پشیمانی شدید خواهند کرد. این ترس اغلب افراد را از انجام اقدامات لازم برای محافظت از سلامت روان خود باز میدارد، زیرا آنها به این امید میچسبند که ممکن است اوضاع در نهایت بهبود یابد.
4. امید به تغییر و آشتی
بسیاری از مردم در روابط خانوادگی سمی باقی می مانند، زیرا امید عمیقاً ریشه ای به تغییر اوضاع دارند. این امید میتواند قانعکننده باشد، حتی با وجود شواهد مکرر مبنی بر اینکه رفتارهای سمی بعید است بهبود پیدا کنند. امید به آشتی یا اعتقاد به اینکه اعضای خانواده ممکن است روزی به عیوب خود پی ببرند و طلب بخشش کنند، می تواند سال ها افراد را در این روابط گرفتار نگه دارد.
این امید اغلب ناشی از تجربیات اولیه تقویت متناوب مثبت است، جایی که اعضای سمی خانواده ممکن است بین لحظات مهربانی و سوء استفاده متناوب بوده باشند. این ناهماهنگی یک الگوی روانشناختی ایجاد میکند که در آن فرد منتظر آن لحظات مهربانی میشود، حتی اگر آنها کم باشند. تحقیقات نشان می دهد که این روابط، که شامل تقویت متناوب است، از سخت ترین ترک ها هستند (کیش، 2019).
خواندن ضروری Family Dynamics
5. پیچیدگی عشق و درد
یکی از چالش برانگیزترین جنبه های روابط خانوادگی سمی، ترکیب پیچیده عشق و درد است که با آنها همراه است. بر خلاف دوستی های سمی یا روابط عاشقانه، که در آن پیوندهای عاطفی ممکن است راحت تر از بین برود، عشق بین اعضای خانواده اغلب عمیقاً با خاطرات و تجربیات دردناک آمیخته است.
بسیاری از مردم با قطع رابطه خود دست و پنجه نرم می کنند زیرا با وجود آسیبی که وارد کرده اند، هنوز اعضای خانواده خود را دوست دارند. تضاد عاطفی بین تمایل به حفظ عشق خانوادگی و نیاز به محافظت از خود در برابر آسیب، نبردی درونی ایجاد می کند که می تواند فلج کننده باشد. همانطور که دکتر لوندی بنکرافت، نویسنده چرا او این کار را می کند؟، اشاره می کند که اعضای خانواده آزارگر اغلب در “زنده نگه داشتن عشق کافی” برای سخت کردن ترک کردن خوب هستند (بانکرافت، 2002).
6. شکستن چرخه تروما
برای کسانی که در خانواده های سمی بزرگ شده اند، الگوهای اختلال عملکرد اغلب از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. رهایی از این الگوها می تواند مانند یک چالش غیرقابل حل احساس شود. بسیاری از افرادی که از خانوادههای سمی هستند میترسند که همان رفتارهای سمی را در روابط خود تکرار کنند و تصمیم به ترک حتی بیشتر احساس میکند. این ترس از تداوم چرخه تروما می تواند موانع روانی بیشتری برای جدا شدن از سیستم خانواده ایجاد کند (لوین، 2010).
نتیجه گیری
طلاق از یک خانواده بیولوژیکی سمی یک فرآیند عاطفی پیچیده و چالش برانگیز است. وفاداری ریشهدار، احساس گناه، فشارهای اجتماعی، ترس از تنهایی و امید به آشتی، همگی به چالش دور شدن از این روابط کمک میکنند. با این حال، اولویت دادن به سلامت روانی و عاطفی برای بهبودی و رهایی از پویایی های مضری که خانواده های سمی تداوم می بخشند، حیاتی است.
در پایان، در حالی که تصمیم به قطع رابطه با یک خانواده سمی اغلب مملو از درد عاطفی است، میتواند گامی ضروری برای حفظ خود و رشد باشد. تعیین مرزهای سالم و یافتن روابط حمایتی خارج از سیستم خانواده می تواند به بهبودی و احساس آرامش درونی بیشتر منجر شود.