23:16 - 2024/10/23

شفا از تجربیات نامطلوب دوران کودکی

[ad_1] این پست بخشی از مجموعه ای از تجربیات نامطلوب دوران کودکی است. سایر قسمت ها را اینجا بخوانید. پیتر لوین، دکترا، یک تروما درمانگر و نظریه پرداز پیشرو است. در آثار کلاسیک خود، در صدایی ناگفته، لوین کلیدهای بی انتها برای شفا از تروما ر...

شفا از تجربیات نامطلوب دوران کودکی

[ad_1]

این پست بخشی از مجموعه ای از تجربیات نامطلوب دوران کودکی است. سایر قسمت ها را اینجا بخوانید.

پیتر لوین، دکترا، یک تروما درمانگر و نظریه پرداز پیشرو است. در آثار کلاسیک خود، در صدایی ناگفته، لوین کلیدهای بی انتها برای شفا از تروما را ارائه می دهد که از تجربیات بالینی گسترده، مطالعه و تجربه خود در بهبودی از تروما استخراج شده است. اصول شفابخش او به آسانی برای افرادی که مایل به بهبودی از تجربیات نامطلوب دوران کودکی هستند، اعمال می شود.

1. مهربانی به شدت احساسات و بدن را تسکین و تثبیت می کند و دری را برای بهبودی باز می کند. همانطور که محبت یک مراقب به سیم مغز در حال رشد کمک می کند تا آرام باشد، یک درمانگر کاملاً حاضر و مهربان نشان می دهد که بازمانده تنها نیست و می تواند در درون خود احساس امنیت کند. چنین کمکی مهربانی را الگو می‌کند که پس از درونی شدن، بازماندگان را قادر می‌سازد تا در نهایت با آرامش با خاطرات ناراحت‌کننده دوران کودکی مقابله کرده و پردازش کنند.

2. انرژی گیر کرده باید اجازه تخلیه داده شود. لرزش و لرزش واکنش‌های معمول و عادی پس از یک رویداد آسیب‌زا هستند. پستانداران در طبیعت که پس از ضربه می لرزند و می لرزند می توانند باروری خود را بازیابند و به عملکرد طبیعی خود بازگردند. با این حال، به دنبال ترومای شدید یا مزمن، افراد اغلب با حالت بی حرکت (یخ زده، بی حس، یا فروپاشی) پاسخ می دهند. وقتی افراد قادر به انجام حرکات غریزی بقای جنگ یا گریز نیستند (مثلاً به کودکی فکر کنید که توسط یک مجرم قدرتمند به دام افتاده یا در طول یک عمل پزشکی وحشتناک مهار شده است)، انرژی که معمولاً صرف فرار یا مبارزه می شود. در مغز و بدن گیر می کند.

لوین دریافته است که تشویق افراد به آزاد کردن آرام و آرام آن انرژی گیر کرده به آنها کمک می کند تا به حالت عادی برگردند. او ممکن است با مهربانی فرد را تشویق کند که نفس بکشد و متوجه تمایل فرد به لرزیدن و لرزیدن، یا تمایل به انجام یک حرکت محافظتی خنثی شده (مانند حرکت دادن پاهای خود به عنوان فرار یا هل دادن مجرم) شود. بازمانده تکان می‌خورد، می‌لرزد و/یا حرکت محافظت از خود را که قبلاً خنثی شده بود، به‌تدریج، در حضور ایمن درمانگر، تکمیل می‌کند تا تحت تأثیر قرار نگیرد. با از بین بردن انرژی استرس گیر کرده، بازمانده یاد می گیرد که به بدن خود بازگردد و احساساتی مانند ترس و خشم را بدون مهار و تشدید استرس تجربه کند. در تغییر پاسخ به حافظه آسیب زا به این روش، حافظه دیگر با درماندگی و سایر احساسات ناخوشایند جفت نمی شود. در عوض، آرامش، امنیت و مهربانی باعث القای حافظه می شود.

3. خاطرات ناراحت کننده، عواطف و احساسات بدنی را باید به جای ترساندن و سرکوب، در آغوش گرفت و از آن استقبال کرد. مردم به طور طبیعی مایلند از درد دوری کنند. ممکن است وقتی احساس می‌کنند بدنشان دچار تنش می‌شود، ورزش می‌کنند و سعی می‌کنند از فکر کردن به خاطره دردناک خودداری کنند. این مقدار انرژی طاقت‌فرسا می‌گیرد و افراد را در حالت خاموش نگه می‌دارد. به طرز متناقضی، اگر کسی بتواند یاد بگیرد که به سادگی احساسات ناراحت کننده بدن را ردیابی کند. احساسات، تصاویر و افکار – تماشای آنها به شیوه ای کنجکاو و دوستانه – تغییرات مطلوب بسیاری رخ می دهد. فرد یاد می گیرد که با علائم ناراحت کننده آنها راحت تر باشد و این باعث آرامش مراکز تحریک و درد مغز می شود. دوم، احساس کامل بودن، یگانگی با خود، عواطف و بدن را بازیابی می کند. این اتفاق زمانی رخ می‌دهد که نواحی کلیدی مغز که در حین تروما «آفلاین» می‌شوند، دوباره آنلاین می‌شوند و به فرد اجازه می‌دهند در خود و بدن خود متمرکز شوند. احساس ترس، دافعه، ترس و درماندگی شروع به فروکش می کند و با افزایش اعتماد به نفس و آرامش جایگزین می شود.

4. روده حاوی استرس حل نشده است که به مغز مخابره می شود و حالت هوشیاری بالا و/یا بی حسی را حفظ می کند. لوین به بازماندگان می آموزد که صدایی را بر زبان آورند (وو) در تمام بازدم نفس و روی لرزشی که در ناحیه شکم ایجاد می شود تمرکز کنید. با ردیابی نشانه‌های ظریف آرامش که هنگام رها شدن استرس از آن ناحیه رخ می‌دهد، پیام‌هایی از روده به مغز ارسال می‌شود – پیام‌هایی که با احساسات گیر کرده، دردناک و احساسات بدنی ناشی از ضربه‌های گذشته در تضاد هستند.

5. افکار اغلب از آنچه در بدن خود احساس و احساس می کنیم، ناشی می شوند. همانطور که یاد می گیریم با خیال راحت و خوشایند به درون و درون بدن خود برویم، احساسات و عواطف را با کنجکاوی دنبال کنیم، افکار اغلب به روش های سازنده تغییر می کنند. مناطقی از مغز که افکار و احساسات را یکپارچه می کنند فعال می شوند، در حالی که مرکز عاطفی/ترس آرام می شود. از آنجایی که توجه به آرامی به الگوهای بدنی چسبیده (از جمله وضعیت بدنی، حالات صورت و الگوهای تنفسی) جلب می شود، مشتری روش هایی را می آموزد که به طور ایمن به این الگوها پاسخ دهد و آنها را تغییر دهد. چنین رویکردهای پایین به بالا بدن و سپس بقا و مناطق احساسی مغز را آرام می کند. با بازیابی تعادل در مغز، نواحی استدلالی مغز می توانند با سهولت بیشتری الگوهای افکار منفی را که گیر کرده اند تغییر دهند. در این فرآیند، ما یک حس کامل را به دست می آوریم. لوین بیان می کند که “آگاهی از احساسات بدنی در تغییر حالات عملکردی و عاطفی حیاتی است.” او بر این تغییر تاکید می کند فقط با توجه به بدن اتفاق می افتد: “احساسات بدن را تغییر دهید، بالاترین عملکردهای مغز را تغییر دهید. تنظیم عاطفی از طریق تجسم حاصل می شود.» این به توضیح اینکه چرا گفتار درمانی سنتی اغلب به عنوان مداخله درمانی اولیه شکست می خورد، کمک می کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان