منبع: عکس از سیدنی سیمز (Unsplash)
من اخیراً در یک پرواز شلوغ به خانه از کالیفرنیا بودم و سفر تعطیلات شلوغ، شلوغ و بی نظم بود. من سه مورد مختلف را شمردم که بچه ها عصبانی می شوند – دو مورد در ایست های بازرسی امنیتی و یکی در هواپیما.
نتونستم متوجه بشم که چند نفر در صف نظر دادن. “آیا آن مادر نمی تواند به فرزندش رسیدگی کند؟” یک زن گفت شخص دیگری زمزمه کرد: «آن بچه به نظم و انضباط نیاز دارد»، انگار میخواهد بگوید که این شرایط اسفبار سفر تعطیلات باید به نحوی با مهربانی و سهولت طی شود.
به اعتبار او، مادر کودک نوپایی که در خط امنیتی تناسب داشت، او را با وجود عرق روی پیشانی و صورت سرخ شده اش خونسرد نگه داشت. من میدانستم که او چه احساسی دارد، بهعنوان مادری که فرزندی چالشبرانگیز بزرگ کرده است و دائماً با نظرات دوستان و خانوادههای خوشنیتی که فکر میکردند سس مخفی والدینی بینقص را در اختیار دارند، تحسین میشد.
قالب بندی مجدد روایت “مادر کامل”.
من شاید بیست و پنج سال پیش، قبل از شروع سفر پیچیده فرزندخواندگی خود، یکی از آن افراد قضاوت کننده بودم. امروز خیلی بیشتر درک می کنم، زیرا آن را در سطح شخصی دریافت می کنم. فرزندپروری در همه اشکال آن پیچیده است. تربیت فرزندان سخت است و هر کودک و موقعیت خانوادگی بسیار ظریف و منحصر به فرد است. وجود دارد نه کمال، و قضاوت مطمئنا مفید نیست.
در مقاله خود تصویرسازی مجدد شرمنویسنده Jan Bonhoeffer MD می گوید: “در هسته خود، شرم یک سیگنال است که اغلب به نیاز ما به ارتباط گره خورده است. زمانی که احساس می کنیم از انتظارات خود یا دیگران کوتاهی کرده ایم، ظاهر می شود، و در مخفی کاری رشد می کند. اما شرم. نه تنها به ما میگوید که کجا احساس ناکافی میکنیم، بلکه به آنچه بیشتر اهمیت میدهیم نیز اشاره میکند.”1 نقش مادری به همان اندازه صمیمی و ظریف است که به شدت جسورانه، خلاقانه و چالش برانگیز است، بنابراین ناگفته نماند که هرگونه حمله به مادری که به نظر کوتاه می آید، مملو از شرم است، و شرم، ناتوان کننده است. آخرین چیزی که زنان به آن نیاز دارند، ناتوانی بیشتر است.
بازاندیشی در توانمندسازی
این مهم است که اذعان کنیم که ارگانیک روستاهای فرزند پروری2 گذشته دیگر به روشی که قبلا وجود داشت وجود ندارد – زمانی که ما یک طبقه متوسط رو به رشد و ساختارهای اجتماعی داشتیم که وابستگی متقابل را بر فردگرایی ناهموار ترویج می کرد، و زمانی که فرهنگ رقابتی و شلوغی هنوز به هنجار تبدیل نشده بود. در حالی که بسیاری از خانواده ها به اندازه کافی خوش شانس هستند که قبیله های خود را در این زمان ها پیدا کنند، بسیاری از والدین اکنون در حالت بقا گیر افتاده اند و با احساس سرزنش و شرمساری از قضاوت دیگران در زیر زمین نگه داشته می شوند.
اینترنت مطمئناً به جهاتی ارتباط افراد با یکدیگر را آسانتر کرده است، اما همچنین قضاوت و اتهامات را بدون توجه به درک عمیقتر از شرایط منحصر به فرد مردم آسانتر کرده است. این پیامها (تلویحی یا صریح) را میتوان به راحتی درونی کرد و باعث تشدید انزوا و شرم بسیاری از والدینی میشود که با منابعی که در اختیار دارند، بهترین کار را انجام میدهند. زمانی که مورد قضاوت یا حمله قرار می گیرید، احساس امنیت می تواند سخت باشد، به خصوص در هنگام تربیت کودکان چالش برانگیز.
مسائل سیستمیک (مانند دسترسی محدود به منابع) مشکل بسیاری از خانواده ها است. بسیاری از ما باید به طور خستگی ناپذیر از فرزندان خود با موسسات آموزشی با بودجه محدود حمایت کنیم. بحث کردن با شرکتهای بیمه در حین انجام سایر مسئولیتهای رقیب کاری یا خانوادگی خستهکننده است.
علیرغم آنچه مردم ممکن است باور داشته باشند، کمک همیشه در دسترس نیست. افسردگی در والدین کودکان با نیازهای ویژه غیرمعمول نیست و این می تواند مستقیماً به احساس درونی شرم که در طول زمان تجربه می شود، مرتبط باشد.
کنجکاوی: پادزهر قضاوت و شرم
یادم می آید سال ها پیش با یکی از دوستان خوبم صحبت کردم که فرزند نسل اول مهاجرانی بود که به آمریکا آمدند و برای بزرگ کردن خانواده پرجمعیت خود تلاش کردند. او مستقیم به من نگاه کرد و گفت: “مردم دوست دارند بگویند “من می فهمم”، اما شما واقعاً نمی توانید بفهمید که چگونه است مگر اینکه در شرایط من زندگی کنید. واقعاً اشکالی ندارد که بگویید “من متوجه نمی شوم. لطفاً به من بگو برای تو چگونه است. این دری را به روی یک رابطه واقعی و ارتباط واقعی باز می کند.”
مهمترین چیزی که مادران در حال مبارزه به آن نیاز دارند، شفقت است و بهترین مکان برای شروع، ایجاد نگرش کنجکاوی در مورد شرایط خود است. پرسیدن “برای تو چطور است؟” می تواند یک بحث غنی و جذاب را به همراه داشته باشد و یادگیری مهم و رشد متقابل را تسهیل کند. شگفتانگیز است که چقدر میتوانیم رشد کنیم وقتی خودمان را برای یادگیری شرایط متفاوت با شرایط خودمان باز کنیم.
توجه به آن مفید است شما تجربه فرزندپروری به طور کلی است نه مناسب ترین مکان برای شروع (چون موقعیت هر فردی منحصر به فرد است) و بهتر است از توصیه های ناخواسته والدین خودداری کنید. مفروضات به طور کلی زمانی که مردم در حالت بحران هستند مفید نیستند. آنها می توانند افراد را در موقعیت ناراحت کننده ای قرار دهند که احساس نیاز به اثبات یا دفاع از موقعیت خود دارند، که می تواند احساس شرم و ناامنی را تشدید کند – و این مفید نیست.
ارتباط دلسوزانه
اعتراف به اینکه نمیتوانیم هر چیزی را که دوست نداریم یا با آن موافق نیستیم اصلاح کنیم یا تغییر دهیم، شجاعت زیادی میطلبد. شجاعت بیشتری لازم است تا بتوانی با حقایق ناراحت کننده ای که زندگی ارائه می دهد بنشینی، با عدم قطعیت مشکلی نداشته باشی و با نادانان دوست شوی.
زندگی یک فرآیند دیالکتیکی کشف است و پدر و مادر بودن نیز از این قاعده مستثنی نیست. این یک بازی بی نهایت از حل مسائل پیچیده و ضربت زدن یک خال است! بسیاری از خانواده ها با واقعیت افزایش بار مالی، مسائل مسکن و هزینه های درمانی مواجه هستند. برخی از افراد با ناامنی غذایی یا چالش های بهداشتی دست و پنجه نرم می کنند. نیازهای رفتاری، یادگیری و عاطفی بچه ها می تواند تأثیر خود را بگذارد همه سیستم های آموزشی، اجتماعی و خانواده.
واقعیت فرهنگ شلوغی ما و کمبود منابع، مانند خانهای شکننده و متعادل، بسیاری از مردم را از آنگونه پدر و مادری که واقعاً دوست دارند باشند، منع میکند. حداقل کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که تمایل خود به قضاوت کردن یکدیگر را متوقف کنیم، آن را با ذهنیت کنجکاوی دلسوزانه جایگزین کنیم، و تصمیم بگیریم که کار بهتری انجام دهیم که زنان دیگر در زندگیمان را از طریق اقدام یا حمایت عمدی توانمند میکند.
هر کس این جمله را ابداع کرد: “هرکسی را که ملاقات می کنید با یک نبرد نامرئی روبرو است. مهربان باشید” دقیق بود. مهربانی مرهم روح است. کلید توانمندسازی والدینی که در تلاش هستند این است که باز و حمایتگر بمانند، با کنجکاوی برای درک عمق شرایط مردم. اکثر والدین با آنچه که دارند بهترین کار را انجام می دهند. و این برای همه صادق است.