اگر می خواهید یک مشکل را حل کنید ، اولین قدم شناسایی آنچه باعث ایجاد آن می شود است. اگر این مسئله را اشتباه بگیرید ، احتمالاً از راه حل هایی که برای استفاده استفاده می کنید ناامید خواهید شد.
یکی از مناطقی که اغلب در آن بوجود می آید ، عاشقانه است. بسیاری از افرادی که برای ایجاد روابط عاشقانه رضایت بخش تلاش می کنند ، نتیجه می گیرند که مشکل واقعی مانع از ایجاد یک عاشقانه سالم است ، فقدان عشق به خود است.
این در اظهاراتی مانند ، “من باید یاد بگیرم که خودم را دوست داشته باشم قبل از اینکه واقعاً شخص دیگری را دوست داشته باشم.”
در سطح ، این ایده قابل قبول به نظر می رسد. در واقعیت ، این فقط منجر به درد دل بیشتر می شود. چرا “من باید خودم را دوست داشته باشم قبل از اینکه بتوانم شخص دیگری را دوست داشته باشم” معنی ندارد.
این عقیده که قبل از دوست داشتن دیگران باید یاد بگیرد که خود را دوست داشته باشد و از جنبه های اساسی توسعه انسانی غافل شود. نوزادان و کودکان نوپا را در نظر بگیرید. آنها زندگی را به عنوان بسته های کمی از خود محور شروع می کنند. برای سالمندان شدن در بزرگسالان ، آنها باید از چشم انداز “من محور” به یک رویکرد “محور دیگر” منتقل شوند.
تلاش زیادی برای والدین برای کمک به فرزندانشان به تعادل سالم بین خواسته های خود و نیازهای دیگران اختصاص یافته است. هنگامی که این تلاش ناکام ماند ، کودکان بزرگ می شوند تا یا خودشیفتگان خود جذب شوند یا افراد دلپذیر و مطیع و دلخراش.
با این حال ، هنگام موفقیت ، به این دلیل است که کودکان یاد گرفته اند که با دوست داشتن والدین خود ، خود را به شکلی بالغ دوست داشته باشند.
“دوست داشتن خودم” به بلوغ بخشی از برنامه نیست.
عشق: بیش از یک احساس
در قلب عشق ، تمایل به بهزیستی شخص دیگر ، همراه با قدردانی از خصوصیات منحصر به فرد و احساس محبت عمیق آنها نهفته است.
این نباید به دلیل داشتن یک دلبستگی عاطفی قوی یا اصرار ناامیدانه برای حضور در حضور شخصی اشتباه شود. در حالی که این احساسات می توانند یک تجربه هیجان انگیز ایجاد کنند ، آنها صرفاً پیشروان معمولی برای عشق رمانتیک هستند ، نه خود را دوست دارند.
آنها به جای اینکه شاخص های عشق باشند ، اغلب منعکس کننده دلهره ، شهوت و جاه طلبی اجتماعی (یا یک سیگار خوب ، صحبت از تجربه شخصی) هستند.
چرا رویکرد “عشق خودم بهتر” به طور معمول از بین می رود
یک مانع اساسی برای تمایل به خود برای دوست داشتن بیشتر خود این است که همه ما با نقص های خودمان بسیار آشنا هستیم. رازهای شرم آور که ما از جهان پنهان می کنیم ، کاستی هایی که باعث می شود ما به هم برسند ، برای ما بسیار قابل مشاهده است. نواقص ما غالباً بر روی چرخ فلک ذهنی نمایش داده می شود و باعث می شود هر بار که به ذهنش خطور می کنند ، پیروز شویم.
یک کر مداوم داخلی از انتقاد از خود می تواند کسی را مورد ضرب و شتم قرار دهد تا جایی که آنها به صورت انتخابی (غالباً ناخودآگاه) وارد روابط می شوند که عمدتاً ناسالم هستند. افرادی که با آنها درگیر می شوند ، تمایل به خود محور ، کنترل و بحرانی دارند.
از آنجا که فردی که به دنبال عشق به خود است ، در حال حاضر روی کاستی های شخصی خود متمرکز شده است ، آنها از ایستادن در برابر یک دوست خشن یا شریک عاشقانه احساس ناتوان می کنند. در عوض ، واکنش آنها ارسال و تلاش برای پیروزی در تأیید با بهبود خود است.
این یک مارپیچ رو به پایین ایجاد می کند که از آن تنها فرار پایان دادن به رابطه است. با گذشت زمان تکرار می شود ، شما به جایی می روید که کسی به طور واضح نتیجه می گیرد ، “من باید یاد بگیرم که خودم را دوست داشته باشم قبل از اینکه بتوانم از دیگران عشق بدهم و عشق بگیرم.”
یک راه حل بهتر: به خود احترام کسب کنید و خود دلسوزی را پرورش دهید
به جای اینکه سعی کنید خود را متقاعد کنید که احساس تأیید و محبت بیشتری داشته باشید ، کار در ایجاد احترام به خود و دلسردی سودمندتر خواهد بود.
پرورش احترام به خود به طور کلی آسانتر از ایجاد احساسات گرم نسبت به خود است. با در نظر گرفتن ویژگی های شخصیت در دیگران که شما تحسین می کنید ، مانند کوشش ، قابلیت اطمینان ، مهربانی ، شجاعت و غیره را شروع کنید.
بعد ، از خود بپرسید که چه زمانی این فضیلت ها را نیز نشان داده اید. آن موارد را پایین بنویسید. اکنون ، به روش های – big یا کوچک – فکر کنید که می توانید این فضیلت ها را در هفته آینده به نمایش بگذارید.
به انجام این کار متعهد شوید و سابقه ای از این تعاملات را در یک ژورنال نگه دارید. به طور مرتب پیشرفت خود را بدون اینکه بسیار مهم باشد ، مرور کنید. درعوض ، نمونه های خود را از شخصیت فضیلت از طریق چشم یک دوست قابل اعتماد مشاهده کنید. با گذشت زمان ، شما خود را متفاوت می بینید و خصوصیات شخصیتی را که تحسین می کنید تقویت می کنید و زمینه ای حاصلخیز برای تقویت احترام به خود ایجاد می کنید.
برای ایجاد دلسوزی بیشتر ، می توانید با تأمل در مواقعی که دلسوزی به خانواده یا دوستان نشان داده اید ، به طور مشابه شروع کنید. از خود بپرسید که آیا در شرایط مشابه همان دلسوزی را به خودتان گسترش داده اید.
به احتمال زیاد ، شما ندارید. تمرین مشاهده اشتباهات خود را از منظر یک دوست نزدیک یا یکی از اعضای خانواده شروع کنید. این به معنای بهانه نیست ، اما این امر را ملزم می کند که جلوی مجازات شدید خود را برای هر اشتباه بگیرید. اگرچه این ممکن است چالش برانگیز باشد ، اگر پایدار باشید و با صداقت به آن نزدیک شوید ، تمایل شما به انتقاد از خود به آرامی فرو می رود.
پایان
اگر اعتقاد دارید که راه حل دلخراش های عاشقانه در حال انجام این است که یاد بگیرید که خود را دوست داشته باشید ، لحظه ای دوباره تجدید نظر کنید. درعوض ، روی ایجاد احترام بیشتر به خود و دلسوزی خود تمرکز کنید. اگرچه این روند به زمان و کار سخت نیاز دارد ، اما پاداش ها به مراتب بیشتر و ماندگارتر از صرف تلاش برای پرورش عشق به خود خواهند بود.