به این فکر کنید که چقدر خودآگاه به عنوان یک نوجوان بودید. یادم است که به چهره دلپذیر ، موهای سرخ شده و بدن به سرعت در حال تغییر بود ، احساس می کردم که هرگز مطابق با استانداردهای زیبایی روز مطابقت ندارم. من به گروه های دوستانه نگاه کردم و از این که چه چیزی لازم است در یکی از آنها پذیرفته شود ، نگاه کردم. من فکر کردم که من به اندازه کافی خنده دار نیستم ، یا به اندازه کافی زیبا ، یا از مکان مناسب برای قرار گرفتن در آن.
چرا ما همه اینگونه احساس می کنید؟ علم مغز پاسخ های جدیدی به ما می دهد – و علی رغم آنچه امروز بسیاری از والدین و متخصصان از آن می ترسند ، این رسانه های اجتماعی نیستند.
قسمت ابتدایی مغز ما
علم این است: ما دو شبکه فکری داریم. اولین ، شبکه اجرایی مرکزی (CEN) ، مسئولیت افکار ما را انتخاب می کند. وقتی توجه خود را به چیزی معطوف می کنیم ، از این شبکه استفاده می کنیم.
شبکه دوم فکر ، شبکه حالت پیش فرض (DMN) ، در مغز عمیق تر تعبیه شده و بنابراین ابتدایی تر است. با این حال ، اغلب ، افکار آن مواردی است که ما به آنها گوش می دهیم. این دائماً به ما دامن می زند تا کارهای بیشتری انجام دهیم و به ما می گوید که ما به اندازه کافی خوب نیستیم.
DMN در تلاش نیست تا ما را آزار دهد. این در تلاش است تا ما را در قبیله نگه دارد و بنابراین از خطر در امان است. اما در این روند ، اغلب ما را مورد ضرب و شتم قرار می دهد. چرا من آن چیز احمقانه را در مهمانی گفتم؟ آیا این لباس زشت است؟ آیا آنها به من قضاوت می کنند؟
یک چیز مهم از ادبیات تحقیق این است که این صدا مانند عمیق ترین و واقعی ترین خود شما نیستید. این یک سیستم مبتنی بر بقا است که سعی در زنده نگه داشتن شما دارد ، حتی اگر نرم افزار آن از روزهای غارنشین به روز نشده باشد.
شبکه حالت پیش فرض و مغز نوجوان
چگونگی رشد شبکه های فکری از کودکی تا بزرگسالی ، توضیح می دهد که چرا سالهای نوجوان چنین زمان حساس است. در دوران کودکی ، این دو شبکه فکر هنوز با هم سیمی نشده اند. کودکان خودآگاه نیستند و نگران این نیستند که مردم از آنها قضاوت کنند ، زیرا DMN در حال اجرا نیست.
حالت پیش فرض در دوران کودکی میانه شروع می شود و در بزرگسالی به بلوغ کامل می رسد. شبکه اجرایی مرکزی بعداً آنلاین می شود و تا اواخر دهه 20 تا اوایل دهه 30 به بلوغ کامل نمی رسد.
در دوران نوجوانی ، ما به دستور این شبکه حالت پیش فرض هستیم ، بدون پشتیبانی کامل از CEN برای خاموش کردن آن. برای نوجوانان بازتابی ، این یک شوک کل سیستم است. آنها به این موضوع نگاه می کنند که چقدر با اعتماد به نفس ، پرشور و خود اطمینان دارند و به عنوان کودک بودند و تعجب می کنند که چه اتفاقی افتاده است. اغلب ، آنها معتقدند آنها مسائل مربوط به عزت نفس یا سلامت روان را توسعه داد. آنها نمی دانند DMN چیست ، آنها به خاطر افکار مهم و قضاوت خود اعتبار می گیرند و معتقدند که مشکلی در آنها وجود دارد.
عبور از این تغییر رشد در سالهای دبیرستان طوفانی کامل است. محیط دبیرستان “قبیله” بی پایان تولید می کند که DMN های نوجوانان ما احساس می کنند که برای زنده ماندن باید در آن قرار بگیرند. این که آیا در یک تیم ورزشی پذیرفته می شود ، به ریاضی پیشرفته ، یک گروه دوست یا لیست دعوت به یک جشن تولد ، آنها دائماً با رد بالقوه ارائه می شوند.
اگر تعداد زیادی از افراد دبیرستان نوع خاصی از لباس را پوشیده یا درگیر یک رفتار خاص هستند ، برای نوجوانان احساس می کند که کل جهان است. و اگر آنها در این هنجارها قرار نگیرند ، DMN به آنها می گوید که آنها اساساً ناقص هستند و متعلق نیستند. اگر فکر می کنید این امر شدید است ، آمار ترسناک 2023 در مورد ایده خودکشی در نوجوانان را در نظر بگیرید: 27 درصد از دختران و 41 درصد از جوانان LGBTQ+ گزارش می دهند که به طور جدی قتل خود را در نظر گرفته اند.
Taming شبکه حالت پیش فرض زمان می برد
هرچه پیرتر می شویم ، به صدای DMN عادت می کنیم. ما همچنین به تجربه گذشته متکی هستیم تا به ما بگوییم خوب خواهیم بود. ما از اولین شکست عاشقانه خود جان سالم به در بردیم و زندگی ادامه یافت. شکست عاشقانه بعدی به سختی ضربه نمی زند. ما از اولین کار خود اخراج شدیم ، سپس کار جدیدی را پیدا کردیم که دوست داشتیم. ما می آموزیم که می توانیم از اوقات سخت زنده بمانیم.
با افزایش سن ، ما همچنین در مورد نحوه زندگی بسیاری از داده های داده بیشتری دریافت می کنیم. ما به جهان می رویم و “قبیله” خود را پیدا می کنیم که DMN را تسکین می دهد. در سالهای نوجوانی ، همه آنقدر تازه و جدید است که طرد ، اظهار نظرهای مضر ، عملکرد ضعیف و سکسکه های اجتماعی بسیار عمیق تر به آن آسیب می رساند.
چرا سلامت روانی نوجوانان در یک دهه گذشته کاهش یافته است؟ تأثیرات بسیار است. رسانه های اجتماعی همانند ظهور خطر واقعی و درک شده در جهان ، یک عامل مهم است ، با این که نوجوانان با استناد به تغییرات آب و هوا ، چشم انداز ژئوپلیتیکی ، تیراندازی در مدرسه و همه گیر به عنوان عوامل استرس زا است. تروما نقش بزرگی ایفا می کند.
عامل دیگر این است که با آگاهی بیشتر توجه بیشتری می شود و ننگ را کاهش می دهد. نوجوانانی که در مورد افسردگی ، اضطراب ، ایده خودکشی ، تروما و غیره می آموزند ، با دقت بیشتری قادر به شناسایی چنین تجربیاتی در خود هستند و احساس راحتی می کنند که آنها را در نظرسنجی ها یا به دنبال کمک در مواقع نیاز گزارش دهند.
مهم نیست که چه دوره ای ، بزرگسالی همیشه یک زمان نامطلوب برای سلامت روان بوده است و یک راننده اصلی این است که نوجوانان به DMN های کاملاً جدید خود گوش می دهند ، که به آنها می گویند که آنها به اندازه کافی خوب نیستند و خیلی متفاوت هستند تا در این دنیا بسازند. هرچه بیشتر به نوجوانان آموزش می دهیم که این صدا از کجا به وجود می آید – این یک شبکه فکری ابتدایی و اتوماتیک است که سعی می کند ما را با کنار گذاشتن ما محافظت کند – قدرت بیشتری را به آنها می دهیم تا با این پیام ها مبارزه کنند.
ما می توانیم به نوجوانان اطمینان دهیم که آنچه آنها تجربه می کنند طبیعی است. آنها ضعیف نیستند ، یا متفاوت ، یا بد هستند – آنها بخشی منظم (کاملاً ناخوشایند) از رشد مغز را تجربه می کنند که اراده به موقع راحت تر شوید. مجهز کردن آنها به دانش DMN – نحوه رفتار ، آنچه به نظر می رسد ، چگونه می توان آن را خاموش کرد – می تواند مسیر سلامت روانی خود را برای زندگی تغییر دهد.