در تیراندازی با کمان ، مانند زندگی ، مستقیم ترین مسیر برای موفقیت ممکن است به یک راهپیمایی عمدی نیاز داشته باشد.
در اوایل سال جاری ، من مدتی را در مرکز جهانی عالی تیراندازی با کمان در لوزان سوئیس تعبیه کردم و به عنوان متخصص عملکرد در پادکست Take AIM کار کردم. در میان بی نظم و مستغلات ورزشکارانی که کمان ها و تند و تیز فلش های آزاد شده را می کشیدند ، دوباره و دوباره به یک پارادوکس یادآوری کردم: برخی از بهترین کمانداران جهان که عمداً از مرکز هدف دور می شوند.
این “هدف خاموش” نامیده می شود ، یک عمل ضد انعطاف پذیر که در قلب سازگاری ، دقت و در نهایت ، ثبات عملکرد تحت فشار قرار دارد. این تثبیت غریزی را در مرکز هدف به چالش می کشد. و این فقط ممکن است یک کلاس اصلی برای چگونگی فکر کردن در مورد موفقیت در تجارت ، ورزش و هر حوزه ای باشد که شرایط در آن تغییر می کند اما هدف یکسان است.
پارادوکس تثبیت
تثبیت هدف یکی از اغوا کننده ترین تله ها در روانشناسی عملکرد است. این که آیا شما در حال تعقیب تبلیغاتی هستید یا یک عکس عالی ، هرچه بیشتر به مرکز خیره شوید ، می توانید گریزان تر شوید. در روانشناسی عملکرد ، ما از این امر به عنوان باریک شدن تمرکز توجه یاد می کنیم ، جایی که تثبیت در جمع نتایج بازخورد ظریف مورد نیاز برای سازگاری سطح بالا را نشان می دهد.
در تیراندازی با کمان ، تثبیت قابل اندازه گیری است. ما می توانیم آن را از طریق گروه بندی (گسترش فلش نسبت به یکدیگر) و از طریق فناوری ردیابی چشم ردیابی کنیم که نشان می دهد آنچه به عنوان “چشم آرام” شناخته می شود ، یک نگاه متمرکز و متمرکز که پیش از عملکرد است و پس از اجرای آن ثابت می شود. تحقیقات توسط پروفسور جوآن ویکرز ، که این اصطلاح را ابداع کرده است ، نشان می دهد که ورزشکارانی که مدت زمان آرامش بیشتری دارند ، تمایل دارند از کسانی که توجه بصری پراکنده دارند ، بهتر عمل کنند. با این حال ، حتی آرام ترین نگاه باید با محیط های در حال تغییر تنظیم شود.
این جایی است که هدف از آن وارد می شود. با استفاده از ردیاب های چشم ، می توانیم تشخیص دهیم که چگونه ورزشکاران هدف قرار می گیرند ، با بهترین حالت که از دایره مرکز طلایی منحرف نمی شوند ، اما در مورد روند تفکر آنها صادق است.
هدف خاموش – با هدف
برای درک ارزش هدف ، روند یادگیری شلیک را در نظر بگیرید. کمانداران ابتدا در محیط های کنترل شده و غالباً داخلی ، سازگاری ایجاد می کنند. هدف در تمرینات اولیه لزوماً ضربه زدن به مرکز طلا نیست که 10 گل به ثمر برساند ، بلکه توسعه گروه بندی های تنگ است. بدون در نظر گرفتن نحوه امتیاز ، بارها و بارها به همان منطقه هدف ضربه می زند. گروه بندی نشان می دهد که روند شلیک آرچر قابل تکرار است ، و معمولاً یک سازگاری بیومکانیکی (به عنوان مثال ، موقعیت آرنج ، چرخش لگن) وجود دارد که برای تغییر گروه بندی به سمت مرکز نیاز به وقوع است.
فقط پس از دستیابی به این امر ، سازگاری آغاز می شود. مربیان فاصله تیراندازی را تغییر می دهند ، سپس باد ، تغییر نور ، تغییرات ارتفاع و پایه متغیر را معرفی می کنند. ناگهان ، هدف مستقیم در مرکز دیگر کار نمی کند. ورزشکاران باید شرایط خارجی را ارزیابی کنند ، جبران خسارت را محاسبه کنند ، و – بله – به طور عمدی از مرکز هدف دور شوند تا تحریف محیطی را به خود اختصاص دهند.
من با Sébastien Flute ، قهرمان المپیک 1992 و رئیس جدید عملیات در مرکز تعالی ، در مورد این روند صحبت کردم. او به من گفت: “در ابتدا ، احساس اشتباه در هر جایی جز وسط است.” “در سطح نخبگان ، شما باید یاد بگیرید که از کمال خودداری کنید و دقت را بیاموزید. این بدان معنی است که می دانید چه موقع هدف قرار بگیرید و اعتماد کنید که این یک اشتباه نیست ، بلکه یک مهارت آموخته است.”
از تیراندازی با کمان تا سازگاری
آنچه در هدف قرار دادن قدرتمند است این است که احساس عمیق آگاهی موقعیتی را پرورش می دهد. جبران خسارت کور نیست. این سازگاری آگاهانه است. ورزشکاران رویکردهای مختلفی را محاکمه می کنند ، الگوهای پرواز فلش را آزمایش می کنند و شرایطی را مانند هواشناسان ریزگردها می خوانند. این علم ، هنر و تجربه در عمل است.
در بحث های من با دو نفر از بهترین مربیان جهان ؛ مارك دلنباخ فرانسه و Göktug Ergin Turkiye ، هر دو به تدریج هدف خود را آموزش می دهند. آنها کمانداران را به هرج و مرج نمی اندازند. آنها پایه و اساس اعتماد – بین ورزشکار و تجهیزات ، بین روند و عملکرد ایجاد می کنند. سپس ، آنها به طور سیستماتیک مناطق راحتی را کشیده اند.
در حالی که من یک قدم کماندار اسپانیایی را در یک بعد از ظهر بادگیر تماشا کردم. او در 70 متر از هدف ایستاده بود ، او هدف خود را به سمت راست تغییر داد. هنگام آزاد شدن ، فلش به سمت چپ حرکت کرد و به مرکز طلایی افتاد. او در وسط هدف تثبیت نکرد. او هدف خود را خاموش کرد و به مرده برخورد کرد. چشمش ثابت شد ، اما ذهن او چابک بود.
این دقیقاً تیم های با عملکرد بالا به دنبال هستند. در تجارت ، اغلب به رهبران گفته می شود که چشم خود را به این جایزه حفظ کنند ، اما اگر این جایزه مبهم باشد چه می شود؟ اگر تغییر بازار ، الگوریتم تغییر کند یا زنجیره تأمین تغییر کند ، چه می شود؟ تثبیت هدف ، در آن لحظه ها ، به یک مسئولیت تبدیل می شود. در مقابل ، سازگاری ، به حاشیه رقابتی تبدیل می شود.
روانشناسی هدف خاموش
با هدف خاموش نیاز به انعطاف پذیری روانی دارد ، صفتی که به طور فزاینده ای با مقاومت و رفاه مرتبط است. طبق تحقیقات در مورد پذیرش و تعهد درمانی ، مجریانی که می توانند دیدگاه ها را تغییر دهند ، عدم اطمینان را در آغوش بگیرند و به جای نتایج ، با ارزش ها و فرآیندها عمل کنند و نه نتایج ، تحت فشار قرار بگیرند.
مربیان دلنبخ و ارجین البته البته روی تکنیک کار می کنند تا ورزشکاران بتوانند عکس هایی را اجرا کنند و آنها را آموزش دهند تا قبول کنند تا هیچ شات دقیقاً یکسان نباشد. مهمتر اینکه ، آنها ورزشکاران خود را برای واقعیت عملکرد پیچیده آموزش می دهند.
هدف از این کار اعتماد به روش خود تحت عدم اطمینان است. این است که بر آنچه کنترل می کنید تمرکز کنید: روند خود ، به جای تعقیب آنچه نمی کنید. و از قضا ، این همان چیزی است که از طلایی که کماندار را به آن نزدیک می کند ، فاصله دارد.
علاوه بر این ، ما اکنون می دانیم که تکنیک های تنظیم فیزیکی این اعتماد را تقویت می کنند. تحقیقات نشان می دهد که کند شدن نفس ، استفاده از روش هایی مانند تنفس جعبه یا تنفس دیافراگمی ، سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال می کند ، که به نوبه خود باعث کاهش ضربان قلب و افزایش تنوع ضربان قلب می شود. این حالت آمادگی آرام باعث می شود تا تصمیم گیری و کنترل موتور به طور خاص در هنگام تساوی کامل ، درست قبل از انتشار یک پیکان ، به طور خاص.
هنگامی که این تکنیک های فیزیولوژیکی با ابزارهای روانشناختی مانند آموزش آرام چشم ، که طولانی تر روی هدف متمرکز می شود درست قبل و بعد از انتشار ، آنها یک محیط ذهنی ایده آل برای عملکرد اوج ایجاد می کنند. به عبارت دیگر ، کاهش سرعت نفس به سرعت بخشیدن به توانایی مغز در سازگاری و تعهد به عمل کمک می کند.
استفاده از اصل فراتر از تیراندازی با کمان
بعد از سری پادکست ، من اغلب خودم را به این فکر باز می گردم: هدف از زندگی در زندگی روزمره به نظر می رسد؟
برای دانشجویی که با امتحان تحت استرس روبرو است ، ممکن است به معنای تجدید نظر در یک روش جدید باشد ، شاید به جای خواندن مجدد ، تدریس کند. برای یک مدیرعامل ، این ممکن است به معنای عقب نشینی از معیارهای کوتاه مدت به سمت مجدداً با هدف بلند مدت باشد. برای یک مجری ، به جای وسواس بیش از امتیاز ، به حافظه تمرین و عضلات اعتماد دارد.
اینها همه اشکال هدف از کار است: تنظیم به باد شرایط ، زمین چالش و تغییرپذیری وضعیت انسان.
هدف همه چیز نیست
آنچه تیراندازی با کمان به ما می آموزد ، به خصوص از طریق شیوه هایی مانند هدف ، این است که قوام مربوط به کمال رباتیک نیست. این در مورد بداهه سازی کالیبره شده است. هرچه بیشتر بتوانیم سازگاری را در مهارت خود جاسازی کنیم ، مقاوم تر و موفق تر می شویم. دفعه بعد که احساس می کنید علامت را از دست داده اید ، در نظر بگیرید که آیا واقعاً یاد می گیرید که از زاویه دیگری به آن ضربه بزنید. درس کمانداران نخبه هدف سخت تر نیست بلکه هدفمندتر است. زیرا در تیراندازی با کمان ، مانند زندگی ، گاهی اوقات بهترین راه برای ضربه زدن به مرکز … هدف این نیست که هدف آن باشد.