اعتماد به نفس در بدن آغاز می شود.
ما اغلب اعتماد به نفس را به عنوان چیزی که با ذهن خود ایجاد می کنیم فکر می کنیم – نگرش ، یک ذهنیت ، یک اعتقاد. اما اعتماد به نفس فرمان نیست که ما از بالا به پایین صادر می کنیم. این یک تجربه فیزیولوژیکی است که از وضعیت بدن ما بیرون می آید. چقدر ایمن ، ناامن یا غرق احساس ما احساس می کنیم.
وقتی بدن احساس امنیت ، ارتباط و تنظیم می کند ، ما به طور طبیعی اعتماد را تجربه می کنیم. ما به توانایی های خود اعتماد داریم. ما به زمان خود اعتماد داریم. ما به جای خود اعتماد داریم. این اعتماد از تأییدات انتزاعی ساخته نشده است – از تجربیات تجسم یافته ارتباط: به خودمان ، کاردستی ، ذات ما و برای اطرافیان ساخته شده است.
اعتماد به نفس و اعتقاد ، محصول جانبی از حس ایمنی عمیق تر است. و ایمنی ، در تنظیمات عملکرد ، فقط مربوط به راحتی نیست. این در مورد دسترسی به طیف گسترده ای از مهارت ها ، حرکات ، سازگاری و بیان است. این در مورد دانستن چگونگی بازگشت به بدن هنگام استرس ، عدم اطمینان یا چالش ما را از آن خارج می کند.
وقتی اعتماد به نفس فرو می رود
بنابراین چه اتفاقی می افتد که اعتماد به نفس از بین می رود؟ وقتی اعتقاد ناپدید می شود؟ به نظر می رسد وقتی اعتماد به توانایی های خودمان از بین می رود ، از بین می رود؟ ما با شجاعت با شجاعت مبارزه نمی کنیم. ما به عنوان اطلاعات به آن گوش می دهیم. ما سیگنال را نه به عنوان ضعف ، بلکه به عنوان یک دعوت می خوانیم – برای تنظیم مجدد با فیزیولوژی و ارتباط مجدد با آنچه بدن ما از آن استقبال می کند.
و گاهی اوقات ، این به معنای اعتماد به نفس برای احساس عدم اعتماد به نفس ما است. از آنجا که ما می دانیم که تغییر فیزیولوژیکی که از اعتقاد به خودمان و اعتماد به بدن ما ظهور می کند ، فقط یک تغییر لحظه ای است. این اعتماد به نفس می تواند بازگردد – به همان سرعت که ممکن است تبخیر شود.
اینجاست که نوع دیگری از گفتگوی خود مفید می شود:
- “اگر بتوانم در بدنم احساس امنیت بیشتری کنم ، اعتماد به نفس برمی گردد.”
- “شک من یک پیام است – نه یک واقعیت یا یک نقص. این درخواست اطمینان بیشتری دارد.”
- “وقتی دوباره به آنچه بدن من از آن استقبال می کند ، وصل می شوم ، به یاد می آورم که چه کسی هستم.”
این تغییر – از خواستار عملکرد برای تنظیم مجدد با فیزیولوژی و ارتباط مجدد با آنچه بدن ما از آن استقبال می کند – این چیزی است که به اعتقاد بازگشت اعتقاد دارد. این همان چیزی است که اعتماد را دوباره ایجاد می کند. و اینگونه است که ما شرایط فیزیولوژیکی را ایجاد می کنیم که باعث می شود اعتماد به نفس تجربه شود ، به یاد بیاید و بیان شود.
پیاده روی به حوله: تنظیم مجدد در زمان واقعی
بعضی اوقات ، این اتصال مجدد با چیزی به سادگی پیاده روی به حوله آغاز می شود. در تنیس ، بین هر نقطه ، یک بازیکن 25 ثانیه قبل از آماده شدن برای شروع کار بعدی است. در این مدت ، بسیاری از بازیکنان به سمت حوله قدم می زنند. در هر گوشه عقب دادگاه قرار دارد – نه فقط برای عرق ، بلکه برای چیزی عمیق تر. مربیان به بازیکنان خود می گویند ، “آهسته. به حوله بروید.” آنها به طور شهودی می فهمند که این پیاده روی چه می تواند ارائه دهد. نه فقط یک شکست در عمل بلکه یک شکست در فشار. دریچه رهاسازی لحظه ای برای گروه بندی مجدد. اما پیاده روی بیش از یک پیاده روی است.
آن لحظه کوتاه – از سر و صدا ، چشم ها ، پچ پچ داخلی – می تواند به آیینی از تنظیم مجدد تبدیل شود. زمانی برای نفس کشیدن ، نرم کردن نگاه خود ، احساس پاهای خود در زیر خود ، به ریتم بازگردید. نه فقط یک استراحت در عمل بلکه فرصتی برای بازگشت به بدن شما است. نشانه ایمنی. یک لحظه میکرو که به یاد سیستم های بقاء شما یادآوری می کند: شما اینجا هستید ، قادر هستید و تنها نیستید.
چگونه راه می رویم
پیاده روی فقط پیاده روی نیست. این یک منبع تنظیم کننده است.
هنگامی که یک بازیکن شروع به احساس غرق شدن و یا خارج از کنترل می کند ، پیاده روی به حوله فرصتی می شود تا توجه را تغییر مسیر دهد – هرچند که به طور خلاصه ، از نشانه های چالش ، شدت و عدم اطمینان که خود دادگاه نشان می دهد ، فاصله بگیرید. فقط دور شدن از خطوط ، از شبکه ، از طرف حریف می تواند تنظیم مجدد فیزیولوژیکی و روانی را ارائه دهد. اما نحوه راه رفتن ما مهم است.
ما می توانیم با یک وضعیت باز – تمام ، زمینی و با اعتماد به نفس قدم بزنیم. ما می توانیم سرعت و ریتم را تنظیم کنیم ، نوسان بازوها ، تماس پاهای خود را با دادگاه ، حرکت نفس و دیافراگم احساس کنیم. ما می توانیم از پیاده روی استفاده کنیم تا بتوانیم احساس کند بدن ما: تنش در شانه ها ، سفتی در شکم ، مجموعه فک ، نرمی یا کرنش در چشم.
ما می توانیم نگاه خود را بلند کنیم – به دنبال بالا و بیرون نگاه کنیم ، نه به پایین و داخل. ما می توانیم با کنجکاوی و دلسوزی بدن خود را در جایی که هست ملاقات کنیم.
ما می توانیم تنفس خود را راهنمایی کنیم. در صورت نیاز به حل و فصل ، بازدم های طولانی تر. در صورت نیاز به بسیج ، استنشاق های عمیق و عمیق است. ما می توانیم صدایی را بیرون بیاوریم. ابراز احساسات هر آنچه را که احساس می کنیم احساس کنید.
ما همچنین می توانیم متصل شویم. نگاهی به یک متحد قابل اعتماد در غرفه ها – یک مربی ، هم تیمی یا عضو خانواده. تماس چشمی گره لبخند احساس پشتیبانی احساس. یادآوری: من تنها نیستم.
بازگشت به ریتم – هر کجا که هستید
پیاده روی فقط پیاده روی نیست. این یک روال قابل اعتماد است ، منبعی برای ملاقات با خودمان در جایی که هستیم. با اعتماد به نفس یا متزلزل. آرام یا ناآرام به راحتی در کنترل یا حلق آویز توسط یک نخ. این فرصتی است که در گرمای لحظه ای در کنار خود قرار بگیریم. فضایی برای بازیابی ، اشتعال ، تنظیم مجدد ، و به یاد آوردن شادی و معنایی که ما را در وهله اول به اینجا آورده است.
برای تنیس بازیکنان ، این ممکن است پیاده روی تحت اللفظی حوله باشد. اما درس عمیق تر در تنظیمات عملکرد اعمال می شود. این که آیا شما در حال ارائه اصلی هستید ، آماده می شوید تا در یک جلسه پرخاشگر پاسخ دهید ، یا قبل از قدم گذاشتن در یک گفتگوی دشوار ، مکث کنید-این لحظه ها می توانند به آیین های شخصی ارتباط مجدد تبدیل شوند. آنها روشهایی هستند که ما در حرکت تنظیم می کنیم ، با فیزیولوژی خود هماهنگ می شویم و تحت فشار به خود باز می گردیم.
این ممکن است به یک پنجره بین جلسات ، پیدا کردن لحظه ای سکون در پشت پرده قبل از اجرای ، یا به سادگی بستن چشمان و قرار دادن دستی روی سینه خود قبل از صحبت کردن. اینها آیین های زمان واقعی برای بازگشت به ریتم است. آنها به ما کمک می کنند تا به بدن خود برگردیم ، آنچه را که از آن استقبال می کند ، پیدا کنیم و فقط به اندازه کافی ایمنی برای دسترسی به آنچه انجام داده ایم ایجاد کنیم.
پیاده روی به حوله ما را با فیزیولوژی ما مجدداً تنظیم می کند و ما را با آنچه بدن ما از آن به عنوان ایمن ، اطمینان بخش و قابل اعتماد استقبال می کند ، دوباره به هم وصل می کند.