“صفحه ها بچه های ما را خراب می کنند.” “رسانه های اجتماعی در حال از بین بردن بافت اجتماعی ما هستند.” اینها عناوینی است که همه ما در سالهای اخیر بارهای بی شماری دیده ایم. تأثیر زمان صفحه نمایش – و به ویژه در رسانه های اجتماعی – در نوجوانان مورد توجه دانشمندان ، سیاستگذاران ، مربیان و والدین قرار گرفته است. با وجود همه تحقیقات ، دنیای دانشگاهی هنوز عمیقاً تقسیم شده است.
این کمی شبیه یک دیوید و گلیات مدرن است. از یک طرف ، ما اردوگاه گلیات را داریم – بسیاری از محققان برجسته که استدلال می کنند که رسانه های اجتماعی نقش مهمی در بحران سلامت روان امروز در بین جوانان ایفا می کنند. آنها به افزایش افسردگی و اضطراب ، بی خوابی ، کوتاه شدن توجه و اعتیاد به تلفن اشاره می کنند.
از طرف دیگر ، دیوید نماینده محققانی است که یا استدلال می کنند که هیچ ارتباطی علّی قوی بین رسانه های اجتماعی و این نتایج وجود ندارد ، یا اینکه هرگونه تأثیراتی به فرد ، محیط آنها و چگونگی استفاده از این سیستم عامل ها بستگی دارد. این محققان همچنین مزایا را برجسته می کنند: ارتباط بیشتر اجتماعی ، پشتیبانی از گروه های حاشیه نشین ، دسترسی به اطلاعات و یادگیری ، فرصت های خلاقانه و حرفه ای و حتی تعامل عدالت اجتماعی.
من مدتهاست که با طرف دیوید شناسایی کردم. این بدان معنا نیست که من خطرات را رد می کنم. اما بر اساس یک دهه تحقیق ، فهمیدم که وحشت اخلاقی در مورد رسانه های اجتماعی اغلب بر اساس شواهد علمی فعلی غافل می شود. کار من بر این است که چگونه می توان رسانه های اجتماعی و فن آوری های جدید را به خوبی از آن استفاده کردند – به ما کمک کنند تا احساس ارتباط بیشتر ، هدفمندتر و حتی الهام بخش برای افراد بهتر داشته باشیم.
به همین دلیل من از پیوستن به یک تلاش بزرگ و بین المللی تحقیقاتی به رهبری والریو کاپارو ، از دانشگاه میلان-بیکوکا ، ایتالیا ، هیجان زده شدم. این پروژه بیش از 120 دانشمند از این شکاف دانشگاهی را گرد هم آورده است. ماموریت ما؟ برای تعیین اینکه چه اجماع ، در صورت وجود ، امروز در مورد تأثیر رسانه های اجتماعی بر سلامت روانی نوجوانان وجود دارد.
ما از روشی استفاده کردیم که به عنوان فرایند دلفی– یک روش ساختاری برای دستیابی به توافق بین کارشناسان. ما شواهدی را از بیش از 1400 مطالعه جمع آوری کردیم که 26 ادعای کلیدی در مورد اثرات رسانه های اجتماعی بر جوانان را ارزیابی کردیم. این ادعاها با الهام از کتاب روانشناس جاناتان هایدت نسل اضطراب، که توجه عمومی زیادی را به خود جلب کرده است.
هر ادعا در مورد نوع و کیفیت شواهد پشتیبانی مورد بررسی قرار گرفت: آیا این همبستگی است یا علّی؟ آیا یافته های مبتنی بر نظرسنجی ها ، آزمایش ها یا مطالعات طولی است؟
خوب ، چه چیزی پیدا کردیم؟
اجماع در برخی از نکات مشخص بود. کارشناسان توافق کردند که شواهد کافی برای حمایت از موارد زیر وجود دارد:
- رسانه های اجتماعی مقایسه اجتماعی بصری را افزایش می دهند در میان دختران
- این نوجوانان را در معرض دید دیگران قرار می دهد که مسائل مربوط به سلامت روان را نشان می دهند یا بحث می کنند، که ممکن است بر آنها تأثیر بگذارد.
- این می تواند باعث اعتیاد رفتاری شود– استفاده اجباری با وجود آسیب ، که به نوبه خود می تواند بر سلامت روان تأثیر منفی بگذارد.
- استفاده از رسانه های اجتماعی سنگین و استفاده از تلفن های هوشمند می تواند باعث ایجاد مشکلات خواب شودوت محرومیت از خواب شناخته شده است که به سلامت روان آسیب می رساند.
اینها بینشهای مهمی هستند. اما توجه به این نکته نیز مهم است که وقتی صحبت می شود هدایت کردن تأثیر رسانه های اجتماعی بر سلامت روانی نوجوانان ، شواهد علّی قوی وجود ندارد. آنچه ما می بینیم بیشتر غیرمستقیم است: رسانه های اجتماعی می توانند خواب یا رفتارهای اعتیاد آور را مختل کنند و این عوامل می توانند به رفاه ذهنی آسیب برساند.
در مورد ادعاهای دیگر ، شواهد مختلط تر یا غایب بودند. به عنوان مثال:
- متخصص نمی تواند تأیید کند که رسانه های اجتماعی باعث ایجاد مشکلات توجه می شوند، حتی اگر بسیاری معتقد بودند که قابل قبول است.
- وجود داشت هیچ اجماعی در مورد اینکه آیا رسانه های اجتماعی باعث محرومیت اجتماعی می شوند (مانند افزایش تنهایی) ؛ شواهد در اینجا تقسیم شد.
- وقتی آمد نارضایتی بدن ، کمال گرایی و قرار گرفتن در معرض آزار و اذیت جنسی، به ویژه در بین دختران ، فقط شواهد همبستگی یافت شد. این بدان معنی است که ما هنوز نمی توانیم رسانه های اجتماعی بگوییم دلیل این نتایج – فقط این که ممکن است مرتبط باشند.
رسانه های اجتماعی ضروری می خواند
این به چه معنی است
علیرغم روایت غالب در رسانه ها و سیاست ها ، داده های موجود در این مرحله از این ایده پشتیبانی نمی کنند که رسانه های اجتماعی به تنهایی نسل را از بین می برند. بله ، خطرات وجود دارد – و بله ، آنها باید جدی گرفته شوند. اما ادعا می کند که “رسانه های اجتماعی مقصر هستند” از شواهد تجربی قوی (هنوز) حمایت نمی شوند.
این گفته ، این بدان معنی نیست که نباید با احتیاط پیش برویم. فن آوری های جدید ، از جمله هوش مصنوعی ، به سرعت وارد زندگی ما می شوند. عاقلانه است که نگهبان ها را تنظیم کنیم ، استفاده از متفکرانه را تشویق کنیم و از مقررات اول ایمنی حمایت کنیم. اما ما همچنین قبل از اینکه به نتیجه گیری بپردازیم ، به تحقیقات بیشتری – و بودجه بهتر برای آن تحقیق نیاز داریم.
طرف مثبت چطور؟
یکی از محدودیت های اصلی این تلاش اجماع ، تمرکز آن صرفاً بر مضرات احتمالی بود. مزایای رسانه های اجتماعی مورد ارزیابی قرار نگرفت. و این یک فرصت از دست رفته است.
چگونه می توانیم از ابزارهای دیجیتالی برای پشتیبانی از بهزیستی نوجوانان استفاده کنیم؟ من قرقره های خنده دار اینستاگرام را با دوستانم به اشتراک می گذارم ، ترجیحاً در شب ، که باعث می شود احساس ارتباط بیشتری داشته باشم و احساسات مثبت خود را قبل از خواب تقویت می کند. این یک نمونه کوچک اما معنی دار از چگونگی پشتیبانی رسانه های اجتماعی می تواند از سلامت روان باشد ، نه آن را تضعیف کند.
ما در مورد این مسیرهای مثبت به تحقیقات بیشتری نیاز داریم. چه ابزاری به نوجوانان کمک می کند تا احساس ارتباط و پشتیبانی کنند؟ چه نوع محتوا از آنها الهام می گیرد یا به آنها انگیزه می دهد؟ چگونه والدین ، مربیان و سکوها می توانند به جای تحمیل محدودیت ، استفاده سالم را تشویق کنند؟
اگر فقط روی آنچه رسانه های اجتماعی اشتباه انجام می دهند تمرکز کنیم ، ممکن است آنچه را که می تواند درست انجام دهد ، از دست بدهیم.