01:57 - 2025/02/04

وقتی فراموش می کنید که یک والدین باشید

[ad_1] من هر روز با والدین همکاری می کنم. آنها غالباً از دفتر من به عنوان مکانی امن برای بحث در مورد چیزی که می دانند ممکن است از کنترل خارج شود استفاده می کنند. هدف من این است که آنها در نهایت می توانند خودشان بحث کنند و به توافق نامه ها...

وقتی فراموش می کنید که یک والدین باشید

[ad_1]

من هر روز با والدین همکاری می کنم. آنها غالباً از دفتر من به عنوان مکانی امن برای بحث در مورد چیزی که می دانند ممکن است از کنترل خارج شود استفاده می کنند. هدف من این است که آنها در نهایت می توانند خودشان بحث کنند و به توافق نامه ها بپردازند ، اما در ابتدا وقتی احساسات زیاد است ، آنها اغلب به کمک می رسند …

“من فقط از دوست دخترم خواستم با من ازدواج کند. ما سه سال با هم هستیم و دو نفر با هم زندگی کرده ایم. من یک پسر 5 ساله دارم که نامزد من را دوست دارد. ” وقتی پدر این حرف را زد ، مادر کودک را لرزاندم. پدر ادامه داد: “بنا به دلایلی ،” سابق من اجازه نمی دهد پسرم در عروسی ما شرکت کند. پسرم بسیار ناراحت است. من در حال فشار آوردن به فرار هستم. “

بیایید آنچه را که ممکن است در اینجا اتفاق بیفتد تجزیه و تحلیل کنیم و سپس یافتن راه حل آسان خواهد بود. در اینجا یک زمینه کوچک وجود دارد.

سالهاست که همدستان مورد نظر با حضانت مساوی فرزندشان به اشتراک گذاشته شده بودند. آنها بسیار جوان بودند و ازدواج را انتخاب نکردند ، اما اکنون این پدر قصد دارد با دوست دختر خود ازدواج کند. اگرچه مادر ابراز نکرده است که چقدر از این موضوع ناراحت است ، اما می توانستید عصبانیت او را احساس کنید. او اعتراف کرد که او از این که فرزند این مرد را پنج سال پیش داشته است ناراحت است ، اما اکنون او با شخص دیگری ازدواج می کند – و برای همه این موارد ، فرزندش زنی را که برای ازدواج انتخاب کرده است ، “تحسین” می کند. هنگامی که یک والدین احساس نادیده گرفتن و بی احترامی می کنند ، نباید تعجب آور باشد که آنها بدون همکار می شوند. این مادر احساس کرد که کنار گذاشته شده است و برای انجام کنترل کمی که او احساس می کند ، کودک را از شرکت در عروسی منع کرد. پدر ، با درک اینکه چگونه او به این مشکل کمک کرده است ، یک راه حل تلنگر ارائه داد ، “من در حال تلاش برای از بین رفتن هستم.” پاسخ او فقط تقویت کرد که چقدر او در این رابطه همکار سرمایه گذاری شده است.

این وضعیت نمونه کاملی از این است که چرا من هنگام کار با والدین مشترک موضع خود را می گیرم. اگر یک رابطه والدین شکوفا باشد ، آنها باید نگرش پذیرش ، همکاری و احترام را اتخاذ کنند. این یک نگرش جدید برای “Exes” است. رابطه سابق باید در گذشته باقی بماند و والدین باید یک رابطه کاملاً جدید برقرار کنند و آشکارا به عنوان والدین کودک به یکدیگر احترام بگذارند. زمینه مشترک آنها رابطه سابق آنها یا تمام سالهایی است که آنها با هم گذراندند-خوب یا بد. زمینه مشترک آنها فرزند آنهاست. این مادر باید در قلب خود بداند که هیچ کس جای او را نخواهد گرفت – و اگر پدر و نامزدش او را احساس کرده اند که انگار کسی می تواند ، در این مورد ، نامزدش باشد ، پس من تعجب نمی کنم که مادر در پاشنه هایش حفر کند. او دوباره اهمیت موقعیت خود را تأیید می کرد.

بنابراین ، آیا این مادر کودک را در این همه قرار داد؟ نه ، زیرا او بیش از حد درگیر صدمه دیده بود وقتی پدر آنقدر به راحتی حرکت کرد و متوجه نشد که واقعاً از کودک به عنوان پیاده استفاده می کند تا موقعیت خود را بشناسد. اما من همچنین مجبور شدم به توجه پدر تماس بگیرم که او ممکن است آنقدر به این نتیجه برسد که او از مسئولیت خود در مورد روابط همکار نیز غافل شده بود. این کودک دو خانه داشت. دو بیعت که باید به نام او با هم کار کنند. پدر یک عضو اصلی تیم را فراموش کرد – MOM.

جواب؟ این پدر و نامزدش باید رابطه ای با همکار مشترک تر با مادر پسرش برقرار کنند. هنگامی که مادر به عنوان مادر کودک احترام می گذارد و به عنوان سابق نادیده گرفته نمی شود ، ممکن است او به عنوان پدر در حال حرکت و معرفی چهره والدین دیگری در زندگی پسرش مرعوب نشود. کودک شرکت کننده در عروسی پدر سپس به نظم طبیعی امور تبدیل می شود.

یک پل ایجاد کنید ، نه یک دیوار

این رابطه دوباره تغییر می کند وقتی که هر دو والدین شرکای جدیدی دارند. من این را تترا همکار می نامم ، به این معنی که چهار نفر با هم به نام بچه ها در مراقبت از خود کار می کنند. در این صورت همه بازیکنان باید بدانند که یک عضو جدید به تیم اضافه شده است و مراقب باشید که اجازه ندهد جناح ها شکل بگیرند-یکی از والدین و شریک زندگی خود در برابر سایر والدین و شریک زندگی خود. هنگامی که والدین با هم درک می کنند که آنها یک متحد غیر از همدستان خود دارند ، به راحتی می توان به یک قاب ذهن مخالف ، “شما دو برابر ما” رفت. همدستان فراموش می کنند که با یکدیگر مشورت کنند و برای تصمیم گیری در مورد والدین به شریک زندگی خود اعتماد کنند.

نمونه ای که هر یک از والدین-که برای حل مسئله ، چگونگی احترام و همکاری با یکدیگر-می توانند یک پل بین دو خانه یا یک دیوار ایجاد کنند. یک پل دو طرف را به هم وصل می کند و به کودکان اجازه می دهد تا به آرامی بین خانه ها حرکت کنند. شما می توانید آن را در ذهن خود مشاهده کنید – کودکی که هنگام سفر از یک خانه دوست داشتنی به خانه دیگر لبخند می زند. یک دیوار تعامل دوست داشتنی را متوقف می کند و هر بار که از در بیرون می رود ، بیعت کودک را بررسی می کند.

متحد ما ایستاده ایم ، تقسیم می شویم

سناریوی فوق را اشتباه نگیرید. شرکای جدید نقش مهمی در سهولت دارند که مردم پس از شکست اولیه با آنها زندگی می کنند و زندگی می کنند. والدین جایزه می توانند به هرج و مرج خانواده یا کمک به حل مسئله خانواده کمک کنند. آنها می توانند عضو مهم تیم یا اسپویلر باشند. حضور یک شریک جدید ، همه را تحت تأثیر قرار می دهد ، از فرزندان شما گرفته تا اعضای خانواده را به والدین خود بپردازد. در مورد من ، من مادر برخی از مادر و مادر جایزه به دیگران در مراقبت از من بودم. در این موارد ، والدین پاداش باید برای تصمیم گیری در مورد امنیت کودکان در مراقبت از آنها توانمند شوند.

بیولوژیکی در مقابل والدین جایزه

بنابراین بسیاری از والدین اعتراف کرده اند که می ترسند فرزندانشان ممکن است شریک زندگی جدید خود را نسبت به آنها ترجیح دهند. سپس هنگامی که کودک یک پدر و مادر جایزه را “مادر” یا “پدر” می نامد ، والدین را همانند فلش به قلب تأثیر می گذارد.

من به یاد می آورم که یک صدای غم انگیز یک والدین در هنگام حضور در کلاس های همکار ، زیر نفس او زمزمه می کند. تا آن زمان او در حال جنگ و مشاجره با همدست خود بود ، بنابراین عصبانی بود که با کسی ملاقات کرده بود و به حرکت خود ادامه داد. پس از پرتاب انواع دلایل تخیلی مبنی بر اینکه چرا او اجازه نمی دهد شریک زندگی جدید خود با فرزندان تنها باشد ، او سرانجام فقط شکست. “اگر آنها او را دوست داشته باشند؟”

من همان ترس را از طرف پدران نیز شنیده ام. توضیح والدین در مورد فرزندان خود پس از شکستن ، توضیح آن دشوار است. حتی مطمئن ترین والدین نیز اعتراف کرده اند که پس از یک شکست ، در نقش والدین خود احساس آرامش می کنند. شکست همه چیز را تغییر می دهد.

حقیقت این است که شما می خواهید فرزندانتان از والدین جایزه خود مراقبت کنند. شما می خواهید والدین جایزه آنها از فرزندان خود مراقبت کنند. یا در یک خانواده جایزه وجود ندارد ، نیز وجود دارد. کودکان والدین خود را دوست دارند ، اما آنها می توانند برای والدین جایزه خود جایگاه ویژه ای داشته باشند – اگر همه شما تحت فشار قرار بگیرید که آنها را انتخاب کنید. زیرا واقعاً چاره ای وجود ندارد. والدین والدین هستند. اما شما نمی توانید افراد زیادی را دوست داشته باشید که فرزند شما را دوست داشته باشند ، و اگر با ترک خانه شما آسیب دیده نیستند زیرا آنها عاشق مردم در خانه دیگر نیز هستند ، از خوبی ها تشکر می کنند. همه کار خود را انجام داده اید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان