بیماران به عنوان متخصص
در طول 40 سال گذشته ، یک تغییر چشمگیر از سوی پزشک متخصص رخ داده است که باید به عنوان متخصصان بدن خود مورد احترام و فزاینده برای بیماران قرار گیرد. ما به عنوان محقق ، ما گروه های مشارکت بیمار را قبل ، حین و بعد از تحصیلات خود اداره می کنیم. برای شنیدن صدای آنها از روشهای کیفی استفاده کنید. و نظرسنجی ها را برای به دست آوردن بازخورد خود انجام دهید. ما به عنوان معلمان ، از طرفداران بیمار می خواهیم كه تجربیات خود را در مورد بیماری با دانش آموزان خود به اشتراک بگذارند و به عنوان پزشكان ، هدف ما تصمیم گیری مشترک و رضایت آگاهانه را قبل از شروع هرگونه مداخله به دست می آوریم.
این همه عالی است و بیمار را در مرکز کارهایی که انجام می دهیم قرار می دهد. همچنین به طور فزاینده ای در سیاست با تمایل به انتخاب بیماران در مورد آنچه پزشک ، بیمارستان و چه درمانی انجام می دهد ، به طور فزاینده ای منعکس می شود. بنابراین ، مشکل چیست؟
علائم پیچیده است
داشتن یک علامت ، نامگذاری این علامت ، و گرفتن آن علائم به پزشک آنقدر ساده نیست که به نظر می رسد. آیا گرسنگی است؟ درد؟ خستگی؟ استرس؟ کسالت یا تنهایی؟ آیا سوء هاضمه است یا حمله قلبی؟ یا فقط باد است؟ آیا پزشک می تواند کمک کند ، و آیا پرسیدن آن بسیار شرم آور است؟
علائم ادراکات است ، نه احساسات ، که باید مورد توجه و نامگذاری قرار بگیرند و این روند تحت تأثیر احساسات ما ، چقدر شلوغ هستیم ، احساس خود و تجربیات گذشته ما از بدن خودمان ، کسانی از دوستان و خانواده های ما و سیستم مراقبت های بهداشتی است. ما ممکن است در حال حاضر متخصص باشیم ، اما ممکن است در این احساس خطایی رخ دهد. بنابراین ، وقتی تصمیم می گیریم که یک علامت داشته باشیم و بعد از آن تصمیم بگیریم که علائم خود را به پزشک برسانیم ، ما به کمک نوع دیگری از متخصص نیاز داریم تا آنچه را که اتفاق می افتد را انجام دهیم.
درمان ها نیز پیچیده هستند
هیچ درمانی برای همه افراد در همه زمان ها کار نمی کند. بیشتر آنها عوارض جانبی دارند و حتی اگر کار کنند ، ممکن است خیلی طولانی کار نکنند. انتخاب کدام روش درمانی برای دریافت و تا چه مدت پیچیده است و شامل وزن دادن داده ها برای هر دو فوری و طولانی مدت است. با این حال ، بیماران انتخاب خود را انجام می دهند که بر اساس انواع داده ها کدام درمان را انجام می دهد.
ما بدون در نظر گرفتن هزینه های بلند مدت ، مزایای فوری می خواهیم. ما حتی بدون در نظر گرفتن هزینه های فوری ، مزایای فوری می خواهیم. ما از داستان موفقیت دوست خود نسبت به داده های جمعیتی مطالعات بسیار بیشتر مورد توجه قرار می گیریم و احساسات ریشه ای نسبت به مواد مخدر یا جراحی داریم که حتی نمی دانیم که داریم. و توانایی ما برای افزایش خطر خطر ناامید کننده است.
ما ممکن است متخصص در مورد تمایل به درمان سلامتی خود باشیم. اما قضاوت ما در مورد اینکه کدام درمان باید چنان ابری باشد که دیدگاه عینی و عینی دیگر همیشه مفید است.
انجام هیچ کاری دشوار نیست
و سپس همیشه گزینه انجام هیچ کاری وجود ندارد. وقتی پزشکان تصمیم می گیرند وقت خود را بگیرند و ببینند چه اتفاقی می افتد ، این “انتظار مراقبتی” نامیده می شود. همچنین می توان آن را “کاهش آسیب” نامید که عوارض جانبی مراقبت از مزایا بیشتر باشد.
بعضی اوقات وقتی به نظر نمی رسد روزهای اضافی یا هفته های به دست آمده دیگر ارزش آن را داشته باشد ، کیفیت زندگی نسبت به کمیت است. و گاهی اوقات این است که اجازه دهید کسی در آرامش و با عزت در زمان خود بمیرد. وقتی چیزی در دسترس باشد ، انجام هیچ کاری انتخاب سختی نیست و گفتن “نه” حتی سخت تر است وقتی که این چیزی ارائه شده است. و تمام احساسات ، اعتقادات و مدیریت ریسک ما اغلب منجر به “ممکن است این کار را انجام دهد” ، “چه ضرری می تواند انجام دهد؟” و “چه چیزی برای از دست دادن وجود دارد؟” ما ممکن است کارشناسان بدن خود باشیم ، اما گاهی اوقات به یک متخصص دیگر نیاز داریم تا به ما بگوییم که انجام هیچ کاری متخصص ترین کاری است که می توانیم انجام دهیم.
بنابراین ، آیا مشکلی وجود دارد؟
مراقبت از بیمار محور ، بیمار را در قلب سیستم مراقبت های بهداشتی قرار می دهد ، جایی که آنها می توانند بر آنچه تحقیقات انجام می شود تأثیر بگذارد و به کدام روشهای درمانی ارائه می شود. مشکلی نیست
وکالت بیمار به بیماران صدا می دهد و مشخصات نحوه احساس بیماران و آنچه برای آنها مهم است را بالا می برد. همچنین ، مشکلی نیست.
انتخاب بیمار بیماران را قادر می سازد تا در معالجه خود که می پذیرند ، حرفی برای گفتن داشته باشند. کمی مشکل چرا؟
بیماران بدن خود را احساس می کنند ، اما این احساسات پیچیده است و بعضی اوقات می تواند نادرست باشد. بیماران همچنین ممکن است بدانند که چه درمانی را می خواهند انتخاب کنند ، اما این انتخاب ها نیز گاهی اوقات ابر و پر از تعصب هستند. و اغلب اوقات ، بیماران نمی دانند که چه درمانی را نمی خواهند انجام دهند – گفتن نه به راحتی نمی آید. با انتخاب بیش از حد به بیماران ، ممکن است به بیمار آسیب برساند. اما ما همچنین به سیستم مراقبت های بهداشتی آسیب می رسانیم.
انتخاب بیمار ممکن است بیماران را توانمند کند. But it might also lead to more investigations for symptoms that were nothing (it was just wind after all), to more referrals to specialists for symptoms that would have just gone away (again, it was just wind), to more treatments that don't work (turns out my friend was just the lucky one), to treatments that do long-term harm (I didn't think that far ahead), and to treatments that don't even have short-term benefits (I should have said no). و در عین حال ، سیستم مراقبت های بهداشتی می تواند ساده تر (و ارزان تر) باشد زیرا ما تمام کسانی را که شغل آنها برای ترژ بیماران است و به آنها کمک می کنیم تا تصمیمات بهتری بگیریم. و هیچ بیمار هرگز نمی تواند شکایت کند ، زیرا در پایان روز “انتخاب آنها” بود.
انتخاب بیش از حد گاهی اوقات می تواند چیز بدی باشد.