20:07 - 2024/10/24

چرا دوستی های زنانه اینقدر سخت است؟

[ad_1] زنان به گونه‌ای تربیت شده‌اند که بر این باورند که آن‌ها جنسیت مهربان‌تر و دلسوزتر هستند. از دوران دختری به آنها گفته می شود که طبیعت ذاتی آنها این است که دوستانه، مهربان، سخاوتمند و مهمان نواز باشند و دیگران را در اولویت قرار دهند ...

چرا دوستی های زنانه اینقدر سخت است؟

[ad_1]

زنان به گونه‌ای تربیت شده‌اند که بر این باورند که آن‌ها جنسیت مهربان‌تر و دلسوزتر هستند. از دوران دختری به آنها گفته می شود که طبیعت ذاتی آنها این است که دوستانه، مهربان، سخاوتمند و مهمان نواز باشند و دیگران را در اولویت قرار دهند و همیشه با لبخند. اگر این درست باشد، منطقی است که حفظ دوستی بین زنان باید آسان باشد. با این حال، بسیاری از زنان از روابط دوستانه زنانه خود ابراز نارضایتی می کنند.

فمینیست ها با استناد به تحقیقاتی که تأثیر مثبت این روابط را بر سلامت روانی، عاطفی و حتی جسمی زنان نشان می دهد، همیشه بر اهمیت دوستی همجنس گرایان برای زنان تأکید کرده اند (Felmlee, Sweet, & Sinclair, 2012). در عین حال از هنجارهای فرهنگی و سیستمی انتقاد می کنند که حفظ این دوستی ها را دشوار می کند. درک این هنجارها بسیار مهم است، زیرا آنها به شدت بر دوستی زنان تأثیر می گذارند.

انتظار از خود گذشتگی

زنان برای اولویت دادن به هماهنگی و مراقبت در روابط خود اجتماعی می شوند. در سالم‌ترین شکل خود، این می‌تواند منجر به دوستی‌های صمیمی، متقابل و حمایت‌کننده شود و هر زن در گروه دوستان به نیازهای دیگران توجه کند (بامگارت و نلسون، 2009؛ فهر، 2004؛ فاکس و همکاران، 1985). . در ناسالم‌ترین شکل خود، اجبار زنان به فداکاری در دوستی‌هایشان، تعیین حد و مرز، ابراز احساسات منفی یا رویارویی با تعارض را برای آنها دشوار می‌سازد. در نتیجه، کینه و خصومت در پشت مشعل می جوشد، بدون توجه.

انتظار شدت رابطه

از آنجایی که از زنان انتظار می رود در روابط دوستانه خود فداکار باشند، از دوستان خود نیز تمایل دارند که از خودگذشتگی کنند. دوستی‌ها سنگین و از نظر احساسی سنگین می‌شوند و فضای کمی برای زنان باقی می‌گذارد تا بدون نقض یک قرارداد رابطه‌ای از خودگذشتگی متقابل، خود را در اولویت قرار دهند. این می تواند انتظاری از شدت رابطه ایجاد کند که حفظ آن دشوار و شاید حتی غیرممکن است.

انتظار منابع محدود

کوکتل سمی برتری سفیدپوستان، مردسالاری و نابرابری جنسیتی در طول تاریخ، زنان، به ویژه زنان رنگین پوست را به رقابت برای منابع محدودی مانند آموزش، شغل، و ترفیع واداشته است. از آنجایی که فرصت‌ها محدود است، زنان خود را در رقابت می‌بینند و دائماً خود را با یکدیگر مقایسه می‌کنند تا تعیین کنند چه کسی «به احتمال زیاد» موفق می‌شود. متأسفانه، این مشکل سیستماتیک باعث می‌شود که زنان به‌عنوان کلیشه‌ای، بداخلاق، خنجر به پشت یا تضعیف کننده برای زنان دیگر تصور شوند، بدون اینکه بپرسند این نگرش‌ها یا رفتارها از کجا می‌آیند (Kark et al., 2024). این تصور باعث می شود که زنان تمایلی به دوستی با یکدیگر نداشته باشند و ظرفیت آنها را برای آسیب پذیری، اعتماد و صمیمیت محدود می کند.

انتظار از اولویت دادن به خانواده

تحت حاکمیت پدرسالاری، از زنان انتظار می رود که ازدواج کرده و مادر شوند، اگر می خواهند «بالاترین خواسته طبیعی» خود را انجام دهند. با انجام این کار، از آنها انتظار می رود که همسر و فرزندان خود را در اولویت قرار دهند – معمولاً به قیمت هزینه شغلی، سرگرمی ها و روابط افلاطونی. دوستان زن دیرینه ازدواج می کنند، بچه دار می شوند و به آرامی از هم دور می شوند زیرا تعهدات خانگی آنها را از سرمایه گذاری روی یکدیگر باز می دارد. علاوه بر این، ایجاد دوستی های جدید پس از ازدواج و مادر شدن به طور فزاینده ای دشوار می شود، زیرا وظایف خانوادگی آنها را غرق، کار بیش از حد، خسته و بیگانه می کند. این موضوع می‌تواند در خانه‌های مذهبی تشدید شود، جایی که انتظار می‌رود شوهرش بهترین دوست او باشد (علیرغم شواهدی که نشان می‌دهد این اغلب پویایی رضایت‌بخش نیست).

تغییر روایت و تغییر انتظارات

تغییر هنجارهای فرهنگی در جامعه ما زمان می برد، اما زنان می توانند در این میان گام های افزایشی برای داشتن دوستی های زنانه بهتر و رضایت بخش تر بردارند. اولاً، زنان باید در جهت تمرکز باز بودن و اصالت در روابط خود تلاش کنند. پر کردن احساسات به خاطر “همراهی” سالم نیست و به مرور زمان باعث ایجاد خصومت و رنجش می شود. با رد هنجارهای فرهنگی ایثار، زنان می توانند روابطی را با محوریت مراقبت از خود و مراقبت از یکدیگر آغاز کنند.

دوم، مبارزه با درک رقابت و مقایسه مهم است. زنان فمینیست از دیرباز بر اهمیت دوستی زنان برای پیشبرد آزادی زنان و برابری جنسیتی تاکید کرده اند. برای انجام این کار، زنان باید به جای رقابت برای آنها، نگرش کمک های جمعی و به اشتراک گذاری منابع را برای منافع جمعی اتخاذ کنند.

در نهایت، زمان لغو انتظارات فرهنگی است که به زنان می‌گوید پس از ازدواج، روابط افلاطونی خود را از مرکز خارج کنند. انسان ها موجودات پیچیده ای هستند که همگی به ارتباطات متنوع با دیگران نیاز دارند و نیاز زن به دوستی های زنانه کاهش نمی یابد و همسر یا شریک زندگی جایگزین آن نمی شود.

با تغییر این هنجارهای اجتماعی، زنان می توانند شروع به پرورش دوستی های زنانه قدرتمند و متحول کنند که ریشه در عشق دارد، نه انتظار.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان