[ad_1]
در سال 2023 و قبل از آن، من استدلال کردم که ما آنچه را معتبر است به جای جعلی دوست داریم (Mueller, 2019). علم از این مفهوم پشتیبانی می کند که به عنوان شناخته شده است ذات گرایی (مولر، 2023). مطالعات قبلی اندازهگیریهای عملکرد مغز مربوط به تصویر کیفیت شراب، مشاهدات یک اختلال عصبی به نام سندرم کپگر و بازتابهای رفتار انسان را بررسی کردهاند.
اکنون، یک مطالعه کوچک که در هلند انجام شد، این مفهوم را به روش دیگری تأیید کرد: تجربه هنرهای اصیل در موزهها عمیقاً برای مغز تحریککنندهتر از تماشای چاپ مجدد یا پوستر است. این تحقیق که به سفارش موزه Mauritshuis در لاهه، محل نگهداری “دختری با گوشواره مروارید” ورمیر انجام شد، از تکنیک های پیشرفته ای مانند ردیابی چشم و اسکن MRI برای بررسی فعالیت مغز 20 داوطلب استفاده کرد. یافتهها قابل توجه بودند – آثار هنری واقعی 10 برابر قویتر از پاسخهای عصبی تولید میکنند.
پراکونئوس در ناحیه اکسیپیتال مغز
منبع: Sebastian023 / Wikimedia Commons / Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0
مارتین گوسلینک، مدیر موزه موریتشویس گفت: «این تفاوت، با ضریب 10، شگفتانگیز است. او توضیح داد که تماشای آثار اصلی ذهن را غنی میکند، خواه از آن آگاه باشد یا نه، زیرا مغز را وادار میکند تا ارتباطات جدید ایجاد کند.
اگرچه گوسلینک مدتها به قدرت دگرگونکننده هنر اصیل اعتقاد داشت، اما شواهد عینی برای حمایت از شهودش میخواست. او گفت: “ما همیشه تفاوت را احساس کرده ایم.” اما اکنون به طور قطع میتوانیم بگوییم که چیز واقعی به طور قابل توجهی تأثیرگذارتر است.»
این آزمایش که توسط موسسه تحقیقاتی نورنسیک در کنار سایر متخصصان علوم اعصاب انجام شد، شامل دو آزمایش کلیدی بود. داوطلبان 21 تا 65 ساله به اسکنرهای مغزی EEG و دستگاه های ردیابی چشم مجهز شدند که پنج نقاشی را در موزه و پوسترهای مربوطه آنها را در فروشگاه هدیه مشاهده کردند. علاوه بر این، به شرکت کنندگان تصاویر سریعی از آثار هنری واقعی و کپی های آنها نشان داده شد. در همان زمان، فعال شدن مغز آنها با یک اسکنر تصویربرداری تشدید مغناطیسی کاربردی (fMRI) در دانشگاه آمستردام اندازهگیری شد.
مونالیزا اثر داوینچی
منبع: دامنه عمومی
نتایج بی چون و چرا بود. نقاشی های معتبر پراکونئوس را فعال کردند، ناحیه ای از مغز که به آگاهی، خودآگاهی و حافظه شخصی گره خورده بود، بسیار بیشتر از پوسترها. به عنوان مثال، «نوازنده ویولن» اثر گریت ون هانتهورست، پاسخ مثبت 0.41 (در مقیاس 1) را زمانی که به صورت حضوری مشاهده شد، در مقایسه با 0.05 صرف به عنوان یک تولید مثل، برانگیخت.
یک مثال قانع کننده به خصوص “دختری با گوشواره مروارید” بود. محققان خاطرنشان کردند که این نقاشی یک “حلقه توجه پایدار” ایجاد می کند، که چشم بینندگان را در مسیری مثلثی بین چشم، دهان و گوشواره مروارید دختر روشن می کند. این تعامل پویا جذابیت فوقالعاده شاهکار ورمیر را برجسته میکند و بر توانایی بینظیر آن در جذب و درگیر کردن مغز انسان تاکید میکند.
این تحقیق پیشگامانه بر تأثیر تجربه هنر اصیل تأکید می کند و تأثیرات عصبی فیزیولوژیکی آن را بر کسانی که به اندازه کافی خوش شانس هستند که آن را شخصاً ببینند، آشکار می کند. این افزودنی است به کارهای قبلی، که پاسخ های انسانی قابل مقایسه را مستند کرده است.
[ad_2]