به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، دکتر زهرا شیخ باقری در پاسخ به این سوال که آیا آینده رسانه در خطر است؟ گفت:دنیای رسانه در آستانه تحولی عمیق و بیسابقه قرار دارد. از یک سو، فناوریهای دیجیتال و پلتفرمهای آنلاین، فرصتهای بیشماری برای تولید و توزیع محتوا فراهم کردهاند. از سوی دیگر، تمرکز قدرت در دست چند شرکت چندرسانهای غولپیکر، تنوع گفتمان عمومی و کیفیت خبر را با خطر جدی روبهرو کرده است. در این میان، اقتصاد رسانه، استراتژیهای مدیریتی و چگونگی رقابت بین رسانهها، نقشی کلیدی در شکلگیری آینده اطلاعات و فرهنگ جامعه ایفا میکنند.
انقراض رسانههای سنتی یا تحول هوشمند؟
در دهههای اخیر، رسانههای سنتی – بهویژه روزنامهها و تلویزیون زمینی – با افت شدید مخاطب و درآمد مواجه شدهاند. این بحران، نتیجه مستقیم ظهور رسانههای دیجیتال و الگوهای جدید مصرف محتواست. اما آیا این بهمعنای “مرگ رسانه” است؟ پاسخ کاملاً منفی است. بسیاری از رسانهها با استراتژیهای هوشمندانه ادغام رسانهای (Media Convergence)، تلاش میکنند تا حضور خود را در فضای دیجیتال تقویت کنند. این فرآیند یعنی تلفیق محتوای چاپی، صوتی، تصویری و اینترنتی در یک سکوی واحد – تلاشی برای ارائه تجربهای جامع و هدفمند به کاربران.
با این حال، چالش اصلی، یافتن مدل کسبوکار پایدار است. بسیاری از رسانههای خبری آنلاین هنوز به سودآوری نرسیدهاند. برخی بر مدل تبلیغاتی وابستهاند که کیفیت محتوا را فدای کلیکهای کوتاهمدت میکند. برخی دیگر به سمت اشتراکهای پولی حرکت کردهاند، اما رقابت سخت با محتوای رایگان، این راه را دشوار ساخته است.
غولهای چندرسانهای: سلطان جدید اطلاعات
یکی از مهمترین نگرانیهای کارشناسان، تمرکز مالکیت رسانهای است. مطالعات نشان میدهد که بخش اعظم رسانههای جهان در دست چند غول اقتصادی مانند دیزنی، وایاکام، نیوز کورپوریشن، برتلسمان و تایم وارنر قرار دارد. این تمرکز، نهتنها رقابت را کاهش میدهد، بلکه منجر به همگونی محتوا و محدودیت در تنوع دیدگاهها میشود.
همانطور که بن بگدیکیان، از نظریهپردازان مشهور رسانه، هشدار داده است: «آزادی مطبوعات تنها زمانی معنا پیدا میکند که مالکان مطبوعات بیش از یک نفر باشند.» در چنین فضایی، خطر آن میرود که اخبار و سرگرمی، بیش از آنکه نیازهای شهروندان را برآورده کنند، منافع اقتصادی و ایدئولوژیک صاحبان این شرکتهای چندملیتی را دنبال کنند.
اقتصاد دیجیتال: رایگان یا ارزشمند؟
اقتصاد کالاهای اطلاعاتی (مثل خبر، فیلم یا موسیقی) با کالاهای فیزیکی تفاوت اساسی دارد. هزینه تولید نسخه اولیه بسیار بالا ولی هزینه تکثیر و توزیع تقریباً صفر است. این ویژگی، فضایی را برای اقتصاد مقیاس فراهم میکند که در آن، شرکتهای بزرگ میتوانند با قیمتهای پایینتر، رقبای کوچکتر را از بازی خارج کنند.
از سوی دیگر، مفهوم “محتوای رایگان” در فضای اینترنت، ارزش واقعی خبر را زیر سؤال برده است. بسیاری از کاربران انتظار دارند همه چیز در اینترنت مجانی باشد، بدون اینکه بدانند تولید محتوای باکیفیت نیازمند منابع مالی و انسانی قابلتوجهی است. در چنین شرایطی، رسانههای مستقل و کیفیتمحور، برای بقا با چالش جدی روبهرو هستند.
راهحل چیست؟ تعادل بین تجاریسازی و رسالت عمومی
برای خروج از این بنبست، رسانهها باید بتوانند بین دو محور سودآوری تجاری و رسالت عمومی تعادل برقرار کنند. این کار با استراتژیهای خلاقانهای ممکن است:
تخصصیسازی محتوا برای جذب مخاطبان هدفمند.
همکاریهای استراتژیک بین رسانههای کوچک برای افزایش قدرت چانهزنی با تبلیغدهندگان.
شفافسازی فرآیند تولید خبر برای افزایش اعتماد عمومی.
توسعه مدلهای مشارکتی با مخاطبان (مانند حمایتهای مردمی یا Crowdfunding).
جمعبندی: رسانه، آیندهساز جامعه است
رسانه تنها یک کسبوکار نیست؛ بلکه ستون اصلی دموکراسی و فضای عمومی است. سرنوشت رسانهها، سرنوشت آگاهی، شفافیت و تنوع فکری در جامعه را رقم میزند. سیاستگذاران، مدیران رسانهای و حتی خود مخاطبان، همگی نقشی کلیدی در حفظ این فضای حیاتی دارند. بدون حمایت از رسانههای مستقل و کیفیتمحور، آیندهای که در انتظار ما است، فضایی خالی از صدای متنوع و پر از اکوی سکوت خواهد بود.
پایان/*
.