شب دیگر ، من به طور اتفاقی از دختر نوجوان خود پرسیدم ، “آیا می توانم در مورد کاسه آب گربه کمک کنم؟” انتظار داشت که او از بالا پرش کند و دوباره آن را پر کند. در عوض ، او لبخند زد و گفت ، “آیا کمک من را می خواهید ، یا می خواهید خودم این کار را انجام دهم؟ شما کسی هستید که همیشه در مورد پرسیدن سوالات خاص صحبت می کنید. “
او مرا گرفت.
یک لحظه کوچک بود ، اما یادآوری کاملی از چیزی بود که من به خوبی می شناسم: س questions الات مهم است. روشی که ما آنها را قاب می کنیم ، پاسخ هایی را که می گیریم ، اقداماتی که دنبال می شود و حتی به روشی که جهان را می بینیم شکل می دهد.
این فقط مربوط به دقت در متن نیست – این مربوط به طرز فکر است. در کار من با استعلام قدردانی ، دست اول را دیدم که چگونه سؤالات می توانند امکانات جدید را باز کنند یا ما را در همان حلقه ها گیر بیفتند. تفاوت بین یک سؤال متمرکز بر مشکل (“چرا همه چیز همیشه اشتباه می شود؟”) و یک مورد با محوریت (“چه کاری کار می کند که می توانیم بر روی آن بسازیم؟”) می تواند تفاوت بین ناامیدی و پیشرفت باشد.
بنابراین ، چه چیزی یک سوال قدرتمند ایجاد می کند؟ و چگونه می توانیم در سؤال از کسانی که منجر به مکالمات بهتر ، اقدام واضح تر و حتی زندگی بهتر می شوند ، بهتر شویم؟ بیایید کاوش کنیم
چرا سوالات بیش از پاسخ اهمیت دارند
مغز ما سیم کشی شده است تا به سؤالاتی که می خواهیم پاسخ دهند. در روانشناسی شناختی ، این به عنوان اثر سؤال-رفتاری شناخته می شود-زیرا یک سؤال مطرح می شود ، ذهن ما شروع به کار (گاهی اوقات ناخودآگاه) برای حل آن می کند (Sprott et al. ، 2006).
این بدان معنی است که وقتی سؤالات منفی یا محدود کننده ای می پرسیم – مانند چرا من در این مورد خیلی بد هستم؟– مغزهای ما برای تأیید فرض در مورد این سوال به دنبال شواهدی هستند. برعکس ، وقتی ما سؤالات گسترده و محور را می پرسیم-مانند چگونه می توانم در این مورد بهتر شوم؟– ما یک مسیر ذهنی کاملاً متفاوت ایجاد می کنیم.
دیوید کوپریدر ، بنیانگذار رهبر تحقیق قدردانی ، یک بار گفت: “سازمان ها (و مردم) در راستای سؤالاتی که از آنها می پرسند حرکت می کنند.”
درمانگران همچنین مدتهاست که قدرت سؤالات را برای شکل دادن به ادراک و باز کردن امکانات جدید می دانند. همانطور که گلدبرگ (1998) برجسته می شود هنر سؤال: راهنمایی برای درمان کوتاه مدت سؤال محور، سوال درست می تواند مکالمه را از محدودیت به امکان تغییر دهد ، و مردم را به سمت بینش و عمل هدایت کند.
به عبارت دیگر ، چه در محل کار ، چه در خانه ، در درمان – هر کجا – سؤالاتی که می پرسیم شکل می دهیم ، چه چیزی را متمرکز می کنیم ، چه چیزی را مشاهده می کنیم و در نهایت ، آنچه را ایجاد می کنیم.
سه لایه یک سوال خوب
بنابراین ، چه چیزی یک سوال را قدرتمند می کند؟ این اغلب به سه عامل اصلی کاهش می یابد:
- وضوح: آیا این سوال یک پاسخ واضح و مفید را دعوت می کند؟ دخترم با من تماس گرفت زیرا “آیا می توانم کمک شما را داشته باشم؟” دقیق نبود – من حاکی از چیزی متفاوت از آنچه در واقع می پرسیدم.
- جهت: آیا این سؤال بر مشکلات یا امکانات متمرکز است؟ “چرا این خیلی سخت است؟” ما را گیر می کند ، در حالی که “یک قدم کوچک به جلو چیست؟” ما را به سمت راه حل ها سوق می دهد.
- دعوت: آیا این سؤال گفتگو ، کنجکاوی یا کشف را تشویق می کند؟ سوالی که درها را باز می کند بسیار قدرتمندتر از آن است که آنها را خاموش می کند. به عنوان مثال ، هنگامی که دوست من با یک تصمیم سخت دست و پنجه نرم می کرد ، پرسیدم: “در هر گزینه از چه چیزی بیشتر هیجان زده اید؟” او به جای خاموش کردن با استرس ، روشن شد و به بررسی امکاناتی که قبلاً در نظر نگرفته بود ، کاوش کرد.
بیایید این موارد را در زندگی روزمره ، از کار گرفته تا روابط گرفته تا رشد شخصی اعمال کنیم.
سه راه برای تسلط بر هنر سوال
1. سؤالاتی را مطرح کنید که امکان را دعوت می کند ، نه فقط حل مسئله
بیشتر ما آموزش دیده ایم که سؤالاتی را که مشکلات را تشخیص می دهد ، بپرسیم: چه اشتباهی رخ داد؟ چه چیزی شکسته است؟ چرا این شکست خورد؟ در حالی که اینها می توانند مفید باشند ، آنها اغلب ما را در یک ذهنیت کسری به دام می اندازند.
تحقیق قدردانی نشان می دهد که تمرکز ما را به چه چیزی تغییر می دهد قبلاً کار می کند به عنوان پایه ای برای پیشروی. به جای “مشکل چیست؟” سعی کنید:
- چه چیزی خوب پیش می رود ، و چگونه می توانیم کارهای بیشتری را انجام دهیم؟
- چه موقع قبلاً با موفقیت در چنین چیزی حرکت کرده ایم؟
- چه نقاط قوت یا دارایی هایی داریم که ما کاملاً از آن استفاده نمی کنیم؟
با تمرکز بر آنچه کار می کند ، ما به جای اینکه فقط مدیریت خرابی ها را ایجاد کنیم ، شتاب ایجاد می کنیم.
این را امتحان کنید: دفعه بعد که خود را عیب یابی یک چالش ، مکث کرده و می پرسید: “چه نقاط قوت یا موفقیت های گذشته را می توانیم برای حرکت در این زمینه بسازیم؟”
2. سوالات خود را به اندازه کافی مشخص کنید تا جواب مورد نیاز خود را بدست آورید
دخترم یک حقیقت ساده را به من یادآوری کرد: سوالات مبهم پاسخ های مبهم دریافت می کنند. هدف و موضوع دقیق روشن.
- به جای “آیا می توانید در شام کمک کنید؟” (که می تواند به معنای هر چیزی باشد) ، “آیا می توانید این سبزیجات را خرد کنید؟”
- به جای “آیا می توانید آن گزارش را برای من ارسال کنید؟” (در چه زمانی؟ در چه قالب؟) ، “آیا می توانید آخرین پیش نویس ظهر را برای من ارسال کنید؟”
وقتی سؤالات خود را تیز می کنیم ، سوء تفاهم ها را کاهش می دهیم و پاسخ دادن به دیگران را آسان تر می کنیم.
این را امتحان کنید: در مورد درخواست آینده مورد نیاز شما فکر کنید. چگونه می توانید آن را دقیق تر بیان کنید؟
3. سؤالاتی را مطرح کنید که تأمل را ترغیب می کند ، نه فقط پاسخ های فوری
برخی از بهترین سؤالات مواردی نیستند که سریع پاسخ می دهند – آنها مواردی هستند که باعث تفکر جدید می شوند.
در مربیگری ، رهبری و رشد شخصی ، سؤالات متفکر باز ، به مردم کمک می کند تا به جای ارائه اطلاعات ، بینش را کشف کنند.
به جای: “آیا پروژه را تمام کردید؟” (بله/خیر) ، سعی کنید: “از کار روی این پروژه چه چیزی یاد گرفتید؟”
به جای: “آیا از کار خود راضی هستید؟” (دوباره ، بله/خیر) ، سعی کنید: “چه جنبه هایی از کار شما برای شما معنی دارد؟”
بهترین سؤالات ، بازتاب و درک عمیق تر را به همراه می آورد و منجر به مکالمات غنی تر می شود.
این را امتحان کنید: دفعه بعد که در مکالمه هستید ، سوالی را مطرح کنید که تأمل را تشویق می کند نه فقط یک پاسخ ساده.
سؤالاتی که می پرسیم زندگی هایی را که زندگی می کنیم شکل می دهد
این که آیا ما در تلاش برای بهبود ارتباطات ، هدایت یک تیم هستیم یا به سادگی می فهمیم که بعد چه کاری باید انجام دهیم ، سؤالاتی که می خواهیم آنچه را می بینیم ، آنچه را می یابیم ، و در نهایت ، آنچه را ایجاد می کنیم شکل می دهیم.
اگر سؤالات کوچک و محدودی بپرسیم ، پاسخ های کوچک و محدودی دریافت می کنیم. اگر سؤالات گسترده و کنجکاو بپرسیم ، شرایط رشد را ایجاد می کنیم.
و اگر ما مانند دخترم – واقعاً خوب در مشاهده سؤالات نادرست خوب هستیم ، ممکن است برای نحوه جستجوی و شکل گیری درک خود از جهان ، یکدیگر را به یک استاندارد بالاتر بپردازیم. در زمان تغییر مداوم و عدم اطمینان ، پرسیدن سؤالات بهتر فقط منجر به پاسخ های بهتر نمی شود – این به ما کمک می کند تا با وضوح ، کنجکاوی و امکان بیشتری به جهان حرکت کنیم.