منبع: Patrice Schoefolt / Pexels
هرازگاهی کتاب جدیدی از راه می رسد که واقعاً می تواند بازی را تغییر دهد. طرفدار طبیعت، طرفدار بوکسور سابق و تسهیل گر ونسا چاکور بدن های زمینی: در آغوش گرفتن طبیعت حیوانات یکی از آنهاست. در آن، او تشابهاتی را از مبارزات خود ترسیم می کند. به چالش کشیدن به دام افتادن باورهای محدود کننده ما؛ زمینه سازی آشفتگی مناظر شکسته؛ و با تأیید درد اولیه خود به تعلق داشتن.»
بدون تردید می گویم اگر بدن های زمینی ذهن و قلب شما را تغییر نمیدهد و شما را بیرون نمیکشد – برای اینکه خودتان را دوباره وحشی کنید و ذهنیت خودمحورتان را گسترش دهید و مثبت بمانید – اراده کمی. در اینجا چیزی است که ونسا درباره کتاب پرچین خود می گوید که مناظر درونی و بیرونی ما را از دریچه حیوانات وحشی بررسی می کند.
چرا نوشتی بدن های زمینی?
من این کتاب را برای تمام بدن حیوانات، از جمله بدن خودم، که هر روز تمام تلاش خود را برای ما انجام میدهند، و برای اقوام مورد علاقهای مانند خفاشها، کایوتها و گرگهایی که درک نشدهاند، نوشتم. من همیشه با زمین و سایر حیوانات پیوند عاطفی عمیقی داشته ام. مطرح شده بر روی کتاب هایی مانند وب شارلوت که حیوانات را موجوداتی با زندگی درونی و عاطفی غنی به تصویر میکشد، من عاشق همه گونهها شدم. من خوش شانس بودم که در ماساچوست غربی بزرگ شدم، جایی که هر لحظه را که می توانستم در جنگل سپری کردم و تصور می کردم، مانند سفید برفی، می توانم با حیوانات جنگلی صحبت کنم و با آنها دوست شوم.
اما همانطور که بزرگتر شدم، به طور فزاینده ای از روایت های مضری آگاه شدم که حیوانات دیگر را پست تر یا قابل مصرف نشان می دهد. این ناهماهنگی، همراه با پرخاشگری جامعه نسبت به حیوانات بیش از انسان و بدن حیوانات خودمان، به فعالیت من دامن زد، مرا در مسیر شفا و سرگردانی سوق داد، و به من انگیزه نوشتن داد. بدن های زمینی. وقتی فراموش می کنیم که طبیعت هستیم، همان خانه ای را که ما و همه حیوانات دیگر برای بقا و رشد به آن وابسته هستیم، ویران می کنیم. امیدوارم بتوانم دیگران را تشویق کنم تا روایتهای مضر را بازنویسی کنند و مباشر اکوسیستمهای محلی خود شوند، نه ارباب.
“جسم های زمینی” اثر ونسا چاکور
منبع: Penguin Life/استفاده شده با اجازه.
کتاب شما چگونه با پیشینه و زمینه های عمومی مورد علاقه شما مرتبط است؟
اشتیاق مادامالعمر من به طبیعت همیشه با علاقه من به روابط، چه انسانی و چه بیشتر از انسان، در هم تنیده بوده است. من ساعت های بی شماری را صرف کاوش در فضای باز، جستجوی علوفه برای خوراکی های وحشی و مطالعه گیاه شناسی کرده ام. وقتی با گیاهان و قارچهایی که در اطرافم رشد میکنند بیشتر آشنا شدم، شروع به دیدن خودم به عنوان حیوانی دیدم که از اکوسیستم او آگاه است. حجابی برداشته شد و شبکه پیچیده زندگی را که ما را به همه موجودات دیگر متصل میکند، آشکار کرد.
در مرکز حفاظت از گرگ، جایی که برای بیش از هشت سال کارگاهها و استراحتگاههایی ارائه دادم، درک خود را از همزیستی بین گونهها عمیقتر کردم. در حالی که مردم به دنبال گرگ ها آمدند، من کشف کردم که چگونه گیاهان می توانند به عنوان یک پل قابل دسترسی بین انسان ها و جهان طبیعی عمل کنند و مردم را ترغیب کنند که عاشق زمین زیر پای خود شوند.
