وقتی به پیشرفت به سمت اهداف و دستیابی به آنها فکر می کنیم، طبیعتاً ذهن به سمت فعالیت و عمل می رود. ما A را برای دستیابی به B انجام می دهیم. ما تصمیم X را برای به دست آوردن نتیجه Y گرفتیم. بر این اساس، تحقیقات دانشگاهی خودکارآمدی را به عنوان باور به توانایی فرد برای اجرای تصمیمات پیشگیرانه که با اهداف فرد همسو هستند تعریف می کند.
حکمت زیادی در این کار وجود دارد. بی حالی یکی از بزرگترین موانع موفقیت است. مطمئن ترین راه برای شکست این است که هرگز تلاش نکنید.
با این حال، هنگامی که هدف خود را تعیین کردیم و در جهت آن کار می کنیم، معادله تغییر می کند. در حالی که فعالیت هنوز اهمیت دارد، معیار دیگری از پیشرفت اهمیت فزایندهای پیدا میکند: توانایی «نه» گفتن.
«نه» گفتن، تعریف تعهد است
تعهد به شریک زندگی، تعریف یک رابطه عاشقانه پایدار و تک همسری است. در اصل، تعهد تصمیم به «نه» گفتن به دیگران است.
به طور مشابه، متخصصان بهرهوری از اهمیت دورههای کار «عمیق» بیوقفه برای ورود به یک «جریان» تمجید میکنند، که به موجب آن میتوانیم ایدههای بزرگ را به تصویر بکشیم و در اهداف استراتژیک پیشرفت کنیم. این تمرکز شامل توانایی پایبند ماندن به یک کار در کنار حذف سایر وظایف است.
دنیای مدرن پر از عوامل حواس پرتی به شکل رسانه های اجتماعی و محتوایی است که برای جلب توجه ما طراحی شده است. در واقع، تحقیقات کلاسیک نشان میدهد که توانایی «نه» گفتن کودکان با کنترل تمرکز ذهن و اجتناب از وسوسهها، پیشبینیکنندهای قوی برای موفقیت در آینده است.
زمانی که هدفی را دنبال می کنیم که برایمان مهم است، چیزی که معمولاً ما را از رسیدن به آن باز می دارد، حواس پرتی و انحرافات است تا عدم اقدام.
به عنوان مثال، همانطور که هر صاحب کسب و کاری می تواند تأیید کند، فرصت های سرمایه گذاری جایگزینی که به طور مرتب به وجود می آیند، منابع را از هدف اصلی که کارآفرین به سمت آن کار می کند منحرف می کند.
اگر برای یک خرید بزرگ پس انداز کنیم، بسیاری از وسوسه های اتفاقی مسیر ما را به سمت آن پر می کند.
اگر ما در حال نوشتن یک کتاب خوب تحقیق هستیم، بسیاری از خواستههای به ظاهر فوریتر ما را در طول فرآیند چند ساله تألیف از خود دور میکنند.
چرا “نه” گفتن سخت است
“نه” یک کلمه منفی است، به ویژه هنگامی که به رد درخواست برای انجام مناقصه شخص دیگر می رسد. زمانی که آن شخص یک دوست، خویشاوند، شریک زندگی یا فقط یک فرد خوب باشد، این دو برابر صادق است. تحقیقات نشان میدهد که مردم معمولاً دشواری «نه» گفتن به درخواستهای دیگران، مانند استفاده از تلفن همراه یا امضای دادخواستها را دست کم میگیرند.
عوامل روانی متعددی وجود دارد که رد درخواستها را سخت میکند، مانند هنجار این که باید اقدامات دیگران را متقابلاً جبران کنیم و ناراحتی که به طور خودکار هنگام رد کردن احساس میکنیم. به همین دلیل است که «نه» گفتن به دوستانی که به شما توصیه میکنند جمعه شب بیرون بروید، زمانی که هدفتان پیشرفت در کتابی است که در سال گذشته روی آن کار کردهاید، دشوار است.
از برخی جهات، احتمالاً خوب است که ما به عنوان انسان آنقدر اجتماعی هستیم که «نه» گفتن به یکدیگر برایمان سخت است. با این حال، تعیین حد و مرز در روابط خود با دیگران نیز مهم است تا آنها بتوانند تصمیم شما را برای دور شدن از گله هر از گاهی درک کنند. حتی بهتر از آن زمانی است که گروه اجتماعیتان از شما حمایت میکنند و زمانی که تصمیم میگیرید به گردشها «نه» بگویید به نفع اهداف بلندمدت خود هستید.
عنصر دیگری که «نه» گفتن را دشوار می کند، معمولاً با عبارات درخشان مورد بحث قرار می گیرد: کنجکاوی. در زمان مناسب، کنجکاوی می تواند به نوآوری و تفکر خارج از چارچوب منجر شود. اما در زمان نامناسب، کنجکاوی می تواند منجر به حواس پرتی و عدم تمرکز شود. اگرچه کنجکاوی مفاهیم مثبتی را به همراه دارد، اما می تواند از کنترل خارج شده و مضر شود. متمرکز شده است کنجکاوی در بسیاری از موارد بسیار سودمندتر است.
“نه” بگو!
همانطور که می بینید، توانایی رد کردن وظایف جایگزین می تواند فشارسنج مهمی برای پیشرفت در اهدافی باشد که برای شما مهم هستند.
بدون «نه» گفتن، میتوانیم نسبت به هزینههای فرصت اعمالمان کور شویم – چیزی که با انجام کاری از آن دست میکشیم.
همچنین میتوانیم در نهایت قدرت ترکیب را از دست بدهیم – راهی که دستاوردهای ما تمایل دارند تا زمانی که برای مدت طولانی روی آنها تمرکز میکنیم، خود را ایجاد میکنند و چند برابر میشوند. در صورت انحراف مکرر احتمال این اتفاق کمتر است.
مهمتر از همه، ناتوانی در گفتن «نه» می تواند بر دید ما از خودمان تأثیر بگذارد. هویت و تصویر ما از خود عمیقاً تحت تأثیر کاری است که انجام می دهیم. اگر بین کارها زیگ زاگ کنیم، به تعهد خود نسبت به هدف اصلی خود شک خواهیم کرد.
بنابراین، وقتی در نظر میگیرید که اهداف خود را چگونه انجام میدهید، نه تنها به آنچه «بله» میگویید، بلکه به آنچه «نه» میگویید نیز توجه کنید. دومی چیزهای زیادی در مورد تعهد شما به موفقیت خواهد گفت.