03:24 - 2025/01/13

شناخت درد و امکان دیدن در برابر فاجعه

[ad_1] به نظر می رسد هیچ پایانی برای وقوع و تأثیر فاجعه وجود ندارد. طوفان هلن و میلتون که در سپتامبر و اکتبر 2024 ایالات متحده را درنوردید، مخرب ترین بلایای سال 2024 بودند. زلزله سال نو در ژاپن جان 213 نفر را گرفت و در اولین ماه سال 2025،...

شناخت درد و امکان دیدن در برابر فاجعه

[ad_1]

به نظر می رسد هیچ پایانی برای وقوع و تأثیر فاجعه وجود ندارد. طوفان هلن و میلتون که در سپتامبر و اکتبر 2024 ایالات متحده را درنوردید، مخرب ترین بلایای سال 2024 بودند. زلزله سال نو در ژاپن جان 213 نفر را گرفت و در اولین ماه سال 2025، آتش سوزی های جنگلی در جنوب کالیفرنیا به 4753 نفر حمله کرد. مایل ها، 11 نفر را کشت و میلیون ها نفر را تحت تاثیر قرار داد.

با استفاده از فناوری روزافزون، مردم در سراسر مایل‌ها، فرهنگ‌ها، مذاهب، نژادها و اقتصادها شاهد رخدادهای ناگفتنی هستند. در حالی که فاجعه ای به این نسبت یک حس جهانی از وحشت و نگرانی را ایجاد می کند، درک تفاوت در واکنش ها و استراتژی های مقابله با ارزش است.

چرا مردم متفاوت پاسخ می دهند؟

در حالی که آسیب شناسان نشان می دهند که ویژگی های یک رویداد – اعم از فاجعه انسانی یا طبیعی، محدود یا طولانی مدت، تهدید کننده زندگی یا فاجعه بار – واسطه تأثیر یک رویداد آسیب زا بر مردم است، آنها معتقدند که مهمترین عامل در تعیین یک رویداد پاسخ شخص به یک فاجعه معنای شخصی آن رویداد برای کسانی است که رنج می برند.

معنای ذهنی یک رویداد

تحقیقات تروما نشان می دهد که این تفسیر ذهنی یک رویداد است که اغلب تعیین می کند که آیا آن رویداد برای شخص آسیب زا است یا خیر (کریمر، مک فارلین و برگس، 2005). آنچه یک فرد در مورد رویداد فکر می کند – از جمله اینکه چرا اتفاق افتاده و چه کاری می تواند متفاوت انجام شود – بر پاسخ به تروما تأثیر می گذارد. اگر مردم یک رویداد را اجتناب ناپذیر درک کنند، خشم کمتری به اندوه اضافه می شود. اگر آنها باور کنند که آتش سوزی یا زلزله در مقابل یک رویداد طبیعی ویرانگر، مجازاتی از جانب خداوند است، واکنش آنها کاملاً متفاوت خواهد بود.

علاوه بر این تفاوت ها، تعدادی پارامتر وجود دارد که بر واکنش به فاجعه تأثیر می گذارد:

پارامترها

نزدیکی نقشی در معنای رویداد برای فرد ایفا می کند و احتمال پاسخ استرس تروماتیک فرد را افزایش می دهد.

  • مجاورت می تواند شامل شود نزدیکی جغرافیایی واقعی همانطور که در فلوریدا، ژاپن یا کالیفرنیا تجربه شده است. واقعیت این است که ممکن است یک فرد نه تنها با یک موقعیت تهدید کننده زندگی روبرو باشد، بلکه با از دست دادن جسمی و روحی زندگی خود همانطور که شناخته شده و زندگی کرده است، مواجه باشد.
  • نزدیکی می تواند به معنای نزدیکی عاطفی به طوری که اگرچه از نظر جغرافیایی در منطقه فاجعه نیست، اما فرزند یا عزیزانش در آنجا هستند، کشته شده اند یا مفقود شده اند.
  • نزدیکی می تواند به معنای نزدیکی رسانه ها به‌طوری‌که بمباران صحنه‌ها و اطلاعات مکرر وجود دارد که فرد قادر به تعدیل آن نیست زیرا فرد کنترل جریان اطلاعات (سالمندان یا کودکان) را در دست ندارد یا ناتوانی در «توقف مشاهده» ناشی از برانگیختگی همدردی و تشدید آن وجود دارد. مرتبط با استرس

تاریخچه

  • تفسیر شخصی و تأثیر یک رویداد آسیب زا نیز تحت تأثیر تاریخ فرد است. با تماشای مایل‌ها دورتر، عده‌ای هستند که شاهد این وحشت خواهند بود و سعی می‌کنند واکنش خود را با این فکر که «این هرگز نمی‌تواند اینجا اتفاق بیفتد» میانجی‌گری کنند.
  • برخی ایستاده اند نه چندان دور از آنها که در مورد همان رویداد آسیب زا می خوانند و می بینند و با یک تجربه عاطفی و جسمی تروما طنین انداز می شوند زیرا برای آنها – “این اتفاق قبلا افتاده است.”
  • صرف نظر از ماهیت تروما، بسل ون در کولک پیشنهاد می‌کند که زمانی که ما یک رویداد آسیب‌زا را تجربه کرده‌ایم که بدن ما پاسخ آسیب‌زای مداومی به آن داشته است «بدن ما امتیاز نگه می‌دارد». در مواجهه با یک رویداد غیرقابل بیان، یک آشکارساز دود عصبی فیزیولوژیکی بسیار حساس در مغز ما خاموش می شود و واکنش مغز و بدن را در برابر استرس به حرکت در می آورد. ممکن است ادامه پیدا نکند، اما ما آن مکان و آن احساس را می شناسیم.
  • هنری کریستال به ما می گوید که اغلب در مواجهه با تروما، «تحریف حافظه این است که اگر کسی نتواند جلوی جنایات را بگیرد، قربانیان را نجات دهد و آرامش دهد، مسئول درد آنهاست.» این اغلب بخشی از دردی است که اولین پاسخ دهندگان و مراقبین متحمل می شوند.
  • روانشناس رابرت استولور در تلاش برای درک مرگ ناگهانی یک همسر جوان، پیشنهاد می کند که پس از تجربه یک رویداد آسیب زا، واکنش متفاوتی از خود نشان دهیم، زیرا این امر مطلق گرایی وجود ما را در هم می شکند – این باور که ما امن هستیم، زندگی قابل پیش بینی است. که کسانی که دوستشان داریم آنجا خواهند بود. او پیشنهاد می‌کند که تروما یک از دست دادن فاجعه‌بار بی‌گناهی است که برای همیشه احساس ما از بودن در جهان را تغییر می‌دهد. مهم این است که گاهی اوقات آن از دست دادن معصومیت راه و کلماتی را برای کمک به دیگران به ما می دهد.
  • دژاوو: برای برخی، مایل‌ها و سال‌ها از بین می‌روند، زیرا شاهد رویدادی دردناک مشابه حادثه‌ای آسیب‌زا هستند که خودشان متحمل شده‌اند. فاجعه ای که آنها روی پرده شاهد آن هستند، باعث تجربه دوباره درد خود و همچنین فرصتی برای شفقت و درک می شود.

اتصال

کاهش انزوا: در مواجهه با چیزهای غیر قابل تصور، مردم احساس می کنند از خود و دیگران جدا شده اند. اورنر و اشنایدر (2003) با مطالعه مداخله زودهنگام پس از تروما در فرهنگ‌ها، توصیه می‌کنند که پس از ارضای نیازهای اولیه ایمنی، سرپناه و تغذیه – آنچه در کاهش تأثیر تروما مهم است، کمک به بازماندگان است که از شبکه‌های طبیعی حمایت استفاده کنند و با آنها ارتباط برقرار کنند. .

پیوندهای عاطفی با کودکان: بچه ها چه کودک نوپا و چه نوجوان، نیاز دارند ارتباط نزدیک خانواده به عنوان منبع خط اول برای کمک به آنها برای احساس امنیت و درک آنچه در حال رخ دادن است. ارتباط ماندن با آنها، دعوت از کمک آنها یا ارائه فرصت هایی برای بازگرداندن حس خانواده به آنها، تاب آوری را تقویت می کند و وحشت و اضطراب را کاهش می دهد. لمس فیزیکی تفاوت ایجاد می کند. کودکی که به عنوان یک کودک در آغوش گرفته می شود یا در دوران نوجوانی در آغوش گرفته می شود، کمتر آسیب دیده است.

اشتراک گذاری و گوش دادن: روایت شفا فرآیند به اشتراک گذاری است. هم برای اشتراک کننده و هم برای شنونده ارزشمند است. هر دو نقش مهمی در بازگرداندن حس آنچه هنوز وجود دارد، احساس زنده بودن و درک شدن دارند. ما درک می کنیم که رویدادهای آسیب زا داستان ما را نابود می کنند و باعث از دست دادن غیرقابل تصور ارتباطات می شوند. بسیاری از پیوستن به گروه های طبیعی یا برنامه ریزی شده برای اشتراک گذاری و شنیده شدن، اعتبارسنجی و شهادت سود می برند. بعضی ها فقط برای شنیدن می روند. آنها کلماتی برای آنچه دیده اند یا با آن روبرو شده اند ندارند، اما با شنیدن دیگران، احساس می کنند که دوباره احیا شده اند. همانطور که کتی کاروت (2014) تأکید می‌کند، یک عمل گوش دادن در عواقب فاجعه، ملاقات با شخص دیگری و برقراری ارتباط مجدد با خود را امکان‌پذیر می‌سازد.

یافتن محل سکونت: Stolorow (2015) با توصیف آنچه که او نیاز به یک مکان برای تروما را در جمع دیگرانی که با آنها کلمات غیر قابل تصور را پیدا می کنند، نیاز به ارتباط را مورد تاکید قرار می دهد.

نوع دوستی

با توجه به اینکه درماندگی، ترس و احساس انزوا ذاتی در حمله تروما و فاجعه است، گام به سوی کمک به دیگری موهبتی است که ادامه می‌دهد.

در عواقب تروما، تأثیر و خاطرات دردناک اغلب تحت الشعاع کمک های دریافتی و هدیه دادن به آن قرار می گیرند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان