منبع: a_wandering_pear/Pixabay
بنابراین این را تصور کنید: شما عضو تیم اجرایی یک شرکت بزرگ هستید. شما خود را با هفت عضو دیگر تیم، متشکل از مدیر عامل، مدیر عامل و معاونان مختلف (از جمله خودتان) دوست می دانید. سالی، معاون فروش، تنها فردی در تیم است که شما با او نزدیکترین احساس را دارید. خانواده های شما به طور منظم با هم در کارولینا تعطیلات می گذرانند، شما و او هر پنجشنبه یک قهوه ایستاده می خورید، و غیره. او به نوعی بهترین دوست شماست.
شوهر سالی، چارلی، کسی است که شما سال ها او را می شناسید. او در زمینه فناوری اطلاعات فعالیت می کند. معاون فعلی فناوری اطلاعات در شرکت شما بازنشستگی خود را اعلام کرده است و چارلی برای جایگزینی درخواست داده و در لیست کوتاه برای این موقعیت قرار گرفته است. امروز قرار است تیم اجرایی تصمیم بگیرد که چه کسی پیشنهاد این پست را دریافت کند.
کمیته جستجو سه پرونده را به تیم اجرایی ارسال کرده است. پرونده چارلی در میان آنهاست.
تو هرگز با چارلی مشکلی نداشتی. اما شما همیشه او را به عنوان یک هوم زیبا دیده اید.
در مقایسه با سایر نامزدها، چارلی به نظر یک آدم بدجنس است. یک نامزد دارای سه مدرک تحصیلات تکمیلی از استنفورد است و به عنوان رئیس فناوری اطلاعات در ایالت تگزاس خدمت کرده است. و توصیه نامه های او درخشان هستند. و سومین کاندید، که به عنوان رئیس IT برای سه شرکت مختلف Fortune 500 خدمت کرده است، به طور مشابه درخشان به نظر می رسد.
هنگامی که برای این کارفرما ثبت نام کردید، قول دادید (هم به کارفرمایتان و هم به خودتان) هر کاری که می توانید برای پیشبرد اهداف شرکت انجام دهید. شما کاملا مطمئن هستید که استخدام چارلی در این موقعیت برای شرکت فاجعه بار خواهد بود.
تا حدودی متأسفانه، روندی که تیم شما در طول سال ها توسعه داده است شامل رأی گیری آزاد است. یعنی آرا با بالا بردن دست (داخل اتاق هیئت مدیره) علنی می شود.
سالی به درستی خود را از رای گیری کنار می کشد. با این حال او در طول جلسه پشت میز می ماند.
تقریباً از اعصاب میلرزید. هیچ راهی وجود ندارد که با وجدان راحت به چارلی رأی دهید. اما شما تعجب می کنید که چگونه سالی ممکن است این را قبول کند.
همانطور که قانون مورفی می گوید، دقیقاً سه رأی برای چارلی و چهار رأی برای نامزد تگزاس وجود دارد. بالا بردن دست برای نامزد تگزاس به سادگی انجام نشد. در زمان رای گیری متوجه شدید که نگاهی به سالی انداخته اید. او دود می کند. شما شروع به آماده سازی خود برای بدترین ها می کنید.
فقط تو متوجه نشدی که “بدترین” چقدر بد خواهد بود. سالی نه تنها فوراً صحبت کردن با شما را متوقف می کند – به روشی که به وضوح دلالت بر دائمی بودن دارد – بلکه به سرعت متوجه می شوید که او شما را در تلفن خود و در تمام سیستم عامل های رسانه های اجتماعی نیز مسدود کرده است.
طی چند ماه آینده، بدتر می شود. با گذشت زمان، خود را (و اعضای خانواده تان) در حال رفت و آمد با انواع افراد دیگر می بینید – به عنوان پیامد. بچه های سالی بچه های شما را در شبکه های اجتماعی مسدود می کنند. شما به طور ناگهانی دوستان مشترکی را پیدا می کنید که یکی یکی از لیست دوستان فیس بوک خود حذف شده اند. حتی مادر سالی هم تو را قطع کرد.
روانشناسی بیگانگی های اجتماعی
همانطور که در یک سری از مطالعات آزمایشگاه من مستند شده است (به عنوان مثال، Geher و همکاران، 2019؛ سونگ و همکاران، 2021؛ دی سانتو و همکاران، 2022)، بیگانگی های اجتماعی با مجموعه ای از پیامدهای روانی نامطلوب مطابقت دارد. افرادی که تعداد نسبتاً بالایی از بیگانگی را گزارش می کنند، معمولاً موارد زیر را نشان می دهند:
- گرایش به اختلال شخصیت مرزی
- بی ثباتی عاطفی
- وابستگی های اجتماعی ناامن
- احساس حمایت اجتماعی پایین از سوی دیگران
- رضایت نسبتاً کم از زندگی
و بیشتر
انسانها به گونهای تکامل یافتهاند که در جوامع کوچکی زندگی میکنند که بیش از 150 یا بیشتر جوامع دیگر را شامل نمیشود. تحت چنین شرایطی، ما مکانیسم هایی را برای جلوگیری از بیگانگی ایجاد کردیم. ظاهراً به این دلیل که در چنین شرایط کوچک مقیاس، تعداد زیادی از بیگانگی ها می توانست فاجعه بار باشد. ذهن ما، تا به امروز، نشانه هایی از مشکلات عمده مرتبط با بیگانگی های اجتماعی را نشان می دهد.
دو دلیل که بیگانگی اجتماعی اغلب با Fallout همراه است
با مثال سالی (کاملاً فرضی) از بالای این قطعه، میبینیم که دوری اجتماعی از یک شخص ممکن است با انواع پیامدها همراه باشد. میتوانیم تصور کنیم که سالی دهها نفر را در دنیای خود از دست داده است، همگی به خاطر همین یک اقدام در اتاق هیئت.
از دیدگاه روانشناختی تکاملی، ما اغلب تمایلات رفتاری را به عنوان دلایل «نهایی» و «تقریبی» در نظر میگیریم (تینبرگن، 1963). به این معنا که یک فرآیند رفتاری ممکن است به عنوان یک یا چند علت نهایی در نظر گرفته شود (نماینده چگونگی تأثیر این فرآیند بر موفقیت باروری اجداد ما) و همچنین یک یا چند علت نزدیک (نماینده عوامل فوری که آن فرآیند رفتاری را به وجود می آورند. ، مانند، شاید، عوامل خاص در یک محیط بلافصل یا مسیرهای عصبی خاص مرتبط با فرآیند رفتاری).
وقتی نوبت به فکر کردن به این می رسد که چرا بیگانگی ها اغلب با پیامدها همراه هستند، فکر کردن به یک علت نهایی و یک علت نزدیک ممکن است مفید باشد.
مردم ذاتاً بسیار ائتلافی هستند (به Bingham & Souza، 2009 مراجعه کنید). چنین روانشناسی ائتلافی به اجداد ما کمک کرد تا انواع مشکلات مربوط به بقا و تولید مثل را حل کنند. بخشی از یک گروه مؤثر متشکل از اعضایی که پشت یکدیگر هستند، برای نسلها یک فرمول برنده برای انسانها بوده است.
از نظر مثال در دست، در حالی که ممکن است قدمی برداشته باشید که برای بهبود شرکت شما بوده است، در همان نفس، به سالی نشان دادید که دیگر فردی نیستید که او بتواند به او اعتماد کند. به سالی، از آنجا رفته ای دوست به دشمن.
از دیدگاه نهایی، کنار گذاشتن شما از زندگی او می تواند مزایای سازگاری برای او داشته باشد. و متأسفانه برای شما، هر چه افراد بیشتری بتواند علیه شما مخالفت کنند، چنین اقدامی از سوی او برای او سازگارتر خواهد بود.
از منظری نزدیک، مفهوم کلاسیک روانشناختی اجتماعی نظریه تعادل (Heider, 1946) وارد بازی میشود. تئوری تعادل به همان اندازه ساده است که به ما کمک می کند تا بسیاری از دنیای اجتماعی را درک کنیم. به طور خلاصه، می گوید که روابط بین سه یا چند نفر انگیزه برقراری تعادل است. اگر ایوان و بنی هر دو اسکار را دوست داشته باشند، همه چیز در تعادل است. به طور مشابه، اگر ایوان و بنی هر دو دوست نداشتن اسکار، همه چیز در تعادل است. ایوان و بنی در هر یک از این موارد نگرش مشابهی دارند.
با این حال، اگر ایوان در مورد اسکار به وجد بیاید و بنی اسکار را یک شرور تمام عیار ببیند، احتمالاً ایوان و بنی با مشکل مواجه خواهند شد. به دلایل مشابه، پس از حادثه اتاق هیئت مدیره، دوستان مشترک شما و سالی با آنها مشکل داشتند. دوستی با هر دوی شما نامتعادل خواهد بود.
نیروهایی که زیربنای تئوری تعادل هستند، نقش بزرگی در کمک به ما در درک اینکه چرا یک بیگانگی ممکن است انواع اثرات موجی پیش بینی نشده داشته باشد، بازی می کنند. اگر سالی همراه شما باشد و من با سالی دوستان خوبی باشم، ممکن است سال آینده در لیست دعوتهای جشن تولد من نباشید.
وقتی دو نفر با یکدیگر در حال جدال هستند، دیگرانی که به آنها نزدیک هستند اغلب در نهایت برای انتخاب طرف تحت فشار قرار می گیرند.
خط پایین
انجام “کار درست” اغلب با پیامدهای اجتماعی غیرمنتظره همراه است. در مثال استفاده شده در این قطعه، سالی به وضوح به وجدان خود رای داد. اما وای، آیا این عمل با انواع عواقب نامطلوب برای او و اطرافیانش همراه بود؟
وقتی با یک نفر بیگانه می شویم، اغلب (ناخواسته) از یک سری افراد بیگانه می شویم. ما یک میمون ائتلافی هستیم. علاوه بر این، ما برای تعادل بین اعضای جهان اجتماعی خود تلاش می کنیم. تفکر “دوست یا دشمن”، به دلایل گسترده ای، بخش اساسی از چگونگی انسان است.
بیگانگی های اجتماعی، از بسیاری جهات، آفت تجربه بشری هستند. و بیگانگیها، شاید بیشتر اوقات، با انواع پیامدها همراه هستند.
درک اینکه چگونه بیگانگی ها کار می کنند – و اینکه چگونه می توانند زندگی ما را به روش هایی که اغلب فراتر از تصورات ما هستند ویران کنند – می تواند به ما کمک کند تا انواع کنش های اجتماعی را در زمینه ای وسیع تر درک کنیم.
روانشناسی اجتماعی انسان بسیار پیچیده و ظریف است. و اغلب خائنانه. استفاده از یک لنز تکاملی می تواند به ما کمک کند تا بفهمیم چرا چنین است – و شاید چگونه در این راه زندگی بهتری داشته باشیم (به Geher & Wedberg، 2022 مراجعه کنید).