موضوعات داغ

ملانی فرانکلین: چیزی که من در دنیا می بینم حجاب اجباری نیست، بی حجابی اجباریست

گفتگوی اختصاصی پایگاه تحلیلی خبری اندیشه معاصر با خانم مرضیه هاشمی با نام اصلی ملانی فرانکلین (انگلیسی Melanie Franklin؛ متولد ۲۱ دسامبر ۱۹۵۹)، خبرنگار، مستندساز و گوینده اخبار آمریکایی-ایرانی که مجری پرس تی‌وی، شبکه انگلیسی‌زبان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است

به گزارش پایگاه خبری اندیشه قرن؛ مرضیه هاشمی در سن ۲۲ سالگی، هنگامی که دانشجوی خبرنگاری بود در ایالات متحده آمریکا و پس از ۲ سال تحقیق مسلمان شد و با حجاب در دانشگاه حضور یافت. وی می‌گوید که جسارت این کار را از انقلاب ۵۷  و شخصیت امام خمینی( ره) گرفته‌است.

هاشمی اذعان داشت: در دانشگاه با دانشجویان ایرانی آشنا شده که بعضی موافق و بعضی مخالف انقلاب بوده‌اند. او به سبب کنجکاوی درباره انقلاب و به توصیه یکی از دانشجویان ایرانی و برای درک بهتر پایه‌های انقلاب ۵۷، آغاز به مطالعه قرآن و مقایسه آن با انجیل کرده و پس از تحقیق مسلمان شده و اسم خود را از ملانی به مرضیه تغییر داد. چندی بعد، مرضیه با آقای هاشمی، یک مرد مسلمان ایرانی ازدواج کرد و دارای فرزند شد. او در سال ۱۳۶۷ و اوج جنگ ایران و عراق تصمیم می‌گیرد همراه ۲ فرزندش به ایران سفر کند جایی که برای آنان «مرکز مقاومت» بود.

در ادامه گفتگوی اندیشه معاصر با خانم مرضیه هاشمی را بخوانید؛

 با توجه به اینکه رهبر بارها و بارها در فرمایشاتشان به فروپاشی اخلاقی و اجتماعی غرب اشاره کرده اند، شما به عنوان یک زنِ آمریکایی الاصل این مسئله را چگونه ارزیابی می کنید؟

*جامعه ای که من در اسلام دیدم و پسندیدم، جامعه ای بود که ارزشهایش خریدنی نیست*

ارزیابی من به عنوان یه زن آمریکایی نیست؛ بعنوان یه فعال رسانه است که سالها اخبار آمریکا رو از داخل و خارج این کشور دنبال کردم. آمریکایی بودن من، زن بودن من، یا سیاهپوست بودن من، درسته که باعث میشه یه سری تجربیات خاص، خودم از جامعه داشته باشم؛ ولی به تحلیل کلی مسایل کمک نمیکنه.

چیزی که سالهاست دارم راجع بهش میخونم، تبدیل ذره ذره خانواده به مجموعه ای از کارگران نظام سرمایه داریه. و اونچه از مشکلات اخلاقی میبینم همه زمینه ساز استفاده بیشتر سرمایه داران هست، چه حرکت هایی که خودشون ایجاد کردن و چه جریان های مردمی که سوارش شدن. از انواع “آزادی” پوشش گرفته تا تبلیغ روابط “آزاد”. در واقع چیزی که شاهدش هستیم اینه که هر “آزادی” که به سود سرمایه داری بوده حتی با وجود نتایج تحقیقات علمی روی اثرات مخرب اونها، در جامعه تبلیغ شده. مثل صنعت فیلم های مستهجن که تخمین زده میشه فقط درآمریکا حدود ۱۵ میلیارد درآمد سالانه داره و تحقیقات اثر دیدن این فیلمها رو روی ابزارانگاری زنان و تسهیل خشونت علیه اونها نشون داده ولی با این حال آزادی زیادی به رشد این مقوله داده میشه تا در دسترس باشه.

بچه ها بطور متوسط حدود ۱۴ سالگی در معرض این فیلم ها قرار میگیرن و گفته میشه دسته کم چهل میلیون آمریکایی مرتب این فیلم ها رو میبینن. طبیعیه که در جامعه ای که این آسیب های جنسی عادی سازی شده و رواج پیدا میکنه، خانواده از هم میپاشه. خانواده ای که بزرگترین مرکز برآوردن نیازهای افراد هست و در اثر نبودن یا ضعیف بودنش، افراد برای رفع نیازهاشون از تامین اقتصادی گرفته تا محبت، به انواع خدمات سرمایه داران نیاز پیدا میکنن. یعنی یه دایره منفی برای مردم ودرآمد زا برای اقلیت کوچک سرمایه دار.

جامعه ای که من در اسلام دیدم و پسندیدم، جامعه ای بود که ارزشهاش خریدنی نیست. که هیچ شرکتی، جدا از میزان ثروت و در نتیجه قدرتش، حق نداره ارزش های جامعه رو به چالش بکشه تا فروش و سود بیشتر داشته باشه.  تو این جامعه هم نیازهای مرد و هم زن  تامینه. هم کارفرما موظفه که به هر کارمند مرد برای تامین همه خانواده اش حقوق کافی بده. جامعه ای که توش زن حق کار درمحیط سالم داشته باشه و نه نیاز به انجام هرکاری، فقط برای تامین نیازهای اولیه اش.  تو چنین جامعه ای خانواده نهاد قوی و خودکفاست و سود بدون حد و مرز برای سرمایه دار وجود نداره. امیدوارم روز به روز، با تلاش همه ما برای رفع نیازهای مردم با حفظ ارزشها، به این جامعه اسلامی نزدیکتر بشیم.

***

 تعریف شما از آزادی زنان در غرب با آنچه در ایران مشاهده می کنید چیست؟

*مکتب اسلام هیچ ربطی به ایدئولوژی های غیر دینی نداره*

من فکر میکنم که شرایط زنان در جامعه ای که تلاش برای اسلامی بودن داره رو نباید با شرایط زنان در جوامع دیگه مقایسه کرد. آزادی های هر انسان باید در چهارچوب تعریف یک مکتب از انسان مشخص بشه. و مکتب اسلام هیچ ربطی به ایدئولوژی های غیر دینی نداره. پس حقوق و آزادی های زنان در جوامع اسلامی نباید با جوامع دیگه مقایسه بشه. متاسفانه زیاد پیش میاد ببینم که حتی افراد مذهبی و معتقد بعضی شبیه شدن ها به جوامع غربی در حوزه های مختلف رو به چشم پیشرفت میبینن و فکر میکنم این آسیب ازین مقایسه ها شروع میشه. تا جایی که من با مطالعه محدود از اسلام فهمیدم، تو این دین یک حق، چیزی نیست که هر قدر دوست داشتی به کسی بدی و در عوض از کسی دیگه بگیری . مثلا تو اسلام مرد و زن حق ندارن رابطه بدون تعهد داشته باشن و بعد هم چون حس میکنن آمادگی والد شدن ندارن، حق ادامه زندگی رو از جنین بگیرن. ولی ممکنه در جوامع دیگه این حق رو داشته باشن. پس بیایم و این مقایسات رو کنار بگذاریم.

اگر در جایی کار اونها اسلامی تره، باید ما از اونها جلوبزنیم و اگه کار اونها اسلامی نیست و حقوق زن رو پایمال میکنه، این پایمال شدن حقوق از سمت اونها کم کاری ما رو توجیه نمیکنه. ما برای یک جامعه اسلامی نباید همون آسیب ها و ضایع شدن حقوق رو برای زنانمون بپذیریم که در کشورهای غیراسلامی اتفاق میفته.

 

***

 از نظر شما رسانه توانسته است  در بازنمایی نقش و ارزش زنان در جامعه موفق عمل کند؟؟

* نه فقط خیلی از برنامه های بزرگسالان رو بلکه بعضی برنامه های کودک رسانه ملی رو هم برای نوه خودم نمیپسندم*

در یک کلام، خیر. این موضوع رو دیدن محتوای رسانه ای سالهای اول انقلاب بیشتر مشخص میکنه. رسانه ای که جذابیت فیلمهاش به جذابیت چهره های بازیگر ها و روابط غیرمناسب نبود. رسانه ای که توش خانواده ارزش داشته باشه و احترام متقابل زن و مرد دیده بشه. قطعا ساخت محتوای به این شکل وقت و تلاش خیلی بیشتری میبره، تا جذب مخاطب با مسایل جلف و سطحی. ولی به نظر میاد مدتهاست که اولویت رسانه، جذب مخاطب تقریبا به هر شکلی بوده وبه این دلیل بعضی برنامه ها هم دیدم ساختن که کپی برداری از بعضی برنامه های خارج از ایران و با کمی تغییر ظاهر ساخته میشه در صورتی که از اصل غیر اسلامیه. شجاعت مساله خیلی مهمیه. شجاعت متفاوت بودن.

