01:04 - 2024/08/29

شما مجبور نیستید برای همیشه در درمان باشید

[ad_1] گفتمان اخیر رسانه ها در مورد درمان ناامید کننده بوده است. به نظر می رسد ایده ای در جریان است که رفتن به درمان یک امر اخلاقی ضروری است، و اینکه هرکسی برای خوشبختی واقعی باید «زندگی بررسی شده» داشته باشد. به طور همزمان، ما شاهد یک وا...

شما مجبور نیستید برای همیشه در درمان باشید

[ad_1]

گفتمان اخیر رسانه ها در مورد درمان ناامید کننده بوده است. به نظر می رسد ایده ای در جریان است که رفتن به درمان یک امر اخلاقی ضروری است، و اینکه هرکسی برای خوشبختی واقعی باید «زندگی بررسی شده» داشته باشد. به طور همزمان، ما شاهد یک واکنش منفی علیه درمان هستیم، که به عنوان یک فرآیند طولانی که در تمام جنبه های کودکی و تربیت فرد بررسی می شود، بسیار پرهزینه است و هرگز پایان نمی یابد، مورد انتقاد قرار گرفته است. در واقع، هیچ یک از این ایده ها درست نیست.

بیایید با این ایده شروع کنیم که درمان برای همه است. مطمئناً، اگر یک بیماری روانی مانند افسردگی یا اضطراب دارید، درمان می تواند بسیار مفید باشد. انواع خاصی از درمان، مانند رفتار درمانی شناختی (CBT) و شاخه های آن (رفتاردرمانی دیالکتیکی، درمان شناختی رفتاری متمرکز بر ضربه، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، و دیگران) نیز نشان داده شده است که به نگرانی های کیفیت زندگی کمک می کند. لزوماً آستانه یک وضعیت سلامت روان را برآورده می کند، اما ممکن است به ناراحتی یا ناراحتی فرد کمک کند. CBT می تواند به مسائلی مانند بی خوابی، عصبانیت، استرس و مشکلات رابطه کمک کند. علاوه بر این، گفتار درمانی ممکن است همراهی مفید برای رویکردهای پزشکی برای سردردهای میگرنی، درد مزمن، سندرم روده تحریک پذیر و موارد دیگر باشد.

با این حال، به دلایل مختلف، درمان ممکن است همیشه برای مراجعین با این شرایط مناسب نباشد. برخی از افراد ممکن است ترجیح دهند برای سلامتی یا شرایط سلامت روان خود دارو مصرف کنند. آنها ممکن است با برنامه های سلامت روان یا برنامه های رایانه ای آنلاین که برای کمک به افراد با مشکلات و مسائل خاص طراحی شده اند، موفقیت داشته باشند. یا ممکن است ترجیح دهند به تنهایی از عهده این کار برآیند، شاید با صحبت با یک دوست یا رهبر معنوی. برخی از افراد ممکن است پس از اجرای سایر مداخلاتی که نشان داده شده است برای کمک به پریشانی خفیف، مانند ورزش یا گذراندن زمان در طبیعت، احساس بهتری داشته باشند. رفتن به درمان فقط به این دلیل که به نظر می رسد دیگران آن را انجام می دهند، یا به این دلیل که شما احساس می کنید شبیه شما هستید باید، ممکن است دلیل کافی برای توجیه سرمایه گذاری زمان و منابع نباشد.

در طول اولین قرار ملاقات شما، درمانگر شما باید یک ارزیابی کامل برای تعیین تشخیص و اهداف خاص شما برای درمان انجام دهد. شما باید با درمانگر خود در مورد دلایل خود برای جستجوی درمان صحبت کنید، و آنها باید با شما در مورد اینکه آیا می توانند به شما کمک کنند، فکر می کنند درمان شما باید چه کاری انجام دهد و تا چه مدت می توانید انتظار داشته باشید که درمان ادامه یابد، شفاف باشند.

برای اکثر افراد، درمان باید نسبتا کوتاه مدت باشد. CBT و شاخه‌های آن به گونه‌ای طراحی شده‌اند که محدود به زمان باشند و بر مسائلی که برای مراجعان مهم‌تر هستند تمرکز کنند و به مراجع آموزش دهند که چگونه درمانگر خود باشند تا بتوانند زندگی خود را کنترل کنند، ادامه دهند و شکوفا شوند. شش تا بیست جلسه برای بسیاری از مراجعین مبتلا به افسردگی یا اضطراب کافی است تا بهتر شوند و بهتر بمانند.

CBT بر این ایده استوار است که طرز فکر افراد در مورد موقعیت های زندگیشان بیشتر با واکنش های آنها (عاطفی، رفتاری و فیزیولوژیکی) مرتبط است تا خود موقعیت ها. وقتی افراد مضطرب هستند، برخی از تفکرات آنها نادرست است. درمانگران CBT به مراجع می آموزند که دقت و سودمندی تفکر خود را ارزیابی کنند و موقعیت های مشکل ساز زندگی خود را به روشی جامع، واقع بینانه و مفید ببینند. وقتی آن‌ها این کار را انجام می‌دهند، احساس بهتری دارند و برای حل مشکلات، ارتباط با افراد دیگر و رسیدن به اهدافشان مجهزتر هستند.

در طول درمان CBT، مشتریان یاد می گیرند که با موقعیت های دشوار کنار بیایند، تصمیمات خوبی بگیرند، روابط خود را بهبود بخشند، بهره ورتر شوند، احساسات منفی خود را مدیریت کنند و احساس خوب بودن خود را افزایش دهند. برخلاف شیوه‌ای که درمان اغلب در فیلم‌ها و تلویزیون به تصویر کشیده می‌شود، درمانگر و درمانجو معمولاً پشت میز می‌نشینند و با هم کار می‌کنند. پس از اتمام بحث در مورد هدف یا مشکل مهمی که مشتری در دستور کار قرار داده است، درمانگر مطمئن می شود که درمانجو مهمترین نکاتی را که می خواهد به خاطر بسپارد، یادداشت کرده باشد. در پایان جلسات، درمانگران CBT از مراجعان می‌خواهند درباره جلسه بازخورد بدهند: آیا درمانگر به درستی مشتری را درک کرده است؟ آیا جلسه مفید بود؟ آیا کاری وجود دارد که مشتری بخواهد در جلسه بعدی خود متفاوت انجام دهد؟ وقتی مراجعین بازخورد منفی ارائه می‌کنند، درمانگر آنها را به طور مثبت تقویت می‌کند و سپس آنها با همکاری یکدیگر می‌فهمند که چگونه با هم به همان صفحه بازگردند.

درمانگران CBT همچنین پیشرفت را اندازه گیری می کنند تا هم درمانگر و هم مشتری بدانند که آیا درمان مؤثر است یا خیر. هنگامی که درمانگران و مراجعان می بینند که مراجع به بهبودی پایدار در خلق و خو و احساس رفاه خود دست یافته است، هر یک می تواند بحثی را در مورد کاهش درمان آغاز کند، با هدف پایان دادن به زمانی که مراجع احساس آمادگی کرد. تصمیم به فسخ تابو نیست، اما در عوض آشکارا مورد بحث قرار می گیرد.

ماندن در درمان برای چندین سال یک الزام اخلاقی نیست و همچنین بخشی از عملکرد سالم بزرگسالی نیست. در واقع ممکن است برعکس باشد. ماندن در درمان برای مدت طولانی می تواند باعث شود افراد به جای استفاده از مهارت هایی که در درمان آموخته اند، به درمانگر خود وابسته شوند. هدف CBT این است که به مراجعین بیاموزد که چگونه بهبودهای طولانی مدت و پایداری در سلامت روان خود ایجاد کنند که مدت ها پس از پایان درمان همچنان به نفع آنها باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان