09:20 - 2025/05/20

پاسخ های بزرگ فراتر از آن

[ad_1] اگر قبلاً هرگز به روانی یا متوسط ​​نرفته اید ، این شانس شماست. لازم نیست به هیچ یک از این پدیده های دنیای دیگر اعتقاد داشته باشید. من این کار را نکردم تا اینکه ناامیدانه به آن احتیاج داشتم. من دو بار به دیدن Fleur رفتم – قبل ...

پاسخ های بزرگ فراتر از آن

[ad_1]

اگر قبلاً هرگز به روانی یا متوسط ​​نرفته اید ، این شانس شماست. لازم نیست به هیچ یک از این پدیده های دنیای دیگر اعتقاد داشته باشید. من این کار را نکردم تا اینکه ناامیدانه به آن احتیاج داشتم.

من دو بار به دیدن Fleur رفتم – قبل از اینکه راب درگذشت ، به خاطر آنچه به عنوان “خواندن زندگی” شناخته می شود (فلور روانی است) و بعداً برای “خواندن روح” (او همچنین یک رسانه است).

آنچه در زیر می آید نمونه گیری ویرایش شده و حاشیه نویسی از جلسه دوم ما است. اظهارات فلور در ایتالیایی است. من به او چیزی در مورد راب نگفتم غیر از این که او زندگی خودش را گرفته بود.

***

من می بینم که پدرت نیز گذشت. من احساس می کنم پسرت در سمت راست وارد می شود ، پدرتان در سمت چپ وارد می شود و آنها در کنار هم ایستاده اند. از نظر من احساس می کند که قبل از گذشت او ، پدر شما درست توسط شما انجام نداده است. او این را تصدیق می کند. اما او با پسرش در آنجا بود تا در انتقال آسان به آن کمک کند.

درست از خفاش ، من آن را از دست دادم. من قبلاً هرگز برای پدرم گریه نکرده بودم ، اما با شنیدن اینکه او در آنجا برای کمک به راب در آنجا بود ، آنقدر عمیقاً مرا لمس کرد که من او را برای یک عمر تجاوز بخشیدم.

پسر شما در مورد دریافت کمک به هوشیاری صحبت می کند ، و این فقط مانند AA نیست ، بلکه مراکز توانبخشی نیز نیست.

او در توپ مناسب قرار دارد ، اما راب هرگز به توانبخشی نرفت. او در چند خانه هوشیار زندگی می کرد.

این شناخت وجود دارد که به عنوان یک بزرگسال ، او برای مدتی به زندگی با والدین برمی گردد.

او بیش از یک سال با همسر سابق من ، کارین زندگی کرد و حدود چهار ماه با من بود.

او می خواهد از شما بخاطر آن تشکر کند.

خوش آمدید عزیزم

به نظر من نمی رسد وقتی او می گوید که این فقط مصرف بیش از حد است. ممکن است در گذشته مصرف مواد مخدر یا اعتیاد وجود داشته باشد ، اما روشی که او انتخاب می کند برای رفتن به من عمدی تر است.

حالا او گرمتر می شود.

او در آن زمان هوشیار نبود ، بنابراین من واقعاً گذر را تجربه نمی کنم زیرا احساس می کنم در آن لحظه با او بسیار جدا شده ام ، اما. بشر بشر او باید اسلحه ای برای او ثبت کرده بود.

او قطعاً اسلحه داشت. اثبات آن ناشناخته است.

این برای مردم تعجب آور بود که او یکی داشت. این مانند اطلاعاتی نیست که کسی از آن آگاه باشد.

این به نظر می رسد درست است. وی یک بار خاطرنشان کرد که برای محافظت از خود در برابر کوسه وام ، به فکر گرفتن اسلحه بود ، اما موضوع دیگر هرگز به وجود نیامد. وقتی راب گفت که “در حال فکر کردن” است ، معمولاً به این معنی بود که او قبلاً این کار را کرده بود.

احساس می کنم این مدت مدتی برنامه ریزی شده است. بشر بشر که هدف این اسلحه به همین دلیل است ، هیچ چیز دیگری نیست. او آن را پنهان می کند و چهره ای روشن می گذارد.

این درست در مورد پول است. من هرگز ندیده بودم که او خوشحال تر از زمانی که او و زاک در کریسمس در خانه من بودند ، چند ماه قبل از اینکه خودش را کشت.

او از آن ارائه دروغین خود آگاه است و شما یا مادرش یا خواهر و برادرش را نمی خواهد احساس کند که هیچ علامتی وجود دارد که از دست رفته است. او نمی خواست کسی بداند.

این زمانی بود که می دانستم او با راب صحبت می کند.

در بعضی از مواقع ، وی برای افسردگی مواد مخدر تجویز شد ، که احساس نمی کنم او را مصرف می کرد حتی اگر او گفت که او بوده است.

راب هنگام 17 سالگی وارد چند جام قانونی شد و دیدن یک درمانگر و گرفتن پزشک بخشی از توافق نامه مشروط وی بود. سالها بعد ، او اعتراف كرد كه هرگز هیچ یك از آنها را نگرفت.

او آفتابگردان را در اطراف مادرش قرار می دهد.

کارین به من گفته بود که آفتابگردان ها را تقریباً در هر کجا که می رود ، می بیند! هنگامی که این دو ما چند ماه پس از این خواندن از راب در گورستان بازدید کردیم ، یک غول پیکر درست در کنار جایی که او دفن شده بود ، وجود داشت.

او در مورد شما در حال گوش دادن به موسیقی او صحبت می کند. بشر بشر

درست است

او همانطور که شما به آن گوش کرده اید در کنار شما بوده است. بشر بشر بشر او به من احساس می کند که هیچ کس نمی تواند آنچه را که انجام داده است تغییر دهد ، که او ذهن خود را ایجاد کرده است. او یک مبارزه واقعی با اعتیاد داشت ، که از آن می داند که تسکین می یابد.

این باعث گریه من شد.

آیا تا به حال خال کوبی تطبیق یافته اید؟ احساس می شود با یک خال کوبی به هم گره خورده است.

کاملاً دقیق: کارین و دو نفر از دوستان راب با خال کوبی های شبدر چهار برگ ، که راب روی دست چپ خود داشت ، مطابقت داشتند. کارین و زاک همچنین مانند یکی از مواردی که راب روی ساعد خود داشت ، “زندگی رول های زندگی” را به دست آورد. من یکی را با نام بچه ها روی شانه خود داشتم و سپس “شما شن و ماسه هستید ، پسر کوچک ، و من همیشه آب خواهم بود” در ساعد سمت چپ من خال کوبی شد. و کارین متعاقباً یک خال کوبی آفتابگردان به دست آورد. خیلی بزرگ بله در جوهر Rob.

در مراسم تشییع جنازه ، برنامه هایی برای گفتن کلمات خاصی وجود داشت که شما نگفتید؟

این به من لرز داد. من مداحی را که در هواپیما به نیویورک آماده کرده بودم کاملاً تغییر دادم. همه چیز فقط بیش از حد اجرا می شد ، گویی می خواهم سخنرانی را که توسط هارون سورکین نوشته شده است ، ارائه دهم.

او در آن زمان با شما در آنجا بود. او به من احساس می کند که شما بر خلاف خود چیزی پوشیدید. او دوست دارد ، “چرا او کراوات پوشیده است؟” او آنچه را که شما می پوشید پیدا کرد. بشر بشر مسخره

آنقدر شبیه راب به نظر می رسید که احساس می کردم واقعاً با او صحبت می کنم.

او می خواهد شما بدانید که او کودکی شگفت انگیز داشته است. به نظر می رسد که شادی زیادی در آنجا وجود دارد.

قطعاً شادی وجود داشت ، اما جالب است که او به بسیاری از قسمت های غیر جنگی اشاره نکرد. من حدس می زنم تاریخ هر خانواده تنوع است راشومون

او اذعان کرده است که شما شروع کرده اید کاملاً مرتباً با او صحبت می کنیمبشر من می دانم که او این را دوست دارد. احساس می کند که شبانه است و او هر بار با شما در آنجا است. ممکن است احمقانه به نظر برسد ، اما او همچنین می خواهد شما به دنبال پرها باشید.

همه درست است ، به خصوص در مورد پرها.

به نظر می رسد که او می خواهد عزیمت خود را در نهایت برای تقویت اوراق قرضه در خانواده تقویت کند و در حال حاضر این اتفاق نمی افتد. این حس وجود دارد که واقعاً نیاز به نزدیکی مردم خود داشته باشید.

توصیه خوب ، شخص بسیار قدردانی

در این مرحله از جلسه ما ، فلور پرسید که آیا من برای راب سؤالی دارم و اولین چیزی که می خواستم بدانم این بود که چرا او از من خواسته است که در پایان به او کمک کنم.

او فقط راهی برای خروج نمی بیند و احساس نمی کند که به شما کمک می کند الگوی موجود را تغییر دهید. تصمیم او ثابت قدم است. او اجازه نمی داد کسی نظر خود را تغییر دهد.

به اندازه کافی منصفانه سپس در مورد شبی که او خود را به قتل رساند پرسیدم و اشاره کردم که دو نفر با او بودند.

احساس می کنم این دو نفر در آنجا بلافاصله خواستار کمک شدند. احساس نمی کنم آنها مسئول هستند. این احساس می کند که آنها را نیز با تعجب می کشد.

این همان چیزی است که من به آن می رسیدم ، بنابراین پرسیدم و پاسخ دادم.

در اینجا به نوعی چیز دیگری وجود دارد که او آن را از قبل انجام می دهد ، به معنای انجام این کار در آن لحظه نیست ، اما آن را در ذهن خود بازی می کند.

“به طور تصادفی با هدف” اینگونه است که من در مورد آن فکر می کردم.

من همچنین احساس می کنم ، وقتی او این کار را انجام می دهد ، دو نفری که در آنجا هستند لزوماً نمی بینند که او این کار را انجام می دهد. او به تنهایی است و آنها در گوشه ای صحبت می کنند و فقط آن را می شنوند. بشر بشر بشر او با آن آشفتگی می کند ، اما با قصد در آینده ، نه در آن لحظه.

این توضیحات بهتر از آنچه در گزارش پلیس بود بود. این همه به نوعی حس دلهره آور ایجاد کرد. من دو سوال نهایی داشتم. اول ، آیا او می داند که همه ما او را دوست داریم؟

کاملا در اینجا یک ارتباط بزرگ خانوادگی وجود دارد. بشر بشر بشر این احساس ترک وجود ندارد که شما با پدرتان احساس می کردید.

این همچنین باعث گریه من شد. سوال آخر: او در مورد نوشتن درباره او چه احساسی دارد؟

احساس می کند مادرش تردید دارد ، اما او با آن خوب است. او می گوید شما می خواهید گرمای او را بدست آورید.

دقیق

***

وقتی خواندن به پایان رسید ، من از فلور تشکر کردم و بعد او یک چیز دیگر در مورد خودکشی گفت که از آن زمان با من ماند: “روح می داند چه موقع زمان آن است.”

به همان اندازه که برای گفتن آن به من آسیب می رساند ، من معتقدم روح شیرین راب می دانست.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان