[ad_1]

هنگامی که ارین برای درخواست دستور حفاظت به دادسرا رسید ، با ترس و سردرگمی از بین رفت. او گریه کرد: “او همیشه اینگونه نیست.” “شاید این فقط یک چیز یک بار باشد. منظورم این است که او بیشتر اوقات بسیار مهربان است!”
“شاید من نباید آنجا را ترک کنم.”
ناهماهنگی شناختی انکار و سرزنش خود را تغذیه می کند
هنگامی که اعتقادات یا اخلاق خود با واقعیت روبرو می شود ، این احساس اختلاف نظر ذهنی در ما به نام ناهماهنگی شناختی ایجاد می کند. برای یک قربانی که در اثر سوءاستفاده تضعیف شده است ، مانند پرونده ارین ، ساده ترین راه برای برطرف کردن ناهماهنگی شناختی آنها غالباً با نادیده گرفتن رفتار سوءاستفاده و دفن احساسات منفی که با آن وجود دارد ، است. این یکی از دلایلی است که بسیاری از قربانیان سوءاستفاده وقت زیادی را در انکار می گذرانند و دوباره و دوباره به متجاوز خود باز می گردند.
ناهماهنگی شناختی ارین مانع توانایی وی در تشخیص تجربیات خود در مورد سوءاستفاده شد. این تجربه شایع است ، با توجه به اینکه بسیاری از قربانیان سوء استفاده خانگی گزارش می دهند که متجاوز آنها در تمام مدت مورد آزار و اذیت قرار نگرفته است ، و خاطرات آنها از آنها به عنوان مهربان و دلسوز بودن گاهی اوقات ، مانند فرزندان و حیوانات خانگی ، آنها را در انکار نگه می دارد و آنها را از کنار گذاشتن ایمن باز می دارد. این انکار می تواند باعث شود که قربانیان به دنبال کمک باشند و احتمال بازگشت آنها به سوء استفاده کننده خود را بیشتر می کند.
انکار و سرزنش خود دو مکانیسم مقابله است که قربانیان غالباً برای خنثی کردن ناهماهنگی شناختی که در یک رابطه سوءاستفاده احساس می کنند ، از آن استفاده می کنند و مکانیسم هایی که به مدت طولانی به بهبود آنها می روند. آنها خود را وادار می كنند كه واقعیت دردناكی را كه می بینند و احساس می كنند ، با نمای كه یك متجاوز برای تماشاگران برای مدت طولانی برای آن قرار می دهد و این طبیعت دوم می شود ، تراز كنند. در اصل ، قربانیان شروع به اعتقاد دارند که شاید آنها اشتباه کرده اند.
تصدیق ناهماهنگی شناختی می تواند به کاهش انکار کمک کند
با تصدیق آن در هنگام بروز آن ، قربانیان می توانند به جای آن احساس سردرگمی کنند و تجربیات خود را از سوءاستفاده به عنوان معتبر تصدیق کنند.
البته این ساده تر از آنچه گفته می شود گفته می شود. هنگامی که مغز در طی یک دوره ناهماهنگی شناختی ، اکسی توسین را آزاد می کند ، به جای خوشبختی طبیعی که باید تولید کند ، اضطراب را افزایش می دهد. در یک قربانی خشونت خانگی ، این اضطراب به ارزش کمتری آنها می افزاید که کاهش مداوم متجاوز آنها از آنها با موفقیت القا شده است. در نتیجه ، آنها به ارزیابی های خود از موقعیت های سوءاستفاده یا حتی ظرفیت آنها برای زنده ماندن به تنهایی شک دارند. غالباً ، بازگشت به رابطه تنها راهی است که یک قربانی می داند برای بازگرداندن تعادل ذهنی آنها. مانند ارین ، بسیاری از قربانیان به دلیل ناهماهنگی شناختی ، سرزنش ، شک و انکار به موقعیت های ناامن و سوءاستفاده باز می گردند.
در کار من با مشتری ها ، ما با اجازه دادن به خاطرات مثبت شخص ، روی ناهماهنگی شناختی کار می کنیم ، اما به خودمان یادآوری می کنیم که سوءاستفاده اتفاق افتاده است. تمرین شناخت و تغییر مکان به ما کمک می کند تا فضای سردرگمی را که با خاطرات مثبت شخص همراه است – در اختیار داشته باشیم – و به یاد آوردن آنها چقدر دردناک است ، ضمن حفظ اعتبارسنجی سوءاستفاده ای که اتفاق افتاده است.
ساختارهای سیستمیک فعلی می توانند ناهماهنگی شناختی را تقویت کنند
این جایی است که ساختارهای قانونی می توانند قدم برداشته و از بازماندگان سوء استفاده خانگی حمایت کنند. طبق توصیه های موجود در یک مطالعه در سال 2011 مبنی بر اینکه چرا قربانیان خشونت خانگی پس از گزارش آنها به پلیس ، داستان های خود را پس می گیرند ، آنها استراتژی های مجرم را مانند “درخواست های همدردی و به حداقل رساندن” و اینکه چگونه آنها توانستند با موفقیت عواطف ، مانند شرم ، را به سمت قربانی خود تحریک کنند ، تجزیه و تحلیل کردند. این احتمالاً با این وجود دارد كه چرا بسیاری از قربانیان پس از عزیمت به متجاوز خود باز می گردند.
ده سال از این مطالعه گذشته است ، اما تغییرات کمی برای رسیدگی به یافته های آن ایجاد شده است. این سیستم هنوز بار اثبات قربانیان را برای پاسخگویی به افراد متجاوز خود به عهده می گیرد. و برای قربانیانی که ناهماهنگی شناختی را تجربه می کنند ، این امر می تواند دشوار یا حتی غیرممکن باشد.
تا حدودی از کتاب من اقتباس شده است کبودی های نامرئی ، چگونه درک بهتر از الگوهای خشونت خانگی می تواند به بازماندگان کمک کند تا در سیستم حقوقی حرکت کنندبشر
[ad_2]