در سخنرانی های مشهور فاینمن در مورد فیزیک ، ریچارد فاینمن اظهار داشت که اگر تمام دانش علمی از بین برود و فقط یک جمله را می توان به نسل بعدی منتقل کرد ، وی معتقد بود که باید فرضیه اتمی باشد ، واقعیت این است که “همه چیز از اتمها ساخته شده است – ذرات ناتوان که در حرکات دائمی حرکت می کنند و وقتی کمی از هم فاصله دارند ، یکدیگر را به خود جلب می کنند ، اما با فشردن در یکدیگر دفع می شوند“این توصیف ساده از مؤلفه های اساسی جهان ، پیامدهای عمیقی دارد ، نه تنها برای درک ما از اتمها بلکه برای همبستگی ما به عنوان افراد. فردیت و همبستگی در خانواده ها.
تئوری سیستم های خانواده بوون (BFST) به زیبایی با این ایده ها در هم می پیوندد. این همچنین نشان می دهد که ارتباط انسانی شامل این تعامل پویا از نیروها است – رانندگی برای نزدیکی (جذابیت) و نیاز به فضای شخصی و استقلال (دافع). مانند ساختارهای اتمی پایدار ، سیستم های خانوادگی سالم در صورت تعادل این نیازهای متضاد به بهترین وجه عمل می کنند. وقتی نیروها بیش از حد در یک جهت قرار می گیرند ، مشکلات بوجود می آیند.
در قلب تئوری سیستم های خانواده بوون این ایده است که خانواده ها به عنوان سیستم عاطفی عمل می کنند. هر فرد عمیقاً در ارتباط است ، اما تنش بین همبستگی و استقلال می تواند پویایی گروه را شکل دهد. هنگامی که یک ارتباط بسیار زیاد می شود ، مرزهای شخصی تار می شود و در نتیجه همجوشی می شود ، جایی که افراد به خاطر هماهنگی احساس خود را از دست می دهند. برعکس ، اگر استقلال مورد توجه قرار گیرد ، افراد ممکن است خود را از طریق قطع عاطفی جدا کنند و اوراق قرضه را برای کاهش تنش جدا کنند.
توضیحات فاینمن از اتم ها این واقعیت را منعکس می کند – وقتی که میزان نزدیکی از نزدیکی را حفظ می کنند ، پیوند می دهند اما وقتی خیلی محکم به هم فشار می یابند دفع می شوند. به همین ترتیب ، خانواده ها وقتی می توانند بدون از دست دادن فردیت ، از نظر عاطفی در ارتباط باشند ، شکوفا می شوند. دستیابی به این تعادل نیاز به تمایز خود دارد. تمایز خود توانایی حرکت در احساسات و روابط شما در حالی که حس قوی هویت شخصی را حفظ می کند. این شامل مدیریت افکار و احساسات شما بدون اینکه بیش از حد تحت تأثیر دیگران قرار بگیرید و احساس قوی از خود ایجاد کنید در حالی که آگاه هستید که بخشی از یک واحد عاطفی هستید. تمایز شامل درک جایی است که شما به پایان می رسد و دیگران شروع می شوند ، که به جلوگیری از از دست دادن خود در روابط کمک می کند.
به عنوان مثال ، سارا ، 32 ساله و برادر بزرگترش بن ، 36 ساله را در حال رشد ، سارا غالباً صلح بازی می کرد و مرتباً در مورد درگیری بین والدین خود و تضمین نزدیکی عاطفی در خانواده ، صاف می کرد. از طرف دیگر ، بن با نگه داشتن خود و عقب نشینی به موسیقی و تحصیلات خود ، با زندگی آشفته خود در خانه خود مقابله کرد. با گذشت سالها ، رابطه آنها این الگوی را مجسم می کرد – سارا به دنبال نزدیکی و حفظ فاصله بن بود.
وقتی عروسی سارا در حال نزدیک شدن بود ، متوجه شد که او بیشتر اوقات با بن تماس می گیرد و سعی می کند او را در برنامه های خود حلقه کند. هر تماس تلفنی با پاسخ های کوتاه ، بی علاقه یا بهانه ای در مورد شلوغ بودن روبرو شد. صدمه دیده و ناامید ، سارا پایدارتر شد و حتی بیشتر از این تماس گرفت و پیامک می زد تا اطمینان حاصل کند که وی درگیر است. بن با احساس غرق و شلوغ ، بن کاملاً از او اجتناب کرد و پیام های خود را نادیده گرفت و از اجتماعات خانوادگی پرش کرد.
این چرخه آنچه را که فاینمن به عنوان “فشرده سازی” اتم ها توصیف می کند ، آینه می کند. تلاش های سارا برای نزدیکی وقتی که بن از بین رفت ، شدت گرفت و عقب نشینی وی فقط به تعقیب او دامن زد. مشابه اتمهایی که خیلی از نزدیک به هم نزدیک می شوند ، تعامل آنها به جای اتصال باعث دفع دفع می شود.
سارا و بن از طریق درمانی که ریشه در تئوری سیستم های خانواده بوون دارد ، یاد گرفتند که الگوهای خود را تغییر دهند. سارا متوجه نیاز وی به اطمینان خاطر-و اجتناب بن-از پویایی های عمیق تر خانواده ، به ویژه روشی که وی در مورد روابط بیش از حد برای روابط در دوران کودکی خود گرفته بود ، متوجه شد. او شروع به تمرین خودتنظیمی کرد و متوجه شد که اضطراب او قبل از رسیدن به بن افزایش یافته و عمداً مکث می کند. او همچنین به او فضا داد تا به شرایط خودش نزدیک شود.
بن ، به نوبه خود ، ناراحتی خود را از ارتباط عاطفی ، که ریشه در جلوگیری از درگیری خانوادگی دارد ، مورد بررسی قرار داد. او تمرین کرد که باز ماندن ، حتی وقتی ارتباط سارا احساس غافلگیرانه ای می کرد. او به جای عقب نشینی ، او مرزهای مهمی مانند موافقت با صید هفتگی را تعیین کرد ، در حالی که در برنامه های عروسی خود به روش های قابل کنترل درگیر بود.
رابطه آنها با دادن اتاق به یکدیگر برای نفس کشیدن تغییر کرد – به اندازه کافی برای ماندن در ارتباط اما به اندازه کافی برای احترام به استقلال شخصی. این تعادل شبیه نیروهایی بود که فاینمن بین اتمهایی که در حال حرکت هستند ، توصیف می کنند و جذابیت و دافع را هماهنگ می کنند.
توضیحات فاینمن از فرضیه اتمی استعاره عمیقی را برای نیروهای عاطفی که در روابط با آنها روبرو هستیم ، ارائه می دهد. دقیقاً همانطور که اتم ها هنگام تعادل فاصله دارند ، خانواده ها وقتی افراد می توانند بدون قربانی استقلال خود ، ارتباط برقرار کنند شکوفا می شوند. سالم ترین روابط تنش را از بین نمی برد. در عوض ، آنها فشار و کشش را تسهیل می کنند که یک تعادل پویا ایجاد می کند و به همه امکان شکوفایی می دهد.
فاینمن معتقد بود که درک رفتار اتم ها برای درک جهان مهم است. به همین ترتیب ، درک پویایی همبستگی و فردیت می تواند نحوه ارتباط ما در صمیمی ترین روابط خود را تغییر دهد. مانند اتم ها ، سیستم های خانوادگی سالم به تعادل متکی هستند – رقص بین نزدیکی و استقلال که به یکپارچگی هر فرد در کل احترام می گذارد.