[ad_1]

برخی ادعا می کنند در حالی که همزمان آن را تعقیب می کنند ، از عدم اطمینان متنفر هستند و زندگی خود را با این امید که در نهایت فتح آن را به خود جلب کند ، می گذرانند. در پایین ، این افراد یا چیزهایی نیستند که آنها می خواهند. این یک پیروزی بر نیروهای زندگی است. نزاع با عدم اطمینان دارای تظاهرات متعددی است. ما می توانیم چشم اندازهای عاشقانه را دنبال کنیم که برای ما در دسترس نیست و تنها در هنگام دوست داشتن این موجودات فرشته ای احساس زنده و ارزشمند می کنیم. ما ممکن است در دستیابی به یک درجه از وضعیت در یک حرفه انتخاب شده تثبیت شویم ، و نتوانستیم واقعیت را ثبت کنیم که حتی از آن لذت می بریم یا آن را معنی دار می دانیم. یا ممکن است ما بخواهیم مقدس شویم ، و به عنوان درمانی برای ترس بیش از حد از بد بودن اساساً ، پیگیری می کنیم.
نخ که در تمام این موارد وجود دارد ، نیاز به اطمینان است. کمال گرایان تمایل به جلوگیری از عدم اطمینان و اضطراب سردرگمی دارند و بر نیاز آنها به وضوح تأکید می کنند. با این حال ، در معالجه ، ما علاوه بر این ، تمایل آنها را به عنوان مثال ، اهداف را دنبال می کنیم که غیرقابل دستیابی به نظر می رسند. کمال گرایان می توانند توسط لیمنس مصرف شوند ، وضعیت غرق شدن که به دلیل غیرمستقیم چشم انداز رمانتیک ، با احساس بیش از حد عدم اطمینان مشخص می شود. در این حد ، برخی حتی ممکن است توسط اروتومن غوطه ور شوند ، این عقیده توهم که یک علاقه عشق احساسات شخص را بدون هیچ گونه مدرکی که از آن حمایت کند یا با شواهدی که اثبات خلاف آن را اثبات می کند ، بازپس می گیرد. (اساساً ، توهم و علی رغم آن ، نیاز ناامید کننده مرتبط به اطمینان خاطر در قالب متقابل ، دفاع برای یک احساس اساسی در مورد خودکشی در مورد زنده بودن رابطه و ارزش خود است.)
اختلال وسواس-اجباری (OCD) با شک و تردید شدید مشخص شده است ، که اغلب مستلزم تثبیت یک بار و برای همیشه این سؤال است که آیا شخص اساساً شایسته است یا خیر. از آن ، نبرد ابدی علیه چشمه های عدم اطمینان. با این حال ، این فرد غالباً تصدیق می کند که عدم اطمینان همیشه ناکام خواهد ماند. آنها ممکن است تصمیم بگیرند که آن را به یک یا چند روش فوق الذکر به چالش بکشد ، اما هر پیروزی همیشه احساس کمبود می کند. یک پیروزی مادی ممکن است مستلزم فشار دوباره پیروزی باشد. یک شریک عاشقانه جدید ممکن است بازخورد انتقادی را از دیگران ایجاد کند ، که ممکن است حداقل به ظاهر ناکام باشند تا این جذابیت را درک کنند. و یک عنوان حرفه ای جدید ممکن است شامل مسئولیت های ناپایدار باشد.
بسیاری از بیماران ما برای شکست OCD و اساساً ، به طور مؤثر نیروی عدم اطمینان را به چالش می کشند. یک بیمار ممکن است چیزی را در این زمینه بگوید ، “آیا درمان به معنای کمک به من برای تعیین سرنوشت ساز نیست؟” جواب نه. از این نظر ، درمان فقط می تواند به فرد کمک کند تا برای تحمل عدم اطمینان ، که جنبه ذاتی زندگی است ، مجهز شود. هنگامی که هر تصمیم به احساس شخصی خود مرتبط است ، هر یک از آنها ارزش ذاتی فرد را نشان می دهد ، فلج اجتناب ناپذیر می شود.
بیماران OCD ما تمایل دارند که متفکران عمیق باشند ، که خوشبختانه و متأسفانه به این معنی است که آنها معنادار هستند و موضوعات را با هم می بافتند تا الگوهای کلی را تشکیل دهند ، که این نیز شخصی هستند. سوال “این در مورد من چه می گوید؟” غالباً در داخل و همچنین “من واقعاً کی هستم؟” با نام “ذات من چیست؟” بنابراین ، اگر بیمار بتواند با توجه به عدم اطمینان ، شکست را بپذیرد ، می تواند در حالی که در آزمایش با اضطراب خود آزمایش می کند ، شروع به انتخاب کند. آیا اگر ترس ما از اشتباه 50 درصد باشد ، می توانیم با این انتخاب زندگی کنیم؟ یا حدود 40 درصد؟ آیا فکر می کنیم بدون شخصی سازی آن می توانیم برخی از رد خاص را درک کنیم؟ آیا می توانیم بپذیریم که در حالی که ممکن است شریک زندگی خود را دوست داشته باشیم ، هیچ مقدار اطمینان خاطر نمی تواند ما را نسبت به اهداف آنها اطمینان دهد؟ و آیا می توانیم با شک و تردید زندگی کنیم ، دیگر این ایده را جدی نمی گیریم که همواره به ناامیدی تبدیل می شود؟
دشوارترین جنبه درمان OCD ، پرداختن به این عقیده سرسختانه است که یک نفر با قدرت کافی می تواند حداقل برخی از این نیروهای انتزاعی را خراب کند. چیزی زیبا و غم انگیز در مورد آن وجود دارد. از یک طرف ، وسواس می تواند به ما در رسیدن به ارتفاعات چشمگیر کمک کند. از سوی دیگر ، این اغلب به احساس غرور بیش از حد کمک می کند.
آنچه به نظر می رسد بیشتر به بیماران ما کمک می کند ، حداقل لحظه ای از خود دور می شود و تلاش می کنیم تا بهتر درک کنیم که اقدامات آنها بدون تلاش برای استفاده از این بینش برای تلاش برای کامل شدن ، بر دیگران تأثیر می گذارد. مردم دوستان کامل یا شرکای کاملی نمی خواهند. آنها می خواهند مورد توجه و مراقبت قرار بگیرند. و از همه مهمتر ، آنها انتظار پاسخگویی را دارند. همیشه به یاد داشته باشید: اگر می توانید آن را کنترل کنید ، نیازی به وسواس در مورد آن ندارید. و اگر از آن وسواس دارید ، فقط خود را فریب می دهید که می توانید آن را کنترل کنید.
[ad_2]