بسیاری از کارشناسان سوء استفاده و تروما گزارش میدهند که یافتن معنا از تجربهتان بخش مهمی از فرآیند درمان است، زیرا به شما کمک میکند بفهمید چگونه و کجا باید درمان کنید. ما در مورد معنا بخشیدن به یک موقعیت آزاردهنده و آسیب زا صحبت می کنیم، نه برای سرزنش قربانی یا نادیده گرفتن تجربه، بلکه برای توانمندسازی بازماندگان برای بهبودی علیرغم تجربه. یافتن معنا از اعمال یا بیعملی دیگران که به آسیب شما کمک کردهاند نمیگیرد و اشکالی ندارد همچنین نسبت به اتفاقی که برای شما افتاده است احساسات منفی داشته باشید.
بهبود کامل ترومای دوران کودکی به چیزی بیش از پذیرش و درک تجربه نیاز دارد. این بدان معنا نیست که ما باید معنای مثبت یا مفیدی را در تروما پیدا کنیم، همچنین به این معنا نیست که باید باور کنیم که برای ما خوب بوده است. در عوض، این در مورد این است که چگونه تروما ما را شکل داده است، تشخیص تأثیر آن، و درک آنچه که می توانیم برای حرکت به جلو انجام دهیم.
منبع: Image by Pexels از Pixabay
با یافتن معنا، هر چقدر هم که کوچک باشد، نقش فعال تری در سفر درمانی خود می گیریم
به عنوان یک درمانگر که با بازماندگان کار می کند، متوجه می شوم که بسیاری از مراجعان من دیدگاه های متفاوتی در این مورد دارند. برخی از بازماندگان احساس میکنند تجربهشان چیزی را به آنها آموخت که در این زندگی باید یاد بگیرند: قدرت، انعطافپذیری یا حفظ خود.
با این حال، بسیاری از بازماندگان هستند که احساس میکنند رسیدن به این نتیجه – که ضربه روحی آنها معنی دارد – ناعادلانه است، و من نیز به آن احترام میگذارم. معنا بخشیدن به تروما می تواند دشوار باشد، زیرا درد و زخم های عاطفی ممکن است طاقت فرسا باشد و یافتن وضوح یا هدف را دشوار کند. این فرآیند اغلب مستلزم مواجهه با احساسات شدید سردرگمی، خشم یا اندوه است که میتواند توانایی دیدن اینکه چگونه تجربه ممکن است به رشد یا بهبود کمک کند را مسدود کند.
با این حال، اغلب متوجه می شوم که بدون رسیدن به این مرحله اصلی در روند بهبودی، اغلب الگوهای ناکارآمد خود را بارها و بارها تکرار می کنیم. چند سال طول کشید تا از درسهایی که از طریق تجربیاتم یاد گرفتم سپاسگزار باشم، اما هنوز هم لحظاتی دارم که احساس نارضایتی یا فقدان کمی در من ایجاد میشود. با دیدن خانواده های شاد که یک رویداد مهم را با هم جشن می گیرند، اغلب فکر می کنم:چرا من نمی توانستم آن را داشته باشم؟من حتی متوجه شده ام که چگونه از این اطلاعات به عنوان یک درمانگر برای کمک به دیگران در حین گذراندن تجربه خود از سوء استفاده استفاده کنم – به تجربه من معنی می دهد.
چگونه شروع به یافتن معنا کنیم
ما به عنوان انسان، از نظر ژنتیکی برنامه ریزی شده ایم تا بتوانیم از تروما عبور کرده و از آن نجات پیدا کنیم.1،2 برای اجداد ما اتفاق ترسناکی افتاد و آنها یاد گرفتند که از آن چیز ترسناک اجتناب کنند. این مانع از ادامه شکار و جمع آوری آنها نشد، اما راه هایی برای دور زدن این خطرات پیدا کردند. به همین ترتیب، میتوانیم برای یافتن راههای ایمنتر تلاش کنیم و از خطراتی که از تجربیات خانواده خود میدانیم اجتناب کنیم.
اجداد ما طوری تکامل یافته اند که آسیب های کوتاه مدت بیشتری را تحمل کنند: فرار از دست یک شکارچی یا کنار آمدن با مرگ یکی از اعضای خانواده. امروزه ما آسیبهای بسیار پیچیدهتری مانند سوء استفاده از روابط خانوادگی و خانوادگی، ستم سیستمی، جنگ و غیره داریم. پیدا کردن معنی از این آسیب ها حتی سخت تر است.3 شروع برای یافتن معنا در تروما، ابتدا مستلزم اذعان و پذیرش درد ناشی از آن بدون قضاوت است. میتواند به تأمل در مورد اینکه چگونه تجربه امروز شما را شکل داده است کمک کند – هم چالشهایی که به همراه داشته و هم نقاط قوتی که در پاسخ به آن به دست آوردهاید.4 با گذشت زمان، گامهای کوچک به سوی درک اینکه چگونه آسیبهای روحی در داستان بزرگتر زندگی شما قرار میگیرد، میتواند به شما کمک کند هدف و معنای کلی خود را درک کنید.4.
معنی یافتن نشانه رشد است نه کمال
یافتن معنی در تروما نشانه رشد است زیرا توانایی حرکت فراتر از درد و شروع ادغام تجربه را در درک بیشتر زندگی خود نشان می دهد. این به معنای دستیابی به کمال یا پاک کردن صدمه نیست، بلکه به این معناست که شفای سفری است که در آن ضربه، هرچند دردناک، بخشی از این سفر بوده است.
یافتن معنا در تجربه خود برای شفا ضروری است، اما تنها زمانی می توان آن را انجام داد که آماده باشید. من هرگز به مشتریانم نمی گویم: “بسیار خوب، اکنون وقت آن است که معنا پیدا کنیم.” در عوض، این چیزی است که به نظرم به طور طبیعی برای آنها در حین بهبودی اتفاق می افتد. من مشاهده کردهام که وقتی آنها در سفر شفابخش خود پیشرفت میکنند، معنا به طور طبیعی ظاهر میشود. این فرآیندی است که در زمان مناسب به صورت ارگانیک آشکار می شود. ممکن است سال ها بعد از بزرگسالی اتفاق بیفتد، پس از وقوع سوء استفاده. برای بسیاری از مشتریان من، این رشد حتی ممکن است در ابتدا نامرئی باشد تا زمانی که به گذشته نگاه کنند و پیشرفت خود را با وضوح بیشتری ببینند. “نمیدانستم چقدر جلو آمدهام تا اینکه دیدم در تعطیلات گذشته چقدر نسبت به خانوادهام واکنش متفاوتی نشان دادم.” لیبی این هفته پس از تشخیص رشد خود در گذشته گفت.
هیچ راه “درستی” برای بهبودی وجود ندارد
اگر کسی وارد فاز یافتن معنا نشود، به این معنی است که ممکن است روند برای او متفاوت به نظر برسد. افراد زیادی هستند که میتوانند شفای خود را بدون یافتن معنا پرورش دهند، اما به این دلیل است که بیمعنای خود را معنای خود یافتهاند: معنا و درک آنها از عدم نیاز به درک ناشی میشود.
برخی از مردم هرگز درک کاملی از تاریخ خود ایجاد نمی کنند یا از تجربه خود معنا پیدا نمی کنند، و این اشکالی ندارد. در حالی که این یک هدف مهم است، برخی ممکن است آن را بدون حمایت مناسب قابل دستیابی نبینند. فقط شما می دانید که پیشرفت شما چگونه به نظر می رسد. اگر متوجه میشوید که از راههای دیگری مانند خوداندیشی و یادداشت روزانه، معنویت، حمایت گروهی یا همسالان یا دیگران در حال پیشرفت هستید، اشکالی ندارد. اما اگر متوجه شدید که این موارد کار نمی کنند یا اگر علائم شما بدتر می شود، ارزش آن را دارد که یک پشتیبان سلامت روان پیدا کنید.
بخشی از کتاب من برگرفته شده است شکستن چرخه: 6 مرحله بهبودی از آسیب های خانوادگی دوران کودکی.
برای یافتن یک درمانگر، از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.