والدینی که با ترومای التیام نیافته، اضطراب و استرس طاقت فرسا دست و پنجه نرم می کنند، به بحران رو به رشد سلامت روان در کودکان کمک می کند.
منبع: fizkes / iStock
در اولین مطالعه در نوع خود، مرکز کنترل بیماری از نوجوانان خواست تا ناملایماتی را که در زندگی خود با آن روبرو بوده اند گزارش دهند و بررسی کنند که این ناملایمات چگونه بر آنها تأثیر می گذارد. همانطور که در گزارش مرکز در 10 اکتبر 2024 توضیح داده شد، این مطالعه نشان داد که نه تنها دانش آموزان دبیرستانی امروز سطوح بالایی از ناملایمات را تجربه می کنند، بلکه نوع شماره یک ناملایمات دوران کودکی آنها در خانه است. شصت و یک درصد از نوجوانان گفتند که «در خانه تحقیر یا توهین شده توسط والدین یا بزرگسالان» را تجربه میکنند (چیزی که محققان «سوءاستفاده عاطفی» مینامند). یکی از یافتههای به همان اندازه نگرانکننده این مطالعه، تجربیات نامطلوب دوران کودکی و شرایط بهداشتی و رفتارهای پرخطر در میان دانشآموزان دبیرستانی، این است که 28 درصد از دانشآموزان دبیرستانی گفتند که با والدینی زندگی میکنند که با افسردگی، اضطراب یا اختلالات روانی دیگر دست و پنجه نرم میکند. محققان «سلامت روان ضعیف خانوار» را نامیده اند).
من از نوجوانان در مدارس سراسر کشور پرسیده ام که آرزو دارند به والدین خود چه بگویند اما نمی توانند. این بخشی از پروژه دو ساله من است که در آن نوجوانان احساسات خود را روی یادداشت های Post-it می نویسند و چیزهایی را که نمی توانند با صدای بلند بیان کنند بیان می کنند.
نوجوانان نظرات خود را در مورد یادداشت های Post-it در پروژه 2 ساله من “Post-it Note” به اشتراک می گذارند.
منبع: دونا جکسون ناکازاوا
قابل توجه است، بسیاری از نوجوانان در مناطق مختلف کشور به من می گویند که نه تنها در حال مبارزه هستند، بلکه احساس نمی کنند بزرگسالی دارند که بتوانند در خانه به او مراجعه کنند. آنها میخواهند بتوانند با والدین خود صحبت کنند، اما اولاً، والدین آنها باید منظمتر و آرامتر باشند – والدینی که میتوانند روی آنها حساب کنند.
نوجوانان آنچه را که بیشتر از همه نیاز دارند را از والدین خود به اشتراک می گذارند
در اینجا فقط تعداد انگشت شماری از پاسخهایی است که من به سؤالم دریافت کردهام: «آرزو دارید چه چیزی به والدینتان بگویید اما نمیتوانید؟»
“ای کاش بزرگسالان از نظر عاطفی بالغ تر از بچه های اطرافشان بودند.”
«کاش میتوانستیم بدون مقایسه شدن با دیگران در مورد مسائل صحبت کنیم یا به ما گفته شود که آن را پایین بیاوریم.»
“تمام استرسی که شما مشکلاتتان را به من تحمیل می کنید خسته کننده است. من بچه شما هستم، نه درمانگر شما.»
“من احساس می کنم یک بار، ناامیدی و شکست هستم.”
صداقت من را با «دراماتیک» بودن من اشتباه نگیرید. باور کن و وقتی می خواهم چیزی به تو بگویم عصبانی نشو.»
«احساس میکنم که نمیتوانم با پدرم درباره احساسم درباره او صحبت کنم، او همه چیز را بسیار شخصی میداند و بسیار جنگنده است. من نمیخواهم رابطه ما آسیب ببیند.»
ای کاش به من و به همدیگر دروغ نمی گفتند.»
من فقط نیاز دارم که بزرگسالان به من گوش دهند و احساسات من را جدی بگیرند.
یک نوجوان آنچه را که بیشتر از همه از والدینش میخواهد را در پروژه «یادداشت ارسالی» من به اشتراک میگذارد
منبع: دونا جکسون ناکازاوا
وقتی نوجوانان احساس میکنند که نمیتوانند بدون قضاوت، تحقیر، تمسخر، انتقاد یا بیاعتبار کردن، با کارهای سخت به بزرگسالان روی بیاورند، عواقب بزرگی در پی دارد. مطالعه CDC نشان داد که 65٪ از “احساسات مداوم غمگینی یا ناامیدی یک نوجوان با تجربه یک یا چند دسته از مشکلات اولیه مرتبط است.”
ما بزرگسالان باید ارتقا پیدا کنیم ما مهارتهایی برای تنظیم خودمان تا بتوانیم جوانانی را که عمیقاً دوستشان داریم تنظیم کنیم. بنابراین ما میتوانیم بزرگسالی باشیم که آنها را تقویت میکند، به آنها اطمینان میدهد که واقعاً مهم هستند، به آنها تعلق دارند، که شایسته هستند، مهم نیست که در چه شرایطی قرار دارند.
والدین و فرزندان یک زوج هستند: ما نمی توانیم به یکی بدون کمک به دیگری کمک کنیم.
بخشی از بحران سلامت روان جوانان امروزی در این حقیقت نهفته است: بین آنچه بچهها از نظر عاطفی از والدین میخواهند و آنچه ما به آنها میدهیم، گسست وجود دارد. ما آنها را در جایی که هستند ملاقات نمی کنیم.
چگونه شروع کنیم که آن شخص باشیم؟ اول، ما باید به خودمان نگاه کنیم و متوجه شویم که چگونه تجربیات دشوار زندگی ما بر سطوح واکنش پذیری ما تأثیر گذاشته است. مطالعاتی که در مورد اسکن مغز fMRI انجام شده است نشان میدهد که هر چه استرس و سختیهای اولیه در دوران رشد بیشتر شود، احتمال بیشتری دارد که در زندگی بعدی نسبت به استرس واکنش نشان دهیم. و فرزندپروری استرس زا است!
تمرین نوشتن برای بهبودی برای ایجاد ارتباط بهتر با نوجوانتان
در اینجا یک تمرین بسیار سریع نوشتن برای بهبودی وجود دارد که به شما کمک می کند تا در مورد اینکه چگونه می توانید امنیت عاطفی و ارتباط بیشتری را برای فرزند خود ایجاد کنید فکر کنید.
چند لحظه وقت بگذارید و یک تکه کاغذ و مداد بیرون بیاورید.
چشماتو ببند یک نفس عمیق بکشید. به آرامی بازدم کنید.
حالا از خود بپرسید:
چه چیزی از مادر یا پدرم می خواستم که هرگز دریافت نکردم؟
هر چه پیش آمد را بنویسید. هنگام نوشتن، دست خود را در حرکت نگه دارید. سریعتر از حد معمول بنویسید، گویی از ذهن خود دیکته می کنید. نگران نوشتن افکار خود به صورت سازمان یافته نباشید. تمرینات نوشتن برای بهبودی باعث تخلیه سریع افکار شما می شود.
افکار مکتوب میتوانند سرنخهایی را ارائه دهند که وقتی لنز خود را به داستان خود میچرخانید و بررسی میکنید که چگونه زخمهای دوران کودکیتان ممکن است هنوز هم اکنون بر شما تأثیر بگذارد، مهم خواهند بود. این آگاهی، به نوبه خود، توانایی شما را برای دریافت آنچه فرزندتان ممکن است نیاز داشته باشد از شما دریافت کند، افزایش می دهد.
همانطور که این تمرین را انجام می دهید، حس شفقت و عشق به خود را در خود و فرزندی که زمانی بودید، که ممکن است والدین مورد نیاز شما را نداشت، ایجاد کنید. بسیاری از ما در خانوادههایی بزرگ شدهایم که «گوش کردن» معنای دیگری داشت: به معنای انجام آنچه والدین گفتهاند و پیروی از آنها بدون سؤال یا شکایت بود. شاید یاد گرفته باشیم که وقتی صدای خودمان را مطرح می کنیم، مردم واکنش بدی نشان می دهند یا از دست ما ناراحت می شوند. بنابراین از بیان احساسات یا نیازهای خود اجتناب کردیم.
بزرگ شدن در چنین پویایی قدرت می تواند برای ما به عنوان بزرگسالان صحبت کردن با فرزندانمان به روش هایی که امنیت عاطفی ایجاد می کند دشوارتر کند. شناخت پیوند برای تغییر پویایی با فرزندانمان ضروری است.
میتوانید فضای خانهتان را از حالت «من خیلی تحت استرس و واکنشپذیر هستم تا بتوانم به شما کمک کنم» را به یکی از «شما تعلق دارید، مهم هستید، در کنار من امن هستید، من شما را قضاوت نمیکنم» تغییر دهید.
حالا بیایید تامل را ادامه دهیم. سوال دوم را از خود بپرسید:
فکر می کنید فرزندتان ممکن است چه چیزی از شما بخواهد یا نیاز داشته باشد که دریافت نمی کند؟
آنچه در اینجا پیش می آید را نیز بنویسید.
دیدن ارتباط بین داستان فرزندتان و داستان شما یک آها را فراهم می کند! لحظه ای از آگاهی که می تواند به شما کمک کند زمانی که سطح استرس در حال افزایش است و کودک شما به عشق و اطمینان شما نیاز دارد، نه به قضاوت شما، خود را مکث و تنظیم کنید.
اگر نتوانید خود را آرام کنید، به سادگی نمیتوانید فرزندتان را آرام کنید – و این بدون درک اینکه چه چیزی باعث ایجاد احساسات بیش از حد و واکنشپذیری در شما میشود، غیرممکن میشود. پرداختن به ریشه های عواطف خود اولین قدم برای ایجاد امنیت عاطفی برای شما و فرزندتان است.
ما باید برای بچه هایمان بهتر عمل کنیم و می توانیم.