همکاری با مرکز نجات جگوار در کاستاریکا درک من را از همزیستی بیشتر غنی کرد. شاهد نجات حیوانات، توانبخشی، و رهاسازی الهام گرفته از چارچوب اجسام زمینی: محفظه ها، توانبخشی، رهاسازی نرم و خانه سازی. این چهار مرحله نشان دهنده سفر چالش برانگیزی است که بسیاری از حیوانات برای بازگشت به زیستگاه های طبیعی خود انجام می دهند.
با کتاب جالب و مهم خود امیدوارید به چه کسانی دست پیدا کنید؟
امیدوارم به هر کسی که به دنبال ارتباط عمیق تر با زمین زنده و خویشاوندان وحشی ما است، برسم. من معتقدم افرادی که به دنبال بازگرداندن و احیای بدن خود هستند ممکن است این کتاب را به خصوص به دلیل عناصر خاطرات شخصی که من به اشتراک میگذارم، طنینانداز و قابل ربط پیدا کنند. من میخواهم همدلی را در خوانندگان بیدار کنم و به آنها الهام کنم که شگفتی وابستگی متقابل زیستمحیطی و خانواده گسترده و چند گونهای ما را درک کنند.
برخی از موضوعات مهمی که در نظر دارید چیست؟
من تجربیات جهانی انسان از آسیب پذیری، از دست دادن، و جستجوی تعلق را بررسی می کنم. با کاوش در زندگی 23 حیوان وحشی، از گرگ گرفته تا شیرهای دریایی، تشابهاتی با مبارزات خودمان ترسیم می کنم و به موضوعاتی مانند ترس از طعمه شدن، درد مناظر شکسته، تلاش برای یافتن خانه و میل می پردازم. برای جا افتادن
من همچنین ضرورت تکیه بر هوش غریزه روده، کشش مغناطیسی جاذبه، دستور بدن برای استراحت ترمیمی، و پیوندهای مقدس عشق را نشان میدهم. ما اغلب به دلیل ترس، نادانی، انزجار یا سوءتفاهم، خود را از همذات پنداری با حیوانات وحشی – مانند گرگ، روباه، خفاش، خرس و سایر خویشاوندان حیوانی جدا میکنیم، با این حال بدن انسان زمینی ما میتواند ما را در تعقیب لذتها هدایت کند. عشق، شگفتی، شفا و ارتباط.
کتاب شما چه تفاوتی با کتاب های دیگری دارد که به برخی از موضوعات کلی مشابه می پردازند؟
با ادغام خاطرات در هر فصل، من یک موضوع زمانی ایجاد می کنم که کتاب را به هم پیوند می دهد. من شباهتهای بین مبارزات خودم و مبارزات گونههای دیگر را بررسی میکنم، و دیدگاهی شخصی و، امیدوارم که یک دیدگاه مرتبط در مورد موضوعاتی که بحث میکنم ارائه کنم. رفتار یا تجربه یک حیوان ممکن است گاهی چارچوبی برای عناصر خاطرات ارائه دهد و در مواقعی دیگر به نظر می رسد که ما زندگی های موازی داریم. در اصل، من یکی از حیوانات کتاب هستم که سعی میکند از محفظههایم فرار کند، دوباره وحشی کند و خانهای پیدا کند.
آیا امیدوارید که با یادگیری بیشتر مردم در مورد طبیعت حیوانات، نسبت به توسعه و حفظ یک رابطه همزیستی که برای همه یک برد-برد است بازتر شوند؟
بله، من امیدوار هستم. با به چالش کشیدن روایتهای مضر و گوش دادن به دانشمندان، طبیعتشناسان، صداهای بومی و دیگرانی که میدانند ما از طبیعت جداییناپذیر هستیم، میتوانیم آیندهای دلسوزانهتر و احیاکنندهتر بسازیم.
حرکت فراتر از پارادایم انسان محوری و شناخت ارزش ذاتی همه موجودات زنده ضروری است. در حالی که انسان ها به تهدیدی برای دنیای طبیعی تبدیل شده اند که ما از آن تکامل یافته ایم، پاسخ این است که از طبیعت فاصله نگیریم. ما با تعامل با گیاهان، قارچها و سایر حیوانات تکامل یافتهایم و میتوانیم نیروی شفابخشی برای اکوسیستمهای محلی خود باشیم. وقتی از خود فاصله می گیریم، از چه کسی و چه چیزی محافظت می کنیم غافل می شویم.
با تبدیل شدن به دانشآموزان زمین، درک و احترام به پیوستگی اکوسیستم خود و انجام اقدامات امروزی، میتوانیم آینده هماهنگتری هم برای انسانها و هم برای خویشاوندان وحشی خود ایجاد کنیم.