یک روز، یک هفته، یک ماه یا یک سال گذشته است و اندوهی که احساس میکنید ناهموار و خاردار است و بدون اجازه به راههای نامشخصی به سراغ شما میآید. ترن هوایی که برای بدن و ذهن آزاردهنده است، تجربه ای بی امان و آزاردهنده ایجاد می کند. اگرچه این تجربه برای میزبان آن قابل لمس است، اما اغلب هیچ کلمه ای ندارد. جایی برای بودن نیست و بر خلاف اکثر نقاط درد، نمی توان آن را دید. اثر غم و اندوه غیرخطی است. آن هود، نویسنده آسایش: سفری در میان غم و اندوه بهترین بیان می کند:
“غم و اندوه خطی نیست. مردم مدام به من می گفتند که اگر این اتفاق بیفتد یا بگذرد، همه چیز بهتر می شود. بعضی ها یک سال به من فرصت دادند تا غصه بخورم. غم را خطی مستقیم می دیدند که ابتدا و میانه و پایان دارد. اما خطی نیست. از هم گسیخته است.”
منبع: Artistiq / Unsplash
اندوه آرام نمی گیرد، یا استراحت نمی کند، یا به شما استراحت نمی دهد. درعوض، مانند طعنهای است که شما را آزار میدهد و استادانه شما را آزار میدهد، به شیوههایی که شاید هرگز تصورش را هم نمیکردید. از نظر موقعیتی حتی بیشتر دردناک است، به خصوص در مجالس تعطیلات، جایی که ممکن است فرد مورد علاقه تان شما را همراهی کرده باشد، در کنار شما بوده باشد، و به نوعی برخی از نقش های شما را به عنوان بخشی از شخصیت شما تعریف کرده است.
با گرسنگی راه می روی تا کسی که عزاداری می کنی کنارت باشد، سر سفره، در جمع، می خندی و می خوری و آواز می خوانی و آرزوی سال نو را می بینی. با این حال، شما در درون خود صندلی خاموشی را در قلب خود حمل می کنید که معشوق شما در آن زندگی می کرد. درد داره تنهاست احساس می شود پایان ناپذیر است. اینجاست که رابطه شما با کسی که از دست داده اید، اندوهی که در حال حاضر احساس می کنید و سفری که چگونه در درون شما زندگی خواهد کرد آغاز می شود.
در دنیایی که اغلب به عنوان بخشی از پارادایم تسکین غم وعده بسته شدن را می دهد – آن پایان های منظم و مرتب که همه چیز توضیح داده می شود و حل می شود – مواجهه با این واقعیت که برخی خداحافظی ها با بسته شدن مورد انتظار انجام نمی شود، می تواند دردسرساز باشد. خواه مرگ یکی از عزیزان باشد، یک رابطه شکسته، یا یک فقدان حل نشده، فقدان بسته شدن می تواند باعث ایجاد حس بی بند و باری عاطفی و سرگردانی شود. ایده بسته شدن، در عین سادگی که آرامش بخش است، یک افسانه است:
اخیراً یک خبرنگار جوان، اما کارکشته CNN، که با دیگران درباره یک فقدان غم انگیز صحبت می کرد، گفت که تعطیلی فقط یک کلمه رسانه ای ساختگی است. انتقاد او از این اصطلاح بیش از حد استفاده شده بسیار با طراوت بود.
وقتی در تجربه غم و اندوه از بازی پایانی مورد انتظار خارج میشود، در لحظات لطیف و سخت غم، بهویژه در تعطیلات، به نگه داشتن خود دسترسی پیدا میکنید.
5 ابزار
1. فضای مقدس در طوفان: تعطیلات ما را به رقصی با غیبت سوق می دهد. فضایی عمدی ایجاد کنید که در آن شما و غم و اندوهتان با شرایط خود ملاقات کنید – صندلی را که جای خالی را در خود جای می دهد، بلند کنید، یک شمع روشن کنید و روی سوسو زدن شعله تمرکز کنید تا دعوتی برای یک خاطره خوب باشد. این لحظات مقدسی است که نقاب ها می توانند از بین بروند و شما ظرفی برای اندوهی که احساس می کنید ساخته اید. این فقط یک تشریفات نیست. این یک طراحی رقص بقا است که به درد اجازه می دهد به جای اینکه سعی کنید از آن فرار کنید، همانطور که شما تصمیم می گیرید با آن باشید، نبض کند و تغییر کند.
منبع: Paolo Nicolello / Unsplash
2. قدرت No: بگذار مرزها پناهگاه تو شوند. “نه” ای که شما می گویید “بله” به سفر شماست، تشخیص این که غم برای نفس کشیدن به زمان و مکان خاص خود نیاز دارد. اصول اولیه مرزها با یک سوال داخلی شروع می شود: آیا می خواهم انجام دهم یا بروم یا پاسخ دهم؟ غم و اندوه شما مالکیت شما را بر حاکمیت خود می طلبد. اکنون زمان آن است که حق خود را برای عقب نشینی مطالبه کنید.
3. سکون به عنوان دارو: در هیاهوی شادی اجباری، سکوت برای برخی از شما می تواند به یکی از بهترین معلمان شما تبدیل شود. سکون برای همه یکسان نیست. در مورد سکون خود کنجکاو باشید، زمانی که جهان از چرخش باز می ایستد. میتوان آن را در طلوع یا غروب خورشید، در فاصله بین نفسها، یا فقط کشیدن یک نفس طولانی تا عدد 8 و رها کردن آن به آرامی و عمدی پیدا کرد.
منبع: Mihman Duganli / Unsplash
4. وب اتصال: غم و اندوه می تواند منزوی کننده بزرگی باشد، زیرا چیزی که شما احساس می کنید هیچ کس دقیقاً به همان شکل تجربه نمی کند. این یک زمان تنهایی است که با از دست دادن رقص را می شناسید. اما، این یک مشارکت است. و حلقهای از شاهدان وجود دارد – کسانی که مسیرهای مشابهی را طی کردهاند و زبان غیبت را میفهمند. از تیپ شخصیتی خود آگاه باشید زیرا دیگرانی را پیدا می کنید که می توانند فضایی برای داستان، خشم و پشیمانی شما داشته باشند. آیا شما فردی برونگرا، دو گرا یا درونگرا هستید؟
5. رقص با شادی: پارادوکس غم: شادی و غم شریک رقص هستند، نه دشمن. وقتی خنده اشک های شما را می شکند، وقتی یک سنت گرامی قلب شما را گرم می کند – اینها خیانت به از دست دادن شما نیستند. خاطرات و پاسخ شما به آنها گواه آنچه وجود داشته است. غم و اندوه در ابتدا روح را از بین می برد و با گذشت زمان، انتخاب هایی که می کنید، نحوه مشارکت شما با چیزهایی که از دست داده اید و پتانسیل استفاده از آن برای رشد را تغییر می دهد.
این پنج ابزار متوالی نیستند. به آنها به عنوان راهی برای جمع آوری پاسخ های منحصر به فرد خود به رقص غم و اندوه خود فکر کنید. روزهایی خواهند بود که به قدرت “نه” بیشتر از سکون نیاز خواهید داشت. روزهای دیگر، ایجاد فضایی مقدس برای غم و اندوه شما به طور طبیعی برای شما اتفاق می افتد. ممکن است لحظاتی از شادی غیرمنتظره وجود داشته باشد. کار غم و اندوه به اندازه اثر انگشت شما فردی است. هیچ کس آن را آنطور که شما احساس می کنید احساس نمی کند. این نیاز به انعطاف پذیری دارد تا در کنار آن بمانید تا اینکه آن را پایین بیاورید و در عین حال به صدای درون اجازه دهید تا خرد درونی شما را فرا بخواند تا بین آنچه شما نیاز دارید و آنچه دیگران از شما می خواهند تمایز قائل شوید. این در مورد تنظیم محدودیت است.
اجازه دهید تمام احساسات شما در درون شما خانه ای داشته باشند – اشک ها، خنده ها، خشم و به یاد آوردن.
هرگز اینقدر مودب نباش، قدرتت را فراموش می کنی
هرگز از چنین قدرتی استفاده نکنید، شما مودب بودن را فراموش می کنید
– «مارجوری» اثر تیلور سویفت
به رقص اعتماد کن به خودت اعتماد کن و مهمتر از همه، اعتماد داشته باشید که هیچ راه “درستی” برای حرکت با اندوه وجود ندارد – فقط راه شما.