به عنوان والدین، تمایل به نزدیک شدن به فرزند بالغ خود طبیعی است. با این حال، تفاوت قابل توجهی بین حمایتکننده بودن و تلاش برای «بهترین» آنها وجود دارد. همانطور که من بارها به عنوان مربی والدین دیدهام، در حالی که هدف دوستی ممکن است راهی برای تقویت پیوند به نظر برسد، اغلب مرزها را محو میکند و به جای رشد، باعث ایجاد سردرگمی و وابستگی میشود. در اینجا به این نکته می پردازیم که چرا بهتر است نقش والدینی سالم داشته باشیم و چگونه تعادل درست را ایجاد کنیم.
مشکلات والدین “بهترین” بودن
از دست دادن اقتدار و احترام
وقتی قصد دارید بهترین دوست فرزند بزرگسال خود باشید، در خطر از دست دادن اقتدار والدین بودن او هستید. به عنوان مثال، جنا، مادری 55 ساله، اغلب به دخترش لیانا، 26 ساله، برای گردش های آخر شب می پیوست و در مورد زندگی عاشقانه اش صحبت می کرد. لیانا کمتر به مادرش اعتماد کرد و احساس میکرد که این رابطه فاقد راهنماییهای حمایتی لازم است.
والدینی که «بهترین» می شوند ممکن است برای تعیین حد و مرزها یا ارائه محبت سخت در مواقع لزوم تلاش کنند. این پویایی میتواند منجر به این شود که فرزندانشان بهجای مربی، آنها را بهعنوان یکسان ببینند، که ممکن است احترام و اعتماد را تضعیف کند.
تشویق وابستگی
درگیر شدن بیش از حد در زندگی کودک بزرگسال می تواند استقلال او را خفه کند. پائولو را در نظر بگیرید، یک طراح گرافیک 27 ساله که مادرش، رزیتا، اصرار داشت که در هر تصمیمی دخیل باشد – از حرکت های شغلی تا روابطش. پائولو ناامید شد و احساس کرد که نمی تواند بدون تایید او انتخاب کند.
به جای اینکه به فرزندان خود قدرت بدهند تا به طور مستقل زندگی خود را هدایت کنند، والدین «بهترین» ممکن است به طور ناخواسته حس وابستگی را در خود پرورش دهند، که می تواند مانع رشد شخصی و حرفه ای فرزندانشان شود.
بار عاطفی بر کودک بزرگسال تحمیل می کند
به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی بیش از حد با کودک بزرگسال خود می تواند وزن عاطفی بیش از حد بر او وارد کند. به عنوان مثال، کارمن اغلب به پسرش الیاس، 29 ساله، در مورد مشکلات مالی و اختلافاتش با شریک زندگیاش اعتماد میکرد. با گذشت زمان، الیاس شروع به تنفر از صحبتهای آنها کرد و احساس کرد که موظف است مشکلات خود را برطرف کند و در عین حال از صحبتهای خود غافل شد.
کودکان بزرگسال برای تمرکز بر زندگی خود به فضای عاطفی نیاز دارند. بارگذاری بیش از حد آنها با مبارزات خود می تواند پویایی ناسالم ایجاد کند که در آن احساس مسئولیت شادی شما را دارند.
نکاتی برای والدین: حمایت خود را بدون اینکه «بهترین» باشید
1. مرزهای واضح را تنظیم کنید
در حالی که ارتباط باز ضروری است، حفظ مرزها مهم است. جنبه های مناسب زندگی خود را بدون اشتراک گذاری بیش از حد یا درگیر کردن فرزندانتان در مسائلی که نباید آنها را به دوش بکشند، به اشتراک بگذارید.
2. استقلال آنها را تشویق کنید
از تصمیمات کودک بزرگسال خود بدون مدیریت خرد یا وارد کردن خود در تمام جنبه های زندگی او حمایت کنید. اعتماد کنید که می توانند از اشتباهات خود درس بگیرند و قوی تر شوند.
3. مربی باشید، نه همتا
به جای اینکه سعی کنید به عنوان یک همسال با آنها ارتباط برقرار کنید، روی منبع خرد، راهنمایی و حمایت تمرکز کنید. شما هنوز هم می توانید با هم خوش بگذرانید، اما بگذارید پایه و اساس رابطه شما ریشه در احترام و راهنمایی والدین داشته باشد.
4. به حریم خصوصی آنها احترام بگذارید
از کنجکاوی در زندگی شخصی آنها به بهانه نزدیک بودن خودداری کنید. به عنوان مثال، به جای بازجویی از فرزندتان در مورد روابط عاشقانه اش، اجازه دهید با سرعت خودش جزئیات را به اشتراک بگذارد.
یک رابطه سالم هدف است
نزدیک بودن به فرزند بالغ خود آرزوی زیبایی است، اما تلاش برای اینکه “بهترین” او باشید می تواند رابطه ای را که می خواهید پرورش دهید به خطر بیاندازد. با حفظ مرزهای مناسب، تشویق به استقلال آنها، و ارائه راهنمایی در صورت نیاز، پیوندی را تقویت خواهید کرد که بر اساس احترام و اعتماد متقابل است که به نفع هر دوی شماست.
به یاد داشته باشید، نقش والدین در حال تکامل است، اما همیشه ریشه در عشق، حمایت و توانایی اجازه دادن به فرزندتان برای تبدیل شدن به شخصیت او دارد.