20:20 - 2025/05/30

چرا بهترین رهبران مأمور اصلی هستند

[ad_1] جک ولچ ، مدیرعامل نمادین سابق جنرال الکتریک ، یک بار گفت که نقش یک رهبر این است که این سازمان باشد مفهوم اصلیبشر این فقط یک عبارت جذاب نبود – این یک تماس قدرتمند برای عمل بود. ولچ چیزی اساسی در مورد رهبری فهمید که اکنون فقط ت...

چرا بهترین رهبران مأمور اصلی هستند

[ad_1]

جک ولچ ، مدیرعامل نمادین سابق جنرال الکتریک ، یک بار گفت که نقش یک رهبر این است که این سازمان باشد مفهوم اصلیبشر این فقط یک عبارت جذاب نبود – این یک تماس قدرتمند برای عمل بود. ولچ چیزی اساسی در مورد رهبری فهمید که اکنون فقط توسط یک تحقیق در حال رشد از تحقیقات پشتیبانی می شود: مؤثرترین رهبران فقط وظایف را مدیریت نمی کنند یا نتایج را به دنبال می آورند – آنها تیم ها و مکانهای کاری خود را با آنها تزریق می کنند معنیبشر

معنی در کار یک لوکس نیست – این یک ضرورت است. و در مواقع فرسودگی ، قطع ارتباط و فشار اقتصادی ، رهبرانی که این حقیقت را درک می کنند کسانی هستند که شکوفا می شوند و مردم خود را با خود می گیرند.

علم پشت معنی در محل کار

بیایید با داده ها شروع کنیم. A 2016 بررسی مدیریت MIT SLOAN مطالعه نشان داد که رهبران بازی می کنند قاطع نقش در پرورش یا از بین بردن کار معنی دار. کارمندان گزارش دادند که معنا نه از پول یا پرداخت بلکه از استقلال ، روابط و احساس کمک به چیزی بیشتر ناشی می شود – همه رهبران می توانند پرورش یا خرابکاری کنند.

با حفر عمیق تر ، مایکل استاگر و همکارانش یک مطالعه بنیادی در منتشر کردند هدف و معنی در محل کار (2013) ، نشان دادن آن رهبران تحول گرا– کسانی که به وضوح بینش را بیان می کنند و کار را با ارزشهای مشترک هماهنگ می کنند – به طور قابل توجهی احساس هدف و تحقق کارکنان را افزایش می دهند. این نتایج نرم و نرم نیستند. آنها با حفظ ، خلاقیت و عملکرد مرتبط هستند.

و سپس کار کریگ پیرس و چارلز مانز وجود دارد که در آن منتشر شده است فصلنامه رهبری (2005) ، که نشان داد رهبرانی که به عنوان “سازندگان معنی” عمل می کنند ، به کارمندان کمک می کنند تا از طریق یک لنز مبتنی بر ارزش ، وقایع را تفسیر کنند. این امر باعث ایجاد مقاومت و وضوح روانشناختی می شود-ترکیبی مهم در محیط های پیچیده و سریع حرکت می کند.

بنابراین ، شواهد واضح است: رهبرانی که معنا را برقرار می کنند – نه فقط اهداف – بهترین ها را در مردم خود کسب می کنند.

رهبری به عنوان قصه گویی

وقتی در مورد مدیر اصلی معنی صحبت می کنیم ، ما نیز در مورد داستان نویس اصلی صحبت می کنیم. رهبران روایاتی را می سازند که سازمانها را به هم متصل می کنند – داستان های مربوط به مأموریت ، ارزش ها و نوع افراد “ما” هستیم.

اما اینجاست که بسیاری از رهبران کوتاه متوقف می شوند.

آنها داستان می گویند درباره سازمان، اما از مهمترین داستان همه غفلت کنید: روایت شخصی که هر کارمند با آنها حمل می کند. یک رهبر واقعاً تأثیرگذار فقط هدف را پخش نمی کند – آنها آن را وصل کنید به داستانهای فردی از افرادی که آنها رهبری می کنند.

زیرا معنی فقط مربوط به چشم انداز شرکت نیست. این در مورد داستانهایی است که مردم به خود می گویند که چه کسانی هستند ، از کجا آمده اند و چه چیزی برای آنها مهم است.

از معنی به هدف

بیایید یک قدم عقب برداریم و آنچه را که در مورد آن صحبت می کنیم تعریف کنیم.

معنی این است که چگونه گذشته را تفسیر می کنیم. این نقشه شناختی ما است – هویت ما ، اعتقادات ما ، داستانی که خودمان در مورد خودمان می گوییم.

هدف این است که چگونه به جلو حرکت می کنیم. این مجموعه اقداماتی است که ما را در حال حاضر و آینده روشن می کند.

و این نکته مهم است: افرادی که دارای یک حس قوی هستند – افرادی که احساس می کنند در گذشته “کافی” بوده اند – به احتمال زیاد با خوشحالی قدم می زنند. آنها این حس را دارند استنباطی با آنها آنها از ترس یا کمبود عمل نمی کنند. آنها خارج از ارتباط عمل می کنند.

به همین دلیل درک روایت های شخصی کارمندان خود است مأموریتبشر

زنده ماندن آن به زندگی: کار یک رهبر در عمل

من این بازی را دست اول در تمرین پزشکی خودم دیدم. ما در برابر دوران سخت مصون نبودیم – کمبود کمبود ، فشار مالی ، فرسودگی. اما راهی که ما از آن عبور کردیم فقط ریز و درشت نبود – این معنی بود.

رهبری ضروری می خواند

یکی از پرستاران ما به عنوان یک مراقب عمیقاً با هویت خود در ارتباط بود. مادرش پرستار بوده است و در کودکی او را به کلینیک همراه می کرد و به تماشای مادرش با شفقت و مهارت با اعضای جامعه رفتار می کرد. آن خاطره – آن داستان – ریشه معنای او بود.

وقتی با ساعات طولانی یا روحیه کم روبرو شدیم ، به او یادآوری می کردم (و خودم) چرا او این مسیر را انتخاب کرده است. ما فقط نمودارهای Vitals یا به روزرسانی را بررسی نکردیم. ما میراث را ادامه می دادیم. این حس معنا قدرت خود را برای ادامه هدف به او داد.

مثال دیگر: بیلر پزشکی ما. او به یاد داشت که خانواده اش هنگام کودکی از بدهی پزشکی ورشکسته می شوند. این درد در کنار او ماند. او برای پول مبلغ بیلر نشد – او این کار را کرد از دیگران محافظت کنید از همان سرنوشت او عمیقاً به ادعاهای کدگذاری به درستی اهمیت می داد تا بیماران به طور ناعادلانه متهم شوند یا پوشش آن را رد کنند.

هنگامی که این کار ناامید کننده شد – تماس های طولانی با شرکت های بیمه ، شمع های کاغذی – من با او می نشینم و به او یادآوری می کردم که چرا او و من این کار را انجام می دادیم. نه برای چک چک برای خانواده های وی در جلوگیری از خراب شدن مالی کمک می کرد. این حس معنی شخصی به او مقاومت کرد.

رهبری به عنوان معنای شخصی سازی

بنابراین ، بله ، رهبران باید داستانهای قانع کننده ای درباره سازمان های خود بگویند. اما مهمتر از همه ، آنها باید گوش دادن به داستانهایی که مردم آنها حمل می کنند – و سپس به آنها کمک می کنند تا آن روایات را به اقدامات هدفمند متصل کنند.

به معنای اصلی بودن به معنای شعار روی دیوارها یا بیانیه های مأموریت در بروشور نیست. این در مورد نگاه کردن به کسی در چشم و دانستن چرا است آنها اینجا هستند – و سپس به آنها کمک می کنند تا در سخت ترین روزها به یاد بیاورند.

وقتی مردم احساس می کنند که از تاریخ شخصی آنها تجلیل می شود و هدف آینده آنها واقعی است ، آنها متفاوت ظاهر می شوند. آنها با انرژی ظاهر می شوند. با دلسوزی با معنیبشر

و این نوع رهبری است که جهان به آن بیشتر احتیاج دارد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان