منبع: OpenClipArt-Vectors/Pixabay
در شمال شرقی ایالات متحده بیلبوردی وجود دارد که می گوید: «هیچ چیزی به نام والدین کامل وجود ندارد». برخی در معرض مثالهای فاحشی از فرزندپروری در مشاغل خود، ممکن است بخندند و بگویند: “تو هیچ نظری نداری.”
البته، پیام اشاره به این نیست که والدین بدسرپرست/غافل دارای چند ویژگی «خوب» هستند که میتوان بهخاطر آنها به پشت آنها دست زد، کارهای پلیدشان را ببخشند، و بگویند که آنها «به اندازه کافی خوب» میکنند، مثل شما. ممکن است بگوید کسی سابقه سختی داشته است و آنها بهترین کار را با آنچه که دارند انجام می دهند. اگرچه اعمال شوم هیچکس را توجیه نمیکنیم، اما باید به خاطر داشته باشیم که حتی اجتماعیپرستانهترین افراد نیز محصول برخی اختلالات درخواستی در روابط اولیه هستند که به روشهای نامطلوب آنها منجر شده است.
برای روشن بودن، پیام بیلبورد برای افرادی مفید است که ممکن است احساس کنند کاملاً ناکافی هستند یا در تلاش هستند تا آن چیزی باشند که احساس می کنند والدین خوبی هستند. پیام کلی این است که فرزندپروری میتواند سخت باشد، و همراه با کتابچه راهنما نیست. غیرممکن است که یک پدر و مادر کامل باشید، و خوب است که به خودتان اجازه دهید که یک پدر و مادر خوب باشید.
چرخش امروز بر روی یک ایده قدیمی
این بیلبورد، عمدی یا غیر عمدی، به عنوان مدرکی دیگر که هیچ چیز جدیدی نیست، تازه کشف شده است، احیای نظریه دونالد وینیکات در مورد «مادر به اندازه کافی خوب» است. وینیکات (1896-1971) یک متخصص اطفال و روانکاو بریتانیایی بود که تأثیر زیادی در درک رشد کودک و نحوه کار با کودکان و والدین داشت. در سال 1953، پس از یک کار حرفه ای با مشاهده هزاران کودک و مادران آنها، او عبارت “مادر به اندازه کافی خوب” را ابداع کرد تا باورش را توضیح دهد که یک والدین به اندازه کافی خوب بهتر از یک پدر کامل است.
تا به حال، احتمالاً از خود می پرسید که آیا «به اندازه کافی خوب» بودن به معنای زنده نگه داشتن یک کودک نیست. دقیقا چیه؟ به طور خلاصه، به گفته وینیکات، به این معنی است که کودکان زمانی سود می برند والدین آنها را به روش های قابل کنترل شکست می دهند.
با نگاهی دقیق تر، “…اکثر والدین سعی می کنند بهترین ها را برای فرزندان خود فراهم کنند و زمانی که قادر به انجام آن نیستند احساس گناه می کنند” (راتناپالان و باتی، 2009). بدیهی است که این یک الگوی قدیمی است، به وضوح بخشی از دورانی است که وینیکات تمرین می کرد، و امروز که به نظر می رسد فشار برای دستیابی به بالاترین حد خود است، همچنان یک مشکل باقی می ماند. فشار برای دستیابی بیشتر در کودکان و نوجوانان مورد مطالعه قرار گرفته است، اما در می 2024، کالج پرستاری دانشگاه ایالتی اوهایو منتشر کرد. فشار برای کامل بودن باعث فرسودگی شغلی برای والدین، نگرانی های سلامت روان برای کودکان می شود.
این مفهوم جالب توجه ویژه بود: «فرسودگی شغلی والدین به شدت با انتظارات درونی و بیرونی مرتبط است، از جمله اینکه آیا فرد احساس میکند والدین خوبی هستند یا خیر…» برای اصلاح این موضوع، نویسندگان مقاله معتقد بودند که فرزندپروری مثبت قویتر از کامل بودن است:
فرزندپروری مثبت زمانی است که شما به فرزندان خود عشق و صمیمیت زیادی می دهید، اما ساختار و راهنمایی در زندگی آنها نیز ارائه می دهید … شما به آرامی پیامدهای رفتارها را به آنها آموزش می دهید. بنابراین این هدف بسیار بهتری است که برای آن تیراندازی کنید – والدین مثبت بودن به جای یک والدین کامل.
مفاهیم عملی وینیکات
در حالی که وینیکات احتمالاً مخالفت نمی کرد، او می گفت چیزی کم است، زیرا هیچ اشاره ای به پرورش سازگاری با دنیای خارج از والدین یا تشویق به اتکای به خود نشده است. وینیکوت (1953) گفت و این توسط والدینی ارائه می شود که والدین را ارائه می دهد شکست ها برای حرکت بچه ها وی به طور دقیق تر گفت:
مادر نه خوب است و نه بد و نه محصول توهم، بلکه موجودی مجزا و مستقل است: مادر به اندازه کافی خوب… با انطباق تقریباً کامل با نیازهای نوزادش شروع می کند و با گذشت زمان، کمتر سازگار می شود. و کمتر به طور کامل، به تدریج، با توجه به توانایی رو به رشد نوزاد برای مقابله با شکست خود. شکست او در انطباق با هر نیاز کودک به آنها کمک می کند تا با واقعیت های بیرونی سازگار شوند.
به عبارت دیگر، دادن فرصت به کودک برای ناامید شدن و یادگیری حل مشکلات و درک اینکه والدین (والدین) همیشه برای ارضای نیازهایشان در دسترس نیستند، هدیه ای است که به او ادامه می دهد. نظریه وینیکات و پیامدهای عملی آن شاید به بهترین نحو توسط نویسنده Todaysparent.com، کریستا بالیس (2023) خلاصه شود:
به طور منطقی می دانیم که هیچ والدین یا فرزندی کامل نیست، اما این ما را از تلاش برای کمال یا به عهده گرفتن نقش های مداخله جویانه مانند دروازه بان پریشانی فرزندانمان یا مدیران اجرایی زندگی آنها باز نمی دارد. اما این فقط هلیکوپتر، ماشین برف روب، ماشین چمن زنی یا حتی فرزندپروری ببر است که همگی در زیر چتر بدنام بیش از حد والدین قرار می گیرند. در حالی که هیچ شواهدی علیه فرزندپروری به اندازه کافی خوب وجود ندارد، تحقیقات مدتهاست که ثابت کرده است که فرزندپروری بیش از حد می تواند رشد عاطفی و عملکرد اجرایی فرزندان ما را مختل کند و منجر به اضطراب، افسردگی و احساس ناتوانی شود.
با در نظر گرفتن همه اینها، نمیتوانم فکر نکنم که آیا این دوران فرزندپروری با هلیکوپتر و کودکی که به طور فزایندهای مستحق میشود (جستجوی گوگل شواهد زیادی برای این موضوع ارائه میکند) حداقل تا حدی محصول نادیده گرفتن پیام وینیکات است. بهنظر میرسد بسیاری از والدین بهجای رضایت از پرورش تواناییها برای موفقیت مستقل، به نظارت و دستورات فزایندهای برای دستیابی به نتایج مطلوبی که برای فرزندانشان دارند، یا ارائه شواهد ملموستر از طریق کالاهای مادی (با تأییدیههای جذاب رسانههای اجتماعی) هدایت میشوند. ) برای اثبات مقبولیت خود به عنوان ارائه دهنده. در نهایت، اینها می توانند به دو صورت نتیجه معکوس داشته باشند:
- کودک از پرورش استقلال محروم می شود و با تشویق به وابستگی به کودک و نادیده گرفتن فرآیند فردیت کامل، پیشگویی خودشکوفایی در مورد شکست والدین را ایجاد می کند.
- برخی از کودکان علیرغم اینکه «همه چیز را دارند» به سختی عصیان می کنند، و نمی توان تعجب کرد که آیا دزدی، فرار و مخالفت به معنای سپاسگزار بودن نیست، بلکه بیانیه ای است در مورد اینکه می خواهند یاد بگیرند که به تنهایی به دست بیاورند. و به خودشان تکیه کنند.
از نظر تکاملی، ما برای استقلال طراحی شدهایم و افسارهای کوتاه و محکم برای تبدیل شدن به کسی که نمیخواهیم باشیم، یا اینکه دائماً با هدایایی در ازای پیروی از برنامه والدین خاص فریفته شویم، میتواند رقص سختی باشد ( به عنوان مثال، “من نمی خواهم رعایت کنم، اما من هدایا را دوست دارم”). در حالی که والدین اغلب سریع انگشت اتهام را به سمت کودکان ناسپاس و مشکلدار نشانه میگیرند، در ارزیابی جوانان و خانوادههای درگیر دادگاه، من اغلب خیابانی دوطرفه با ترافیک سنگینتر را در مسیر والدین مشاهده میکنم.
نقش درمانگر
گفته شده است که حتی اگر در حال ارائه درمان فردی هستید، ممکن است بیشتر از آنچه فکر می کنید یک درمانگر خانواده/زوجین باشید یا نیاز به تبدیل شدن به یک درمانگر داشته باشید. این به این دلیل است که مبارزات مردم تحت تأثیر روابط آنها، به ویژه روابط خانوادگی است. برای کسانی که با جوانان مشکل دار کار می کنند، به ویژه جوانان بزهکار، بررسی نقش والدین/سرپرست در تداوم این الگو، و ایجاد رضایت از جانب والدین برای تغییر نگرانی به همان اندازه که می خواهند فرزندشان تلاش کند تا تغییر کند. ، می تواند شتاب دهنده باشد. البته، این شامل شرمساری والدین نیست، بلکه بیشتر به بررسی این موضوع میپردازد که مثلاً فرزندپروری با نیت خوب نتیجه معکوس دارد و آنها را به سمت جایگزینهای سالمتر راهنمایی میکند.
سلب مسئولیت: مطالب ارائه شده در این پست فقط برای مقاصد اطلاعاتی است و برای تشخیص، درمان یا پیشگیری از هر گونه بیماری در خوانندگان یا افرادی که آنها را می شناسند در نظر گرفته نشده است. اگر شما یک پزشک یا دانشجو هستید، اطلاعات نباید جایگزین مراقبت یا مداخله شخصی ارائهدهنده یا نظارت رسمی یک فرد شود.