02:08 - 2025/02/01

مادری قبلی: چیز در مورد پشیمانی آینده

[ad_1] “اگر روزی بچه نداشته باشم ، خوب خواهم شد؟” زن جوانی که این سؤال را پرسید ، من را بعد از یک رویداد کتاب کنار گذاشت. وی ادامه داد: “من هیچ کاری برای داشتن آنها ندارم.” اما مادران به من می گویند پشیمان خواهم شد...

مادری قبلی: چیز در مورد پشیمانی آینده

[ad_1]

“اگر روزی بچه نداشته باشم ، خوب خواهم شد؟” زن جوانی که این سؤال را پرسید ، من را بعد از یک رویداد کتاب کنار گذاشت. وی ادامه داد: “من هیچ کاری برای داشتن آنها ندارم.” اما مادران به من می گویند پشیمان خواهم شد. “

در طی سالهای ظاهرا بارور ما ، هرگونه صلاحیتی که ما در مورد مادر شدن ابراز می کنیم با آن خط در مورد پشیمانی بعداً با آن روبرو می شویم. یا چیزی نزدیک به آن. واقعیت این است که ، هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند که آیا شک و تردید در آینده در مورد هر تصمیمی که ما می گیریم ، رشد خواهد کرد. بچه ها یا بچه ها جایی که ما زندگی می کنیم چه کسی را دوست داریم و چه کسی را از دست می دهیم.

از آنجا که ما تمایل داریم با افرادی در مورد همان سن خود در ارتباط باشیم ، به دست آوردن دیدگاه در مورد آینده خود ، چالش برانگیز است. برخی از دوستان به عنوان مادران شکوفا می شوند. بسیاری از آنها حداقل از چند جنبه بچه دار شدن پشیمان خواهند شد. برای افرادی که تصمیم می گیرند برای بچه ها تلاش کنند ، همین مسئله است.

در دهه بیست و یکم کاملاً مطمئن بودم که بچه ها را نمی خواستم. نقش من به عنوان مادر ستوان به سه خواهر کوچکتر و صدها ساعت کودک در حال نگهداری حداقل بخشی از روند تفکر من بود. رشد جمعیت ، امور مالی و نگرانی در مورد پیدا کردن یک پدر خوب نیز وجود داشت.

در دهه سی سالگی من سریع چهره کردم ، بعد از اینکه یک دوست و شوهر جدیدش تصمیم گرفتند که آنها به دنبال آن می روند. آنها گفتند که بزرگ کردن بچه هایمان چقدر سرگرم کننده است. من می دانستم که اگر همسرم و من قدم نکنم ، خطر از دست دادن این دوستی را از دست می دهم. به هر حال قصد داشتیم با زندگی خود چه کار کنیم ، در روزهای بعد از خودمان پرسیدیم.

در پشت سر هم سریع دو پسر دوستم متولد شدند. از طرف ما ، ما پنج سال به علاوه درمان باروری ، کامل با داروهای نامطبوع ، رابطه جنسی در صورت تقاضا و ناامیدی های ماهانه را تحمل کردیم. من در آن زمان جاه طلب بودم و بر رسیدن به اهداف متمرکز شدم. من موضع کودکانه جوان خود را فراموش کردم و احساس شکست کردم.

با فاصله بین تجربیات ما ، این دوستی به آرامی از بین رفت. من و همسرم حوله را پرتاب کردیم و تصمیم گرفتیم با زندگی خود حرکت کنیم. کافی بود می توانم بگویم که هرگز پشیمان نشده ام که با IVF پیش نرفتم.

پس چه در ما می خواهیم با بقیه زندگی خود کار کنیم؟

خوشبختانه ، من همیشه دوستانی پیرتر و جوان تر از من داشتم تا از هویت تازه پذیرفته شده خود به عنوان غیر مادر حس کنم ، به دنبال زنان دیگری بودم که فرزندشان نداشتند. معدن یک فرایند تدریجی بود ، کاری که خودم را آسیب پذیر می کردم و معضلاتم را به اشتراک می گذاشتم.

با داشتن بسیاری از تجربیات زندگی که قبلاً در آن زندگی کرده بود ، زنان بزرگتر بیشترین تعقیب را با من داشتند. داستانهای آنها در مورد چگونگی ایجاد زندگی معنا و هدف ، الهام بخش بود ، صرف نظر از این که آیا آنها بچه دار نشده اند یا قادر به انجام این کار نیستند. آنها هنوز هم هستند. من بخشی از یک جامعه مشترک را احساس می کنم که می توانم هر زمان که بخواهم یا نیاز داشته باشم ، به آن ضربه بزنم.

آنچه من آموختم این است که هیچ کس هر آنچه را که می خواهد دریافت نمی کند. همه ما با چالش ها ، فرصت ها و پیروزی ها روبرو هستیم. بارها و بارها ، زنان بزرگتر به من گفتند که زندگی را که دارم ایجاد و جشن بگیرم ، دانستن پشیمانی ممکن است هر از گاهی در ارتباط با انواع تصمیمات باشد. حتی بچه دار شدن

من می شناسم که یک منبع شگفت آور از خرد است-به ویژه کسانی که جوانان را دچار مشکل کرده اند ، پسران و دختران بزرگ شده ای دارند که از لانه های گاه خالی خود در داخل و خارج می شوند. کسانی که مشکلات مواد ، مشکلات عصبانیت یا مسکن ناامن دارند. بسیاری اعتراف می کنند که از بچه ها پشیمان هستند. نه این که آنها آنها را عزیز دوست ندارند. اکنون با توجه به این ، آنها ارزش را در جاده ای که گرفته نشده است ، می بینند.

در مورد آن زن جوانی که از او پرسید که آیا او بچه دار نیست ، این چیزی است که من به او گفتم. گفتم: “بله ، شما خوب خواهید بود ،” زیرا شما قبلاً دقیقاً مانند شما هستید. “

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان