22:11 - 2024/10/23

وقتی احساسات را سرکوب می کنید، فقط آنها را تشدید می کنید – چرا؟

[ad_1] بسیار مهم است که بدانیم، از نظر علم اعصاب، سرکوب افکار یا احساسات شما با حذف آنها یکسان نیست. کاری که شما واقعاً انجام می دهید این است که آنها را از هوشیاری خارج می کنید. اما وقتی سعی می کنید از نظر روانی آنچه را که با شما می گذرد ...

وقتی احساسات را سرکوب می کنید، فقط آنها را تشدید می کنید – چرا؟

[ad_1]

بسیار مهم است که بدانیم، از نظر علم اعصاب، سرکوب افکار یا احساسات شما با حذف آنها یکسان نیست. کاری که شما واقعاً انجام می دهید این است که آنها را از هوشیاری خارج می کنید.

اما وقتی سعی می کنید از نظر روانی آنچه را که با شما می گذرد سیاه کنید، آنچه را که از پرداختن به آن غفلت می کنید و با وجدان پردازش می کنید، ناپدید نمی شود.

علیرغم اینکه چنین موضوعات شناختی/عاطفی، به یک معنا، «خارج از دید» می شوند، به سختی «از ذهنشان خارج می شود». آنها ممکن است (به طور موقت، حداقل) از جلسه مشورتی شما حذف شوند آگاهانه ذهن، اما آنها همچنان در جایی در ناخودآگاه شما کمین می کنند.

یعنی آنها فقط از پیش زمینه به پس زمینه (دسترسی سخت تر) می روند. با سفر به مناطق دورتر از مغز، آنها اکنون به ضمیر ناخودآگاه شما منتقل شده اند.

با توجه به نحوه عملکرد روان پیچیده انسان، باورهای شما برای آشکار شدن نیازی به اجازه صریح ندارند و در نتیجه ممکن است خود را مستقل نشان دهند.

در اینجا آمده است که چگونه، بدون نیاز – یا دریافت – تأیید شما، چنین افکار و احساسات عمداً مدفون شده خود به خود به سطح می رسند:

1. افزایش فشار عاطفی. هنگامی که درب زودپز محکم است، یک بخار بخار در داخل ایجاد می شود، به طوری که به مرور زمان درب آن تکان می خورد یا به طور کامل منفجر می شود.

فشار عاطفی که وقتی اجازه نمی دهید احساسات (ناخوشایند) به طور طبیعی تخلیه شوند، در درون شما تابیده می شود. در صورت عدم توجه، حتی یک مزاحمت جزئی نیز این امکان را دارد که تشدید شود و در نهایت باعث ایجاد یک طغیان آشکارا نامتناسب با تحریک اولیه شود.

علاوه بر این، لازم به ذکر است که اگرچه این پست بر سرکوب تمرکز دارد افکار و احساسات، سرکوب آنها – که شامل انتقال ناخودآگاه آنها به مناطق کمتر در دسترس ذهن است – همچنین می تواند منجر به فوران های عاطفی ناخواسته و ناخواسته شود.

این بدان معناست که، مشابه به تعویق انداختن (که یک شکل مایل از آن است)، اجتناب از چیزی که نمی‌خواهید با آن کنار بیایید، بسیار بیشتر احتمال دارد که یک سر بخار را جمع کنید تا از بین بردن.

2. افزایش حساسیت. در نتیجه موارد فوق، با ایجاد احساسات پردازش نشده در درون شما، ممکن است فشار کمتر و کمتری برای تحریک افکار و احساساتی که سرکوب کرده اید، لازم باشد.

3. غلبه عاطفی. تقریباً طبق تعریف، شعله ور شدن احساس غیرقابل کنترل است. و احساساتی که تحت اراده شما نیستند، احتمالاً باعث می‌شوند که احساس کنید مغلوب و شکست خورده‌اید.

4. سرکوب عاطفی و سلامت شما. از نظر علم اعصاب، رابطه متقابل بین ذهن و بدن در حال حاضر علم ثابت شده است. اما برای اینکه بیشتر در مورد اینکه چگونه ذهن و بدن از نظر بیوشیمیایی همبستگی دارند، باید راه‌هایی را بررسی کنیم که حواس‌پرتی، بی‌حسی، یا جایگزینی یک فعالیت بدنی به جای دیگری به شما کمک می‌کند تا آنچه را که در درون شما می‌گذرد را فراموش کنید.

علاوه بر اضطراب و افسردگی، بسیاری از بیماری‌های روانی-فیزیولوژیکی مرتبط با استرس، اغلب با سرکوب عاطفی مرتبط هستند، به ویژه بیماری قلبی و سرطان. علاوه بر این، تحقیقات نشان داده است که سرکوب احساسات ناشی از باورهای منفی (به ویژه در مورد خودتان) بر مرگ و میر شما نیز تأثیر می گذارد.

چنین سرکوبی بلافاصله شما را نمی کشد، اما به طرق مختلف بر سلامت و طول عمر شما تأثیر می گذارد. علیرغم اینکه حالت ناخوشایند شما واقعاً بیان نمی شود، استرس انباشته – و پریشانی – با سرکوب شدن، عوارض خود را بر شما وارد می کند.

© 2024 Leon F. Seltzer, Ph.D. تمامی حقوق محفوظ است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان