[ad_1]

جنبش های عدالت اجتماعی گام های چشمگیری در حمایت از برابری در ابعاد نژاد ، جنسیت ، گرایش جنسی و وضعیت اقتصادی و اجتماعی انجام داده است. با این حال ، یک نقطه کور قابل توجه باقی مانده است: تنوع سیاسی. در حالی که قهرمانی در بسیاری از دسته های هویت ، چارچوب های عدالت اجتماعی غالباً از تنوع نقطه نظر ، به ویژه دیدگاه های محافظه کارانه غافل می شوند – و گاهی اوقات فعالانه از بین می روند. این نظارت با اصول اصلی شمول مغایر است و ممکن است اهداف عدالت اجتماعی را به دنبال دستیابی به آنها تضعیف کند.
ابعاد ناشناخته تنوع
تحقیقات روانشناسان اجتماعی مانند جاناتان هایدت و همکارانش ، همگن سیاسی چشمگیر در علوم اجتماعی و بخش های علوم انسانی در دانشگاه های آمریکا را مستند کرده است. این عدم دیدگاه تنوع آنچه را که هایدت “جوامع اخلاقی قبیله ای” می نامد ، ایجاد می کند که ایده های خاصی مقدس می شوند و از آنها سؤال می شود تابو می شود.
این همگن اهمیت دارد زیرا دیدگاههای سیاسی – مانند سایر جنبه های هویت – نشان می دهد که چگونه جهان را می بینیم ، چه سؤالاتی را می خواهیم و چه راه حل هایی را قابل استفاده می دانیم. هنگامی که چارچوب های عدالت اجتماعی دیدگاه های محافظه کارانه را از بین می برد ، بینش های ارزشمندی در مورد انسجام اجتماعی ، مسئولیت شخصی و ثبات نهادی که ممکن است اهداف عدالت گرا را تقویت کند ، تضعیف نمی شود ، از دست می دهند.
چرخه تقویت کننده خود
هنگامی که همگن سیاسی به دست می آید ، تمایل به خودآزمایی دارد. تحقیقات روانشناس اجتماعی لی جوزیم در مورد صحت کلیشه نشان می دهد که کلیشه های سیاسی جزء اغراق آمیز ترین ها هستند و هر یک طرف دیگر را به عنوان افراطی تر از آنچه که هستند مشاهده می کنند. در فضاهای عدالت اجتماعی ، محافظه کاران غالباً به جای اینکه دیدگاه های مختلف ، بالقوه معتبری را در مورد چگونگی دستیابی به برابری داشته باشند ، به طور یکنواخت مخالف برابری به تصویر کشیده می شوند.
این کاریکاتورینگ یک حلقه بازخورد ایجاد می کند: محافظه کاران در مباحث عدالت اجتماعی احساس ناخوشایندی می کنند ، غیبت آنها کلیشه های منفی را تأیید می کند و جنبش به طور فزاینده ای از نظر سیاسی همگن رشد می کند.
هزینه محرومیت
این نقطه کور سیاسی هزینه های واقعی را به همراه دارد. اول ، این امر اعتبار جنبش های عدالت اجتماعی را با تضاد با تعهد برجسته آنها به گنجاندن تضعیف می کند. دوم ، این بنیاد فکری عدالت اجتماعی را با محافظت از فرضیات خاص از بررسی بحرانی تضعیف می کند. سرانجام ، این امر با بیگانه کردن متحدین بالقوه که ممکن است از اهداف عدالت پشتیبانی کنند اما با روش ها یا چارچوب های خاص مخالف هستند ، اثربخشی را مانع می کند.
پل زدن
چگونه می توان جنبش های عدالت اجتماعی بر این نقطه کور غلبه کرد؟ چندین رویکرد امیدوار کننده وجود دارد:
- تنوع سیاسی را به عنوان تنوع می شناسید. درست همانطور که تصدیق می کنیم که نژاد ، جنسیت و سایر جنبه های تجربه و چشم انداز شکل هویت ، باید تشخیص دهیم که دیدگاه های سیاسی همین کار را انجام می دهند – و این که تنوع اندیشه به جای تضعیف درک ما ، تقویت می شود.
- فروتنی فکری را تمرین کنید. روانشناس اجتماعی کارول دوک در مورد ذهنیت رشد نشان می دهد که اعتقاد به درک ما می تواند به ما کمک کند تا از افرادی که دیدگاه های مختلفی دارند ، بیاموزیم. نزدیک شدن به اختلاف نظر با کنجکاوی به جای تحقیر ، مسیرهایی را برای یادگیری باز می کند.
- به دنبال صداهای هترودوکس باشید. سازمان هایی مانند آکادمی Heterodox تنوع دیدگاه را در آکادمی ترویج می کنند. تلاش های مشابه در فضاهای عدالت اجتماعی می تواند مکالمه را غنی سازی کرده و ائتلاف های با دوام بیشتری ایجاد کند.
- روی ارزشهای مشترک تمرکز کنید. نظریه بنیادهای اخلاقی نشان می دهد که لیبرال ها و محافظه کاران ارزش های اخلاقی مختلفی را در اولویت قرار می دهند اما نگرانی های اصلی زیادی را به اشتراک می گذارند. برجسته کردن تعهدات مشترک به عزت ، انصاف و کاهش رنج ، زمینه مشترک ایجاد می کند.
با هم حرکت می کنیم
عدالت اجتماعی واقعی مستلزم احترام به کرامت انسانی در همه ابعاد – از جمله دیدگاه های سیاسی است. با گسترش برداشت ما از تنوع برای شامل تفاوت های ایدئولوژیک ، جنبش های عدالت اجتماعی می توانند از نظر فکری قوی تر شوند ، با اصول آنها سازگارتر شوند و در نهایت در ایجاد جامعه فراگیر که تصور می کنند ، مؤثرتر هستند.
یک سیستم عدالت اجتماعی که امکان تنوع سیاسی را فراهم می کند ، نسخه ای ضعیف تر از عدالت نیست – این یک رویکرد قوی تر و انعطاف پذیر برای ساختن دنیایی است که همه واقعاً متعلق به آن هستند.
[ad_2]