شجاعت تهیه برنامه های پرمغزی که به حل مشکلات جامعه کمک کنه. این باعث میشه همیشه مخاطب خاص خودت رو داشته باشی. ولی با کپی برداری نمیتونیم مخاطب برنامه های غربی رو به اون صورت جذب کنیم ومخاطب همفکر خودمون رو از دست میدیم. راستش به عنوان یه مادربزرگ، نه فقط خیلی از برنامه های بزرگسالان رو بلکه بعضی برنامه های کودک رسانه ملی رو هم برای نوه خودم نمیپسندم.

شاید لازمه بیشتر جهانی فکر کنیم. بیشتر ملت ایران عضو بزرگترین اقلیت مذهبی دنیا، یعنی عضوی از ۱.۹ میلیارد مسلمونن. تازه، به عنوان کسی که تو یه خانواده مسیحی معتقد بزرگ شده و با ارزشهای کلیشون آشناست بهتون میگم که مخاطب محتوای رسانه ای سالم خانواده محور، خیلی بزرگتر از جامعه مسلمونهای دنیاست. کافیه این محتوا را تولید کنیم و ترجمه و  نشر بدیم تا جذب شدن مخاطب رو ببینیم.

 البته بعضی قدرتهای رسانه ای کم نمیگزارن تو تخریب و سانسور. مثل وبسایت شبکه پرس تی وی که آمریکا توقیف کرد، تا دسترسی علاقه مندان از قبل هم سخت تر بشه. ولی به قول امام عزیز روحش شاد،  ما مامور به وظیفه هستیم نه مامور به نتیجه. من البته مخصوصا به خاطر مدیریت جدید صدا و سیما و رسانه برون مرزی خیلی به آینده رسانه ایران امیدوارم.

 

***

 تفاوت چالش های زنان در غرب را با دغدغه های یک زن در جوامع مسلمان را در صورت امکان بیان بفرمایید.

دقیقا! تفاوت با جامعه مسلمان، نه اسلامی. چون تلاش همه ما در نهایت به سمت جامعه اسلامی هست که البته با این هدف فاصله زیاد داریم.

با مقایسه زنان در غرب و شرق در هر حوزه موافق نیستم. ولی بیاین از چالش های مشترک صحبت کنیم. معضلاتی که برای یک جامعه مشکل سازه، نه فقط زن غرب یا شرق. و بعضی از بزرگترین مشکلاتی که کمتر ازش صحبت میشه نه فقط برای زنان، برای جامعه همه دنیا، فقر و جنگ هست. وقتی حقوق مرد سرپرست خانوار کافی نیست، و زن مجبور به کار برای گزروندن زندگی میشه، خیلی وقتها مجبوره شرایط وحشتناکی رو تحمل کنه. مثلا، زنها بطور کلی خیلی بیشتر در معرض تعرض جنسی هستن تا مردان. ولی آمار نشون میده خیلی از زنان آمریکایی که در محیط کار بهشون تعرض میشه، شکایت نمیکنن چون نمیخوان کارشون رو از دست بدن چون به پولش نیاز دارن. برای همین هست که حمایت از خانواده حمایت از زن هم هست. زنی که نیازهاش رو بتونه از سمت خانواده تامین کنه خودش رو مجبور نمیبینه به درخواست های نامشروع سرمایه داران تن بده. تازه این معضلات برای زنان در شرایط صلح هم زیاده. چه برسه به زمان جنگ که جان و مال یک ملت بسته به نیروها و تجهیزات نظامی کشورهای دیگه است. و آمار مشکلات وحشتناک زنان کشورهای جنگ زده از سوریه گرفته تا عراق هم رو که حتما دارین. و البته این مشکلات زنان چون نیازمند به تغییر از سمت قدرتهای بزرگی اقتصادی و نظامی هست، معمولا بهش پرداخته نمیشه. همونطور که در بیست سال اشغال افغانستان توسط ارتش متجاوز آمریکا کمتر حرفی از مشکلات زنان افغانستان زده میشد تا مسولیتی متوجه نیروهای کشور اشغالگر نباشه.

***

 دیدگاه شما در مورد مباحث حجاب با توجه به واژه های اختیاری و اجباری چیست؟

 چیزی که من در دنیا میبینم حجاب اجباری نیست، بی حجابی اجباریه

چیزی که من در دنیا میبینم حجاب اجباری نیست، بی حجابی اجباریه. وقتی شما یه زن مسلمان محجبه باشی، تقریبا هر جا که بری فشار مضاعف هست روت برای برداشتن حجاب. از رفتار مردم ناآگاه که قربانی پروپاگاندای رسانه هاشون هستن و انواع آزار رو از توهین کلامی و جسمی  بهت میکنن، تا محرومیت های اجتماعی. بعضی آمار نشون داده که مثلا تو آمریکا وقتی یه مسلمون جرمی انجام بده رسانه ها اون رو پوشش ۳۵۷درصدی میدن نسبت به جرم دیگران. در واقع بیشتر جنایات و عملیات تروریسیتی، البته بعد از خود حاکمیت آمریکا، به دست گروه های نژادپرستی انجام میشه که از نیروی پلیس تا سیاستمدار توشون پیدا میشه. ولی کسی با نگاه به این افراد بهشون نمیگه تروریست. و این نگاه جامعه باعث میشه حتی مسلمونها به اشتباه فکر کنن به جامعه یه عذرخواهی بدهکاران.

از لحاظ محرومیت اجتماعی هم از آلمان گرفته که کارفرما میتونه بخاطر حجاب به شخص دارای صلاحیت کار نده، و در فرانسه نه تنها در محیط کار، بلکه در محیط اجتماع هم حجاب برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع اعلام شده. حتی در کشورها با اکثریت مسلمان مثل ترکیه هم، زنان محجبه محدویتهایی رو تجربه میکنن. بطور کلی اگر اخبار دنیا رو دنبال کنین، بزرگترین فشار روی افراد مذهبی خصوصا مسلمونها هست و مخصوصا زنان که مسلمون بودنشون مشخص تر هست از مردان بخاطر حجاب و به این دلیل حملات شدیدتری رو تجربه میکنن.

و البته من یادم هست زمانی رو که مرتب گفته میشد حجاب مهم نیست و مهم شخصیت زن هست و این صحبت ها. حالا نمیدونم چطور با وجود انواع مشکلات زنان از فقر و جنگزدگی و دسترسی نداشتن به بهداشت و آموزش، همون حجاب شده مساله شماره یک حوزه زنان به نظر افراد مختلف از سیاستمداران کشورهای اروپایی گرفته تا حرکت های رسانه ای وابسته. این میتونه یه نوع اظهار غیر مستقیم باشه به قدرت اسلام که یکی از جنبه هاش حفظ کرامت انسان با پوشش مناسب هست.

 

***

 هر پیامی که به دختران و زنان مسلمان در سراسر دنیا دارید بیان بفرمایید.

پیام من، به هر خانمی که از هر سنی صدای من رو میشنوه اینه که مهمه راجع به جریان ها بشدت دقیق باشیم.

خیلی از حرکت ها امروز به اسم زنان و بهانه حقوق زنان هست که نتیجه اش استفاده بیشتر استعمار از مردم مستضعف دنیاست.

به نفعمونه اگه بخونیم که با بهانه حقوق زنان، چقدر از حملات نظامی توجیه شده و چقدر زن و مرد و کودک کشته شده. به نفعمونه که تحقیق کنیم وقتی حرکتی ایجاد میشه و بشدت بزرگ میشه از چه بودجه ای تغذیه میشه و با مدیریت چه کسانی انجام میشه. پیدا کردن چهره های پشت پرده همیشه برای عموم مردم ممکن نیست. ولی همه ما میتونیم دست کم به نتایج و عواقب هر حرکت فکر کنیم قبل ازینکه از حرکتی دفاع کنیم. لازمه که نگاه فراجنسیتی هم داشته باشیم. زن، مثل مرد، عضوی از جامعه است.

نیازهاش رو از همین جامعه باید تامین کنه پس آسیب به جامعه آسیب به زن هم هست.

از طرف دیگه مشکلات بزرگ زنان مثل فقر، مثل دسترسی ناکافی به آموزش و بهداشت، میتونه یه جامعه رو نابود کنه. پس حواسمون باشه، لازمه برای رفع همه مشکلات افراد جامعه از زن و مرد راهکار شرعی و قانونی داشته باشیم تا خدانکرده مسولیت انواع فساد ناشی از مشکلات اقتصادی و فرهنگی بر دوش ما نباشه. زنان هم میتونن موثرترین قدرت برای ساختن یه جامعه باشن و هم بزرگترین ابزار در دست استعمار. همه باید وظیفه خودمون رو در آگاه کردن و توانمندسازی زنان انجام بدیم.

 

پایان/*

اندیشه معاصر را در روبیکا دنبال کنید.

برای عضویت در کانال بله اندیشه معاصر کلیک کنید.

برای عضویت در کانال تلگرامی اندیشه معاصر کلیک کنید.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا