02:05 - 2025/04/24

قدرت قرار گرفتن در معرض روزمره

[ad_1] وقتی به مردم می گویم که در درمان اختلالات اضطرابی و OCD تخصص دارم ، متداول ترین پاسخ در امتداد “آیا شما باعث می شوید افراد صندلی های توالت را لیس می زنید و مارها را نگه دارید؟” دیشب ، وقتی شخصی اظهار نظر کرد ، برای کتاب...

قدرت قرار گرفتن در معرض روزمره

[ad_1]

وقتی به مردم می گویم که در درمان اختلالات اضطرابی و OCD تخصص دارم ، متداول ترین پاسخ در امتداد “آیا شما باعث می شوید افراد صندلی های توالت را لیس می زنید و مارها را نگه دارید؟” دیشب ، وقتی شخصی اظهار نظر کرد ، برای کتابم صحبت می کردم ، “قرار گرفتن در معرض درمان برای من کار نمی کند زیرا من از یک پل پرش نمی کنم.” وقتی اظهار کردم که زندگی اساساً یک سری از قرار گرفتن در معرض است ، این گروه به من نگاه می کنند ، گیج شده اند – چیزی که من کاملاً عادت کرده ام. اگر قرار گرفتن در معرض را به سادگی به عنوان ناراحتی در نظر بگیریم ، درک این مسئله که زندگی چگونه می تواند یک سری از قرار گرفتن در معرض باشد ، آسان تر است. از طرف دیگر ، قرار گرفتن در معرض درمان ، یک مداخله مبتنی بر شواهد است که به طور منظم به شما می آموزد که چگونه به آن ناراحتی نزدیک شوید.

من مطمئناً از مردم طرفداری نمی کنم که به تنهایی در معرض درمان بالینی قرار بگیرند (و مطمئناً از مردم نمی خواهم که صندلی های توالت را لیس بزنند یا مارها را بر خلاف میل خود نگه دارند). حرف من گسترده تر است: هر زمان که از منطقه راحتی خود خارج شویم و احساس ناراحتی کنیم ، از نظر فنی قرار گرفتن در معرض (برای ناراحتی) است. نکته مهم ، چه برای درمان موفق و چه برای زندگی معنی دار ، این است که یاد بگیریم که چگونه اجازه ندهیم احساسات ما در راه کاری که می خواهیم انجام دهیم ، بدست آورند.

Cleary ، مفهوم قرار گرفتن در معرض نیاز به درخشش جدی دارد. یا شاید ، یک استراتژی جدید بازاریابی. بگذارید توضیح دهم

نکته قرار گرفتن در معرض چیست؟

بدون اینکه خیلی در علفهای هرز قرار بگیرید ، هدف کلی قرار گرفتن در معرض تغییر نحوه تعامل شما با یک محرک ترس است. وقتی صحبت از اختلالات اضطرابی و OCD می شود ، این اغلب به معنای انجام کارهایی است که از آنها اجتناب کرده اید. تعداد ساعاتی را که در هنگام تعلل در یک پروژه به پیمایش تلفن خود هدر داده اید ، در نظر بگیرید. یا ساعاتی که از دست داده اید زیرا نمی توانید در مورد بهترین یخچال برای خرید فکر کنید. یا رویدادهای اجتماعی که به آنها وثیقه داده اید زیرا احساس نمی کردید (حتی اگر واقعاً هرگز به خاطر آن آماده نیستید).

مایل به جلوگیری از ناراحتی غیر معمول نیست و می تواند شما را گیر بیندازد. یادگیری نحوه تعامل متفاوت با موقعیت های ناراحت کننده مهم است. شما می خواهید مهارت هایی را برای پذیرش احساساتی که هنگام زندگی در خارج از منطقه راحتی خود به وجود می آورید ، بپذیرید. به جای اینکه احساسات خود را به آنچه انجام می دهید ، بر آنچه می خواهید یا باید انجام دهید ، صرف نظر از آنچه اتفاق می افتد در درون شما متمرکز شوید.

به عنوان مثال ، شاید شما واقعاً در ویرانه های باستانی قرار داشته باشید و می خواهید قبل از مرگ پمپئی را ببینید. شما نمی خواهید این فرصت را انکار کنید زیرا از احتمال اسهال مسافر ، آب و هوای بد ، تأخیر در هواپیما ، گرفتن وانت یا حیوانات خانگی شما بیش از حد دلخواه شما نیست. و همچنین نمی خواهید بروید و سپس تمام وقت را در مورد این چیزها نگران کنید. راه حل: مجموعه ای از مهارت ها را بسازید که به شما امکان می دهد بدون توجه به احساس خود ، به Pompeii بروید. این همان چیزی است که قرار گرفتن در معرض درمان به ما کمک می کند تا انجام دهیم: رفتارهای خود و نحوه تعامل با افکار و احساسات خود را تغییر دهید.

از آنجا که ما نمی توانیم از ناراحتی فرار کنیم ، بیایید یاد بگیریم که چگونه با آن روبرو شویم به گونه ای که احساس می شود و توانمند است. من معتقدم که درمان یا مداخله درمانی هرگز باید احساس اجبار یا بیش از حد شود. در پایان ، باید احساس بدتر کند. به همین منظور ، من معتقدم که قرار گرفتن در معرض ، چه در درمان و چه در زندگی روزمره شما ، نیاز به:

  • خدمت به یک هدف اگر این عملکرد یا کیفیت زندگی شما را بهبود نمی بخشد ، چرا این کار را می کنید؟
  • برای زندگی خود حس کنید. هنگامی که من در ابتدا به دلیل ترس از پرواز به درمان رفتم ، به من دستور داده شد که هنگام سوار شدن در یک هواپیما در آنجا بنشینم. من مجاز به خواندن ، گوش دادن به موسیقی یا تماشای فیلم نبودم زیرا این موارد حواس پرتی محسوب می شدند. هدف این بود که به معنای واقعی کلمه بنشینیم (خیره به صندلی جلوی من) و احساسات را حس کنم تا اینکه از آنها خسته شدم و آنها گذشتم. به جای تمرکز روی ترسهای من (آنچه در درون سر من اتفاق می افتد) ، منطقی تر می شد تا در حالی که من مضطرب بودم ، تمرکز خود را بر انجام فعالیت های منظم در پرواز انجام دهم (اینگونه است که من در نهایت بهتر شدم).

    اگر می خواهید تجربه بیشتری در تنظیمات اجتماعی داشته باشید ، اگر گزینه ای برای رفتن به صورت حضوری دارید ، می توانید یک دوره را بصورت آنلاین انجام دهید. شما می خواهید هنگام رفتن به کلاس ، احساسات خود را با خود جلب کنید.

  • هم رفتارهای خود و هم چیزهای موجود در ذهن خود را هدف قرار دهید. این فقط مربوط به تغییر رفتار شما نیست. شما همچنین باید نحوه تعامل با افکار ، احساسات و احساسات خود را تغییر دهید. اگر این کار را نکنید ، ممکن است در نهایت به عنوان یک آگهی سفید پوستی باشید-بله ، پرواز خواهید کرد ، اما هر دقیقه از آن متنفر خواهید بود.
  • انعطاف پذیر باشید این که آیا ما آن را “انجام قرار گرفتن در معرض” می نامیم ، بیرون آمدن از منطقه راحتی شما ، زندگی شجاعانه یا چیز دیگری ، این نوع کار می تواند خسته کننده باشد. بعضی اوقات شما نیاز به فشار دارید ، و گاهی اوقات عقب کشیدن درست است. نکته اصلی این نیست که هر روز یک روز بهبودی را رقم بزنید.

جنبه دیگر انعطاف پذیری ، لرزیدن کارها از نظر زمانی که کارها را انجام می دهید (آخر هفته در مقابل روزهای هفته) ، که آنها را با آنها (انفرادی یا همراه) انجام می دهید ، یا اینکه آیا آنها را به طور خودجوش در مقابل برنامه ریزی انجام می دهید. من واقعاً در طول روز در یک صندلی پنجره در جلوی هواپیما پرواز کردم. با این حال ، هنگامی که من مجبور شدم شب در یک صندلی میانی در پشت هواپیما بنشینم – حتی اگر پرواز فقط 40 دقیقه طول بکشد – من خراب بودم. من هنوز هم نیاز داشتم که یاد بگیرم که چگونه در موقعیت های مختلف احساس راحتی کنم.

بنابراین ، اگر شما یکی هستید ، به عنوان مثال ، که همیشه داوطلب می شود ، کالاهای خانگی پخته شده را تهیه می کند و به هر کسی که نیازمند است گوش می دهید ، در نظر بگیرید که اکنون و پس از آن بگویید. یا فقط 85 ٪ بدهید. ممکن است شما از اینکه چقدر ناراحت کننده یا حتی غیرمسئولانه است ، احساس انجام این کار را شگفت زده کنید (یا نه). اما این یک فرصت عالی برای احساس احساسات است و همزمان مدتی را برای خودتان صرف کنید. هر دو بسیار مفید خواهند بود!

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان