روز دیگر، خودم را در حال چک کردن تلفنم در تابلوی ایست گرفتم.
آره درسته یک علامت توقف.
همانجا نشستم، بی خیال پیمایش می کردم، منتظر بودم تا سبز شود… تا اینکه یادم آمد: اوه، تابلوها رنگ را تغییر نمی دهند.
یک لحظه به خودم خندیدم. سپس طنز از بین رفت. چطور در یک جا نشستن آنقدر بد شده بودم که حتی لحظه ای در یک تقاطع غیر قابل تحمل بود؟
و این فقط آن لحظه منزوی نبود. من خودم را در حال رسیدن به حواس پرتی در همه جا می بینم: در انتظار قهوه، در یک جلسه خسته کننده زوم، حتی زمانی که دندان هایم را مسواک می زنم. زندگی دوم به من یک مکث میدهد، آن را احساس میکنم – برای پیمایش، تند کشیدن، تازه کردن، تکرار میکشم.
نکته اینجاست: می دانم که تنها نیستم.
همه ما در انتظار وحشتناک شده ایم. و هزینه؟ بزرگتر از آن چیزی است که ما تصور می کنیم.
عصر بی تابی
بی حوصلگی دیگر صرفاً یک خصلت نیست. این تنظیم پیش فرض جدید ما است.
چهار ثانیه. این همان مدتی است که ما منتظر میمانیم تا وبسایت بارگیری شود قبل از اینکه تحریک شود. تا 10 ثانیه، اکثر ما قبلاً وثیقه گذاشتهایم.
96%. این همان چیزی است که بسیاری از آمریکاییها به مصرف آگاهانه غذاها یا نوشیدنیهای بسیار داغ که دهانشان را میسوزاند، اعتراف کردهاند که تمایل گستردهای برای به خطر انداختن ناراحتیهای شخصی ناشی از بیشکیبایی نشان میدهد.
یک دقیقه (یا کمتر). این مدتی است که اکثر ما حاضریم قبل از قطع کردن تلفن در حالت تعلیق باشیم.
ما آموزش دیده ایم – و به خودمان آموزش داده ایم – منتظر همه چیز فوری باشیم. آمازون در چند ساعت تحویل می دهد. ویدیوهای YouTube در میلی ثانیه بارگیری می شوند. سرویسهای پخش جریانی سریع شروع میشوند و هرگز متوقف نمیشوند، قبل از اینکه حتی بتوانید پلک بزنید، مستقیماً در قسمت بعدی پخش میشود.
انتظار شکسته شده است. مانند یک نقص طراحی در زندگی مدرن.
اما نقص در انتظار نیست.
در ماست.
چرا انتظار بسیار سخت است
سکون باعث میشود به هم بپیچیم. فضایی برای افکاری باقی میگذارد که ترجیح میدهیم اصلاً با آنها روبرو نشویم.
آیا من واقعا خوشحالم؟ چرا احساس می کنم گیر کرده ام؟ با این قدر مشغول ماندن از چه چیزی فرار می کنم؟
ما با انتظار رفتار می کنیم که انگار چیزی جز وقت تلف شده نیست، اما این اشتباه است. انتظار اغلب بیشتر شبیه یک آینه است که به شما نشان میدهد وقتی صدا کم میشود چه چیزی واقعاً آنجاست.
و شاید به همین دلیل است که ما به شدت از آن اجتناب می کنیم.
به جای اینکه با ناراحتی بنشینیم، هر کاری را انجام می دهیم تا سکوت را از بین ببریم. هیچ چیز سادهتر از بیرون کشیدن تلفن برای فرار از ناامنی زودگذر نیست.
با این حال، آنچه من دیده ام این است که اجتناب از ناراحتی آن را پاک نمی کند. درنگ می کند، در لبه حواس پرتی خزنده، منتظر لحظه ای است که دیگر نمی توانیم از آن پیشی بگیریم.
سوالات از بین نمی روند آنها فقط بلندتر می شوند. و با فرار از تجربه انتظار، از لحظات ناراحتی طفره نمیرویم.
ما زندگی را از دست می دهیم
چیزی که واقعاً داریم از دست می دهیم
هر بار که تسلیم پرهیز از کمی انتظار می شویم، بیش از زمان تسلیم می شویم. ما چیزهایی را از دست می دهیم که اغلب زندگی را معنادارتر می کنند:
- پیش بینی. به یاد دارید که برای چیزی هیجان انگیز روز شماری می کنید – تعطیلات، تعطیلات، ملاقات مجدد؟ انتظار تلف نشد. بخشی از شادی بود بدون آن، زندگی به مجموعهای از لحظات فراموششدنی تبدیل میشود که با «آنچه در آینده است» کنار هم قرار میگیرند.
- خلاقیت. علوم اعصاب نشان می دهد که کسالت شبکه مرکزی حل مسئله مغز را فعال می کند. حوصله نداره؟ هیچ پیشرفتی وجود ندارد.
- وضوح. انتظار به ما فضایی می دهد تا متوجه شویم که در زیر سطح ابری چه چیزی در حال حباب زدن است. بدون آن، ایدهها و حقایقی که به آنها نیاز داریم در زیر حواس پرتی مدفون میمانند.
- تاب آوری. عجیب است که نشستن با ناراحتی قدرتی را که ما برای مکث های بزرگتر زندگی نیاز داریم ایجاد می کند – غم، طرد شدن، عدم اطمینان. اگر نمی توانیم یک کتری در حال جوش را تحمل کنیم، چگونه مکث های طولانی را که واقعاً ما را امتحان می کنند، تحمل کنیم؟
حتی رانندگی – که زمانی نادر برای رفع فشار بود – کاملاً ربوده شده است. استاپ لایت برای اینستاگرام است. ترافیک برای ایمیل است. هر مکثی پر می شود و ما خودمان را با سر و صدا خفه می کنیم. بنابراین، چه زمانی به آن می رسیم، می دانید، بازدم?
چگونه دویدن را متوقف کنیم
صادقانه بگویم: من در این کار واقعاً وحشتناک هستم.
من هنوز هم وقتی دندان هایم را مسواک می زنم به طور غریزی گوشی ام را می گیرم زیرا دو دقیقه هیچ چیز دیوانه کننده به نظر می رسد.
اما این چیزی است که من سعی می کنم به جای آن انجام دهم: مطلقاً هیچ چیز. فقط مسواک زدن دو دقیقه چیزی جز صدای تند مسواک، زمزمه ریتمیک، سادگی عجیب و غریب انجام دادن یکی چیز در یک زمان
ناجور است، اما برای آن 60 ثانیه، من هنوز هستم. این یک شروع است، یک کار در حال پیشرفت – اما چیزی است که سرعت جهان را کند می کند، توجه را متمرکز می کند، و گاهی اوقات منجر به شفافیت می شود.
در اینجا موارد دیگری وجود دارد که میتوانیم روی آنها کار کنیم – نه اینکه کامل باشیم، بلکه عمدی باشیم:
- انتظار را به بازنشانی تبدیل کنید. به جای پر کردن هر مکث، از برخی از آنها به عنوان تنظیم مجدد استفاده کنید. در یک صف آزاردهنده منتظر بمانید؟ با خودت چک کن به چه چیزی بیشتر نیاز دارید؟ کمتر از؟ چه چیزی کم است؟ این یک عادت کوچک است، اما کمک میکند آنچه را که در زیر میل به پرت کردن حواس خود وجود دارد، هماهنگ کنید.
- بگذار کسالت بارور شود. فقط سعی کنید برای مقاومت در برابر کشش پیمایش، و اجازه دهید ذهن شما سرگردان شود. گاهی اوقات منجر به بیهودگی مطلق می شود. اما مواقع دیگر، بهترین ایده ها از آنجا می آیند.
- مکث ها را به حضور تبدیل کنید. حتی کوچکترین مکث می تواند فرصتی برای تنظیم کردن باشد. در انتظار چراغ توقف هستید؟ سعی کنید به آسمان، صدای ترافیک، تنفس خود توجه کنید. بی اهمیت به نظر می رسد، اما زمینه ساز است. این یادآوری است که زندگی فقط به چیزهای بعدی نیست. این در مورد چیست اکنون.
جایی که زندگی نشان می دهد
انتظار در سکوت هدر نمی رود. اینجا جایی است که همه چیزهایی که از آن فرار کرده ایم بالاخره به ما می رسد.
ایده هایی که نمی توانستیم در سر و صدا بشنویم. وضوحی که ما به دنبال آن بودیم. حقیقتی که ما آنقدر مشغول بودیم که نتوانیم ببینیم.
زندگی فقط در لحظات بزرگ و برنامه ریزی شده اتفاق نمی افتد. درست در مکث ها ایجاد شده است – شکاف هایی که بین همه چیزهایی که با عجله انجام می دهیم.
بنابراین دفعه بعد که به طور دردناکی در جایی گیر کردید – نوری در صف، مسواک زدن دندان هایتان – وسوسه پر کردن فضا را با حواس پرتی بشکنید. اجازه دهید مکث کاری را که قرار است انجام دهد.
زیرا انتظار جایی نیست که زندگی متوقف شود. انتظار جایی است که زندگی اتفاق می افتد.