06:10 - 2025/05/08

وقتی کشورها احساس محرومیت می کنند ، جهان رنج می برد

[ad_1] ما غالباً در مورد بیگانگی سیاسی صحبت می کنیم ، همانطور که افراد تجربه می کنند – وقتی شهروندان احساس سرخوردگی ، بی قدرت یا جدا از دولت خود می کنند. اما چه اتفاقی می افتد وقتی کشورها از سیستم سیاسی جهانی بیگانه هستید؟ بیگانگی س...

وقتی کشورها احساس محرومیت می کنند ، جهان رنج می برد

[ad_1]

ما غالباً در مورد بیگانگی سیاسی صحبت می کنیم ، همانطور که افراد تجربه می کنند – وقتی شهروندان احساس سرخوردگی ، بی قدرت یا جدا از دولت خود می کنند. اما چه اتفاقی می افتد وقتی کشورها از سیستم سیاسی جهانی بیگانه هستید؟

بیگانگی سیاسی محدود به یک رژیم یا منطقه نیست. در حالی که ما به طور سنتی بیگانگی را از طریق یک لنز خانگی – بی اعتنایی رأی دهنده ، بی اعتمادی به سیاستمداران یا سرخوردگی از انتخابات مشاهده کرده ایم – در روابط تند و زننده بین خود ملل به طور فزاینده ای قابل مشاهده است. کشورها از توافق نامه های چند جانبه ، زیر سوال بردن نهادهای جهانی و ابراز حس تعمیق بیگانگی از نظم بین المللی در حال عقب نشینی هستند.

در اصل آن ، بیگانگی سیاسی در مورد احساس محرومیت است. روانشناسان چهار مؤلفه را تشخیص می دهند:

  • بی ثباتی: این عقیده که شخص هیچ تاثیری در تصمیم گیری ندارد.
  • بی معنی: احساس اینکه فرایندهای سیاسی برای زندگی روزمره بسیار پیچیده یا بی ربط هستند.
  • بی هری: این حس که قوانین سیاسی در حال شکستن هستند.
  • انزوا: احساس تعطیل شدن از جامعه یا گفتمان.

اینها فقط تجربیات شخصی نیستند. آنها اکنون در حال شکل گیری ژئوپلیتیک هستند.

در ملل دموکراتیک مانند ایالات متحده ، بیگانگی سیاسی در انصراف رای دهندگان ، قطبش و افزایش بدبینی آشکار می شود. اما در سیاست خارجی نیز قابل مشاهده است ، جایی که سایر کشورها اقدامات ما را به عنوان خود خدمت یا متناقض می دانند. برای بسیاری از کشورها در جنوب جهانی ، موسساتی مانند صندوق بین المللی پول یا شورای امنیت سازمان ملل به عنوان اتاقهای اکو با منافع قدرتمند غربی دیده می شوند ، نه سکوهای فراگیر.

در کشورهای استبدادی، بیگانگی سیاسی اغلب در زیر سطح جشن می گیرد. در چین ، آزادی های سیاسی محدود ، سانسور و قدرت متمرکز می تواند شهروندان را از هم جدا کند. در سطح بین المللی ، بیگانگی خود چین در فشار خود برای ساختارهای جایگزین قدرت ، مانند BRICS یا ابتکار کمربند و جاده ، که از اتحادهای سنتی غربی عبور می کند ، بازی می کند.

آنچه ما می بینیم دنیایی است که مردم و ملت ها هر دو عقب می روند. و این عقب نشینی روانشناختی عواقب واقعی دارد: بی اعتمادی ، عدم همکاری و عقب نشینی به ناسیونالیسم.

چگونه می توانیم بیگانگی سیاسی را در این مقیاس اصلاح کنیم؟

روانشناسی گنجاندن سرنخ هایی را ارائه می دهد. درست همانطور که افراد باید احساس دیده و شنیده شوند ، ملت ها در انجمن های جهانی به نمایندگی منصفانه نیاز دارند. اعتماد باید از طریق شفافیت ، گفتگو و هدف مشترک بازسازی شود.

به صورت محلی ، دولت ها می توانند آموزش مدنی ، اصلاح سیستم های سیاسی را تقویت کنند و مشارکت عمومی بیشتری را دعوت کنند. در سطح جهان ، ما باید تصمیم گیری را دموکراتیک کنیم و به هر کشور-نه بزرگترین بازیکنان-یک کرسی در جدول ارائه دهیم.

بیگانگی سیاسی ، بدون بررسی ، فقط به دموکراسی ها یا رژیم های اقتدارگرا آسیب نمی رساند. این توانایی جمعی ما در پاسخ به چالش های جهانی ، از تغییرات آب و هوایی تا درگیری را تضعیف می کند. اتصال مجدد شهروندان به جوامع سیاسی خود – و ملل به جهان – ممکن است فوری ترین چالش روانی زمان ما باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان