12:55 - 2025/02/09

فقط با اعتماد به دیگران می توانید اندازه واقعی آنها را بدست آورید

[ad_1] اعتماد یکی از ارزشمندترین ارزها در روابط است ، اما همچنین یکی از شکننده ترین است. این شامل آسیب پذیری خود بر اساس انتظار از متقابل و حسن نیت از شخص دیگر است. وقتی به شخص دیگری اعتماد می کنیم ، به آنها اعتماد می کنیم تا در حالی که ا...

فقط با اعتماد به دیگران می توانید اندازه واقعی آنها را بدست آورید

[ad_1]

اعتماد یکی از ارزشمندترین ارزها در روابط است ، اما همچنین یکی از شکننده ترین است. این شامل آسیب پذیری خود بر اساس انتظار از متقابل و حسن نیت از شخص دیگر است.

وقتی به شخص دیگری اعتماد می کنیم ، به آنها اعتماد می کنیم تا در حالی که اعتماد به نفس و اسرار خود را تقسیم نمی کنیم ، آسایش و مشاوره ای به ما ارائه دهند. وقتی به شخص دیگری اجازه می دهیم اطلاعات حساس یا امور پولی خود را اداره کند ، به آنها اعتماد می کنیم تا در حالی که مرتکب کلاهبرداری علیه ما نمی شوند ، تصمیمات بهتری بگیرند.

به طور سنتی ، اعتماد به نظر می رسد که دارای یک روند صعودی و نزولی موازی است. روند صعودی این است که اگر به شخص دیگری اعتماد کنیم می توانیم از او کمک بگیریم. نکته منفی این است که ما خودمان را در موقعیتی قرار می دهیم که به طور بالقوه صدمه دیده است.

با این حال ، در این پست ، من می خواهم فراتر از این تحلیل هزینه و سود اصلی باشم و یک اعتماد نادیده گرفته اما مهم اعتماد را توضیح دهم. مزیت اصلی اعتماد به دیگران این است که این فرصتی به ما می دهد تا اندازه گیری واقعی شخص دیگر را بیاموزیم. اگر به شخص دیگری اعتماد کنیم ، در نهایت یاد خواهیم گرفت که آیا ما درست یا اشتباه انجام داده ایم زیرا به آن شخص فرصتی می دهیم که قابل اعتماد باشد.

اما اگر اعتماد نداریم ، هرگز نمی آموزیم که آیا بی اعتمادی ما توجیه شده است زیرا ما به آن شخص فرصتی نمی دهیم که اعتماد به نفس یا عدم وجود آن را به نمایش بگذارد.

این عدم تقارن پیامدهای عمیقی دارد.

ارزش یادگیری نامتقارن اعتماد

از نظر تصمیم نظری ، اعتماد نوعی ریسک پذیری است. با این حال ، بر خلاف بسیاری از خطرات دیگر ، اعتماد در ارزش اطلاعاتی خود نامتقارن است. اگر تصمیم بگیریم به کسی اعتماد کنیم ، دو نتیجه احتمالی پدیدار می شود: اعتماد ما پاداش می گیرد و اعتبار آن را تأیید می کند. یا خیانت می شود و نشان دهنده خطایی در قضاوت است. در هر صورت ، ما چیز ارزشمندی را در مورد شخص دیگر می آموزیم.

علاوه بر این ، ما در مورد خودمان و توانایی خود (یا عدم وجود آن) برای شناسایی افراد قابل اعتماد چیزی می آموزیم.

در مقابل ، اگر اعتماد نداریم ، امکان یادگیری عدم توجیه عدم اعتماد ما را پیش می گیریم. ما یک فرصت یادگیری در مورد شخص دیگر و خودمان را از دست می دهیم.

علاوه بر این ، وقتی بی اعتماد هستیم ، خطر ایجاد رفتاری بسیار غیرقابل اعتماد را که از آن می ترسیم ، خطر می کنیم. این نمونه ای از پیشگویی خود تحقق بخش است. به عنوان مثال ، رهبرانی که از اعتماد به نفس به کارمندان خود امتناع می ورزند ، ممکن است کارگرانی از کار افتاده را ایجاد کنند که از ابتکار عمل ناکام باشند. مشاهده کارمندان بی پروا به نوبه خود اعتقاد رهبر را تقویت می کند که تیم آنها غیرقابل اعتماد است. در واقع ، هنگامی که ما به کارمندان و همکاران خود اعتماد نداریم ، ما تمایل داریم اطلاعاتی را جستجو کنیم که “ثابت می کند” که آنها غیرقابل اعتماد هستند و اطلاعات مبهم را به روشی بدبینانه تفسیر می کنند. با این حال ، این لزوماً به معنای این نیست که کارمندان ذاتاً غیرقابل اعتماد بودند – فقط عواقب عدم اعتماد را نشان می دهد.

هزینه های پنهان بی اعتمادی

یک مطالعه جدید نشان دهنده پیامدهای از دست دادن فرصت های یادگیری به دلیل عدم اعتماد است. در این مطالعه از شرکت کنندگان خواسته شد تا با مبلغ کمی به غریبه ها اعتماد کنند ، با این امید که غریبه ها به جای اینکه همه آن را برای خودشان بگیرند ، به پول خود برگردند.

این مطالعه نشان داد که شرکت کنندگان که به دیگران اعتماد داشتند ، یاد گرفتند که آیا دیگران قابل اعتماد هستند یا خیر ، و متعاقباً تصمیمات اعتماد خود را نزدیک به سطح عمومی اعتماد به نفس در آن جمعیت کالیبره کردند. در مقابل ، کسانی که بی اعتماد بودند هرگز نتوانستند این بازخورد را بدست آورند ، و بنابراین نرخ اعتماد آنها را کالیبره نکردند. به طور کلی ، شرکت کنندگان که در آن مطالعه به دیگران بی اعتماد بودند ، به احتمال زیاد اعتماد به نفس دیگران را دست کم می گرفتند ، بخشی از آن به دلیل عدم بازخورد در مورد اینکه آیا عدم اعتماد به نفس آنها توجیه شده است.

هزینه های مخفی دیگری برای بی اعتمادی وجود داردبشر سازمان هایی که نتوانند اعتماد به نفس را در بین کارکنان ایجاد کنند ، میزان گردش مالی بالاتر ، درگیری پایین تر و عدم امنیت روانی را مشاهده می کنند که باعث خلاقیت و ریسک پذیری می شود. در چنین تنظیماتی ، مردم می توانند بیشتر از این که در موفقیت سازمان باشند ، از حمایت خود در برابر خیانت احتمالی استفاده کنند.

اعتماد باید قبل از کسب درآمد داده شود

هنگامی که فرصت های یادگیری را که اعتماد را فراهم می کند ، در نظر گرفتیم ، این تجزیه و تحلیل هزینه و سود را به نفع اعتماد به دیگران به جای اینکه به آنها اعتماد کند ، کج می کند. بنابراین ، اغلب بهتر است قبل از اعتماد به اعتماد ما به دیگران اعتماد کنیم ، این تا حدودی به این دلیل است که دیگران احتمالاً اعتماد ما را تلافی می کنند ، و تا حدودی به این دلیل که ما به سرعت یاد می گیریم که آیا درست یا نادرست هستیم. این تصمیم گیری سریعتر و هرس مفید محافل اجتماعی ما را تسهیل می کند.

لازم به ذکر است که این دکترین “اعتماد اول” به معنای ساده لوح بودن نیست. اگر افراد دیگر نتوانند از اعتماد شما احترام بگذارند ، به هر حال ، آن را پس بگیرید. با این حال ، غالباً درد یا کسری ناشی از آن که شخص دیگری ثابت کند غیرقابل اعتماد است از فرصت از دست رفته ای که ما جذب می کنیم وقتی اعتماد را به عنوان اولین حرکت خود افزایش نمی دهیم ، کوچکتر است.

اعتماد به نفس اول امکان نمایندگی را فراهم می کند

این عدم تقارن اعتماد همچنین حاکی از آن است که ما باید در نمایندگی بیشتری شرکت کنیم. وقتی از اعتماد به تیم خود دریغ می کنیم ، در نهایت وظایف و کار بیشتری را انجام می دهیم. این ما را کند می کند و ما را به سمت اشغال وقت خود به روش های زیر حد متوسط ​​سوق می دهد. همچنین محیطی از ریزگردها و ناکارآمدی ایجاد می کند و منجر به کاهش بهره وری از همه می شود.

در مقابل ، وقتی به دیگران اعتماد می کنیم ، نمایندگی را فعال می کنیم. این به همکاران و کارمندان ما اجازه می دهد تا توانایی های خود را نشان دهند. حتی اگر اشتباهاتی رخ دهد ، اعتماد اولیه ما به احتمال زیاد به همکاران ما انگیزه می دهد تا آنها را برطرف کنند ، زیرا اعتماد به دیگران احتمالاً باعث می شود که آنها به روشهای قابل اعتماد عمل کنند.

نمایندگی خوب کلید افزایش نمایی در بهره وری و تأثیر است ، اعتماد یک ماده ضروری در دستیابی به این امر است.

خلاصه

عدم تقارن اعتماد یک واقعیت اساسی تعامل انسان است. با انتخاب اعتماد ، ما خود را به احتمال تأیید و ناامیدی باز می کنیم. هر کدام اتفاق می افتد ، ما دانش کسب می کنیم. اگر از اعتماد خودداری کنیم ، نادان هستیم.

بنابراین ، ما باید فراتر از تجزیه و تحلیل اصلی هزینه و فایده اعتماد باشیم و فرصت های یادگیری را که با اعتماد به دیگران به دست می آوریم ، در نظر بگیریم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان