روان انسان چیست و رابطه آن با علم روانشناسی چیست؟ آیا روان انسان یک ساختار علمی است؟ آیا می توان آن را به مغز کاهش داد؟
اوتوک ، تئوری یکپارچه دانش1،2، یک سیستم درک است که روش های جدیدی برای نزدیک شدن به این سؤالات ارائه می دهد. برای دیدن پاسخ های ارائه شده ، ابتدا باید شرایط خود را تعریف کنیم.
علم ، در واژگان اوتوک ، به آن اشاره دارد علم طبیعی تجربی مدرنبشر این امر می تواند با شروع گالیله و پیروی از کار و دستاوردهای وی در نیوتن و ماکسول و سپس انیشتین و ظهور فیزیک مدرن در قرن بیستم به طور مؤثر قاب بندی شود. علوم طبیعی تجربی مدرن از زمینه های انرژی کوانتومی که توسط فیزیک به اتم ها و مولکولهای ردیابی شده توسط شیمی و سپس سلول ها و ارگانیسم های مورد مطالعه توسط زیست شناسان کشیده شده اند ، کشیده شده است.
روانشناسی علمی مدرن نهادی است که در وسط 19 ظاهر شددومین قرن این شخصیت خود را از بنیانگذاران خود (به عنوان مثال ، هلمولتز ، ووندت ، جیمز و واتسون) بدست می آورد ، که سعی داشتند موضوع خود را در رابطه با روش ها و دانش علوم طبیعی تنظیم کنند.
اوتوک این واقعیت را برجسته می کند که این پروژه هرگز در سطح مفهومی موفق نیست. روانشناسی فقط به دلیل اتخاذ روشهای علم به یک علم تبدیل می شود ، اما هرگز به طور قانع کننده ای به سیستم دانش علم وابسته نیست. تاریخ علوم روانشناختی نشان می دهد که هیچ وقت تصور توافق نامه ای از علم روانشناختی وجود نداشت که بتواند به طور مؤثر با روش ها و دانش علوم طبیعی هماهنگ باشد. اوتوک این شکست را مشکل روانشناسی می نامد.
یکی از جذاب ترین ویژگی های اوتوک این است که به طور مؤثر مشکل روانشناسی را حل می کند. این امر از طریق چشم انداز جدیدی از واقعیت و دانش علمی ما از آن به نام درخت سیستم دانش حاصل می شود. سیستم TOK تکامل پیچیده سازی رفتاری در کیهان را از طریق چهار هواپیمای بزرگ وجود (ماده-هدف ؛ زندگی-ارگانیسم ؛ ذهن-حیوان ؛ فرهنگ) ترسیم می کند.
این مسئله مسئله موضوع روانشناسی علمی را با نشان دادن اینکه روانشناسی به طرز گیج کننده ای دو هواپیمای مختلف وجود را حل کرده است ، حل می کند و نتوانسته است روابط متقابل آنها را روشن کند. یکی هواپیمای ذهن-حیوان و دیگری هواپیمای فرهنگ-شخص بود. سیستم Tok به طور موثری طبیعت را در این نقاط مشترک حک می کند و نشان می دهد که روانشناسی علمی باید به روانشناسی اساسی تقسیم می شد تا هواپیمای ذهن-حیوان (هواپیمای قرمز روی نقشه) و روانشناسی انسان را ترسیم کند تا رفتار افراد انسان را بر روی فرهنگ ترسیم کند هواپیمای Person (هواپیمای آبی).
اما در مورد روان انسان چطور؟ در اوتوک ، روان انسان به موضوع خاص منحصر به فرد ، زندگی در زندگی خود و آگاهی از جهان از طریق دیدگاه پدیده و تجربیات تصادفی خود اشاره دارد. اوتوک صریح است که دانستن ذهنی دانش علمی نیست. در واقع ، علم طبیعی تجربی مدرن با فاکتورسازی دیدگاه مغرضانه ، کیفی و ذهنی بخش اعظم شخصیت تعیین کننده خود را بدست می آورد. این یک نکته مهم است زیرا این بدان معنی است که علوم طبیعی است نه و نمی تواند باشد در مورد روان منحصر به فرد و خاص انسانی که در دنیای واقعی زندگی می کند.
اوتوک علوم طبیعی ، روانشناسی و روان انسان را به روشهایی جمع می کند که می تواند سردرگمی را که در این زمینه قرار گرفته است ، پاک کند. علم در مورد نقشه برداری رفتارهای جهان بر اساس دیدگاه شخص ثالث است. این جهان را از طریق اشخاص ، زمینه ها و تغییراتی که توسط ناظران آموزش دیده قابل اندازه گیری و تجزیه و تحلیل است ، قاب می کند. ساختار منطقی دانش علمی طبیعی در مورد چارچوب های ساختمانی است که از تعمیم یافته ترین (یعنی فیزیک) به حوزه های فزاینده خاص پیچیده سازی رفتاری (یعنی به شیمی و سپس به زیست شناسی) منتقل می شوند.
سیستم توک Utok ما را قادر می سازد تا مسیر پیچیده سازی رفتاری را تکمیل کنیم. از سلولهای زنده ، می بینیم که حیواناتی که دارای مغز و اجسام فعال پیچیده هستند پدید آمده و ابعاد جدیدی از پیچیده سازی را نشان می دهند. این امر به این دلیل است که حیوانات آنچه را که مایکل لوین “فضای رفتاری 3 بعدی” می نامد ، حرکت می کند ، که مربوط به آنچه BF اسکینر رفتار حیوانات به عنوان یک کل نامیده می شود. اوتوک خاصیت مرتبط با این نوع رفتار را به عنوان ذهنیت مشخص می کند. این بدان معنی است که روانشناسی اساسی را می توان با پروژه تولید توضیحات و توضیحات مربوط به الگوهای رفتار ذهن در دنیای حیوانات به طور مؤثر تعریف کرد3بشر
منطق بینایی Tok به ما کمک می کند تا ببینیم که وقتی انسان شروع به برقراری ارتباط با استفاده از زبان گزاره می کند ، فضای جدیدی باز می شود. این فضای فرهنگ انسانی است که با زبان گزاره ای که در سیستم های توجیهی سازماندهی می شود ، واسطه می شود. فرایند جامعه پذیری به فرایندی اشاره دارد که توسط آن انسان با یادگیری فرآیندها ، پویایی ها و سیستم های توجیهی که آنها را قادر می سازد ظرفیت ها را برای توسعه باورها و ارزش های صریح فراهم کند ، دلایلی را برای اقدامات خود فراهم می کند ، نقش های خاصی را انجام می دهد ، هویت گروهی را توسعه می دهد. ، و دیگران را به خاطر اقدامات خود پاسخگو باشید.
توک نشان می دهد که چگونه می توانیم این الگوهای را از طریق لنزهای شخص ثالث مشاهده کنیم ، و دانش علمی اکنون می تواند با چگونگی نقشه برداری از لحاظ تئوری الگوهای پیچیده سازی رفتاری از اتم ها به موجودات به حیوانات به افرادی که در فرهنگ های انسانی کار می کنند ، سازماندهی شوند. اما روان خاص انسانی که در جهان زندگی می کند متفاوت است. این مبتنی بر دیدگاه داخلی یا ذاتی دانستن از دیدگاه خاص است. و در دنیای واقعی واقع شده است ، نه اینکه گزاره ای نظری که توسط مدلهای علمی ترسیم شده است.
در کتاب عالی او ، از روح به ذهن: ظهور روانشناسی از اراسموس داروین به ویلیام جیمز، ادوارد رید داستان روانشناسی را قبل از تصور مدرن می گوید. رید استدلال می کند که بیشتر طرفداران روانشناسی از سال 1750 تا 1850 تمایل به اتصال آن به علوم طبیعی ندارند. درعوض ، آنها این موضوع را “متافیزیکی” متفاوت یا متمایز از روشی که ما درباره دنیای طبیعی می دانستیم ، فکر می کردند. همانطور که عنوان کتاب رید نشان می دهد ، مرجع اصلی روانشناسی در این زمان “روح” بود. فقط بعداً دانشمندان ظهور کردند که اصرار داشتند که روانشناسی می تواند در روش ها و سیستم های دانش علوم طبیعی پایه گذاری شود. و این منجر به تغییر روح به ذهن و رفتار شد.
اوتوک به ما کمک می کند تا همه اینها را حس کنیم. از طریق Utok ، می توانیم ببینیم که مرجع روانشناسی از سال 1750 تا 1850 روانشناسی انسان بود ، موضوعی بی نظیر که در جهان زندگی می کند. تمرکز روانشناسی سپس در وسط 19 تغییر یافتدومین قرن محققان روش هایی را پیدا کردند که می توانند پدیده های منظم و قابل تکرار را شناسایی کنند که توسط ناظران آموزش دیده اندازه گیری و ردیابی می شوند. رفتارگرایی بیانگر این تغییر است و سپس به روانشناسی شناختی مدرن تکامل می یابد.
با Utok ، سردرگمی های گذشته هم قابل درک و سپس اصلاح می شود. اکنون می توانیم روانشناسی علمی را به درستی از روانشناسی اساسی تشکیل دهیم ، که موضوع آن رفتار ذهن و روانشناسی انسانی است ، که مربوط به الگوهای رفتاری انسان در زمینه های اجتماعی فرهنگی است.
سپس می توانیم این واقعیت را انجام دهیم که هر روان انسانی از یک نقطه برتری معرفتی منحصر به فرد عمل می کند ، که با همزمانی و دیدگاه ذهنی شکل می گیرد و در دنیای واقعی زندگی می کند. موضوع انسانی دارای یک سیستم دانش است که یکسان با علم نیست. در واقع ، علم به طور کلی نسبت به آن کور است. اما با Utok ، که سیستمی است که علوم طبیعی ، علوم اجتماعی و علوم انسانی را به هم می زند ، اکنون ما به طور مؤثر چشم انداز ذهنی را در رابطه با دانش علمی با دانستن در رابطه با دانش علمی قرار می دهیم و سرانجام کل را می بینیم.