[ad_1]

به عنوان درمانگر، کار ما شامل حمایت از یک فرآیند تغییر برای مشتریانمان است. من در مورد اساس اساسی آن کار – اهداف و انگیزه – مطالب زیادی نوشته ام، اما امروز می خواهم بر روی یک تمایز بسیار ظریف اما اساسی بزرگنمایی کنم، تمایزی که فکر می کنم حتی درمانگران بسیار ماهر نیز تمایل دارند آن را از دست بدهند: تفاوت بین تغییر رفتاری و رشدی
تغییر رفتار در مقابل تغییر رشد
تغییر رفتار سریع است. به آسانی تصمیم گرفتن برای انتخاب متفاوت است. تغییر رفتار در موقعیت هایی اعمال می شود که در آن مشتری شما ممکن است به گزینه های دیگر خود فکر نکرده باشد، اما به محض آگاهی از احتمال، اجرای یک انتخاب متفاوت در عمل آسان است.
از سوی دیگر، تغییر رشد نیاز به زمان دارد. این نیاز به گسترش ظرفیت ارتباطی مشتری شما دارد. این یک تکامل است، نه یک کلید چراغ.
اغلب، تغییری که مشتریان ما به آن نیاز دارند، تحولی است. به هر حال، اگر به سادگی اجرای ایده بود، احتمالاً به کمک ما نیازی نداشتند – حداقل در دراز مدت.
چرا تغییر رشد بسیار چالش برانگیز است؟
معمولاً شامل ایجاد مهارتها و روشهایی است که با واکنشهای خودکار عمیقاً ریشهدار مخالفت میکنند، و واکنشهای خودکار زمانی ظاهر میشوند که بیشترین استرس یا تهدید را دارند.
انجام کاری متفاوت و درست در زمانی که بیشترین استرس را دارید، درخواست آسانی برای کسی نیست، حتی درمانگران. اگرچه ممکن است از نظر عقلانی بدانید که ایده خوبی است که به عنوان مثال به شریک زندگی خود ضربه نزنید، اما زمانی که در نقطه ضعف عاطفی قرار دارید – احساس می کنید گوشه گیر شده اید، تحقیر شده اید یا به شدت ناامید شده اید – رسیدن به این هدف آرزویی در لحظه (صادقانه بگویم، من فکر می کنم همه ما به یک شکل یا آن طرف آنجا بوده ایم!)
چگونه تغییراتی ایجاد می کنیم که ماندگار شوند
دلیل دیگری نیز وجود دارد که دستیابی به تغییر پایدار چالش برانگیز است. این فقط در مورد مخالفت با عادات ریشه ای فرد، مکرر، تحت استرس نیست. تغییر پایدار بستگی به تغییر سیستم بین احزاب حول پویایی دارد که می خواهند تغییر دهند.
منظور من از آن چیست؟ در اینجا یک طرح کلی از روند است:
- ابتدا، فرض کنید مشتری شما تصمیم میگیرد که چیزی وجود دارد که میخواهد به گونهای متفاوت در زندگیاش رفتار کند، تا آنگونه باشد که میخواهد باشد. (به عنوان مثال، شاید او تصمیم بگیرد که “من می خواهم شروع کنم به گفتن حقیقت به همسرم، حتی اگر فکر کنم ممکن است او را عصبانی کند.”)
- او شروع به انجام آن یک کار متفاوت می کند.
- سپس، همانطور که او آن انتخاب متفاوت را چندین بار تکرار می کند، شریک زندگی او متوجه می شود.
- در نقطه ای از خط، شریک زندگی او شروع به واکنش متفاوت می کند – خوب یا بد. (به عنوان مثال، شاید آنها از گفتن حقیقت ترسیده باشند؛ یا شاید به مشتری شما به عنوان فردی قابل اعتمادتر نگاه کنند – یا شاید کمی از هر دو.)
- اکنون، با پاسخهای متفاوت شریک زندگیاش، چیزهای جدیدی برای مشتری شما وجود دارد که میتوانید به طور متفاوت به آنها پاسخ دهید.
- در طول مسیر، مطمئناً لحظاتی وجود خواهد داشت که مشتری شما بداخلاق یا خسته است و به عادت های قدیمی خود بازمی گردد. این شکستها تقریباً اجتنابناپذیر هستند – اما امیدواریم که او خودش را برمیدارد و به راهش ادامه میدهد.
- این چرخه برای مدتی ادامه مییابد، در انواع موقعیتها، تا زمانی که مشتری شما در مکانی بسیار متفاوت از جایی که شروع کرده بود (امیدواریم جایی که بیشتر با نوع شخص و شریکی که او تصور میکرد که تبدیل شود، همسو باشد!) قرار میگیرد.
بنابراین، برای دستیابی به تغییر پایدار و بادوام، مشتری شما باید به فردی تبدیل شود که در موقعیت ها و حالات مختلف به طور کاملاً متفاوتی واکنش نشان دهد. این همان چیزی است که من از آن به عنوان توسعه ظرفیت جدید یاد می کنم. در نهایت، با راهنمایی شما، مشتری شما ظرفیت بیشتری برای پاسخگویی به شیوه ای رابطه ای تحت استرس (مثلاً، اختلاف نظر با شریک زندگی خود) خواهد داشت.
تغییر رشد ناخوشایند و چالش برانگیز است، اما همچنین عمیق است. تسهیل رشد رشد واقعاً چیزی است که کار درمانی را ارزشمند می کند.
[ad_2]