[ad_1]
تحقیقات در علوم اعصاب نشان می دهد که به طور متوسط 95 درصد از افکار و الگوهای تصمیم گیری ما هر روز تکرار می شوند. روشهای معمول تفکر ما «بزرگراههای ذهنی» عمیقاً ریشهدار را تشکیل میدهند. همانطور که انیشتین زمانی گفت، ما نمی توانیم مشکلات خود را با همان تفکری که آنها را ایجاد کرده است حل کنیم. برای بهبود زندگی خود و تبدیل شدن به رهبران، والدین یا شرکای بهتری، باید تفکر خود را تغییر دهیم تا در الگوهای ناکارآمد گیر نکنیم.
تفکر خود را برای مقابله با چالش های مداوم تغییر دهید
منبع: عکس از Polina Zimmerman / Pexels
مدل رشد بزرگسالان پروفسور بازنشسته هاروارد رابرت کیگان، به ویژه انتقال از مرحله 4 (“خود نویسندگی”) به مرحله 5 (“ذهن خودتغییرگر”)، یک نقشه راه عملی برای این دگرگونی ارائه می دهد – نقشه راهی که می تواند به ما کمک کند تا بهتر شویم. تصمیم گیری و دستیابی به نتایج رضایت بخش تر.
این پست سه سوال اصلی را بررسی خواهد کرد:
- تفکر در مرحله 4 توسعه انسانی با مرحله 5 در هنگام پرداختن به چالش های خاص چگونه متفاوت است؟
- تفکر مرحله 4 در مقابل مرحله 5 چه تأثیری بر مسائل مهمی که با آن روبرو هستیم دارد؟
- چگونه می توانیم خود را از مرحله 4 تا مرحله 5 توسعه دهیم؟
تفاوت بین مرحله 4 و مرحله 5 تفکر چیست؟
بیایید با سوال اول شروع کنیم: تفاوت بین تفکر مرحله 4 و مرحله 5 چیست؟ برای نشان دادن، بیایید به چالشی که یکی از مشتریان مربیگری مدیر اجرایی من با آن مواجه است نگاه کنیم. او وظیفه داشت فرهنگ سازمان خدماتی متوسط خود را از فرهنگ ترس، انقیاد و فقدان ابتکار به فرهنگی که مالکیت، استقلال و زیر سوال بردن وضعیت موجود را می پذیرد، تبدیل کند.
در ابتدا، او خود را در “مرحله خودنویسی” کیگان یافت (مرحله 4). در این مرحله، رهبران اغلب قویاً از ارزشهای خود دفاع میکنند، از تصمیمات خود دفاع میکنند و یک مدل روشن برای دستیابی به نتایج مطلوب دارند. در حالی که این ویژگیها میتوانند ارزشمند باشند، میتوانند همکاری را محدود کنند، ایدههای جدید را خفه کنند و مانع از مالکیت کارکنان خط مقدم شوند.
در مقابل، تفکر مرحله 5، به پیچیدگی و پارادوکس بیشتر اجازه می دهد. رهبرانی که از این مرحله عمل می کنند، دیدگاه های متفاوتی را پذیرفته و دیگران را تشویق می کنند تا دیدگاه های خود را به چالش بکشند. یکی از رهبران مرحله 5 ممکن است بگوید: “خیلی عالی است – در مورد اینکه چگونه آن را متفاوت می بینید بیشتر بگویید” یا “دوست دارم به من ثابت کنید که اشتباه می کنم.” این طرز فکر به جای تمرکز بر مسائل مجزا یا راه حل های کوتاه مدت، تفکر به هم پیوسته و در سطح سیستم را ترویج می کند. توانمندسازی واقعی می شود، رهبری توزیع شده بر تفویض اختیارات کنترل شده اولویت دارد و حس قوی هدف مشترک جایگزین پایبندی سخت به ارزش های شخصی می شود. روابط بر تعاملات معاملاتی اولویت دارند که منجر به اعتماد عمیق تر و تعهد متقابل می شود.
ویژگی بارز مرحله 5 هوش هیجانی است – توانایی ارزیابی رفتار خود، درک آنچه باید در درون خود تغییر کند و آنچه می تواند توسط دیگران بهبود یابد. انتقال از مرحله 4 به مرحله 5 یک تغییر دگرگون کننده است که می تواند محیطی را ایجاد کند که در آن ذینفعان کاملاً متعهد و توانمند باشند و روابط قوی تر و همکاری مؤثرتری را تقویت کنند.
نحوه تغییر از مرحله 4 به مرحله 5 تفکر
اکنون، بیایید به این بپردازیم که چگونه فردی می تواند از مرحله 4 به مرحله 5 تغییر مکان دهد. در اینجا پنج روش خاص برای کمک به ایجاد تفکر مرحله 5 وجود دارد:
- افزایش قابلیت بازتاب از طریق یادداشت روزانه و مدیتیشن، تا بتوانید مکث کنید، تجربیات خود را مشاهده کنید و خود خلاق و متفکر خود را درگیر کنید.
- به دنبال بازخورد باشید برای مقابله با سوگیری تأیید و تأمل عمیق در پاسخ های خود.
- بر فرآیندهای موثر و فراگیر تمرکز کنید به جای نتایج و سرعت ثابت.
- روی چشم انداز و هدف مشترک تأکید کنید برای ایجاد معنا، به جای تکیه صرف بر معیارها.
- از یادگیری مادام العمر استقبال کنید با فروتنی با عدم اطمینان روبرو می شود.
تحقیقات کیگان نشان میدهد که 70 درصد از بزرگسالان در مرحله 4 فعالیت میکنند. اگر این درست باشد، بسیاری از ما پتانسیلهای خود را در زمینههای کلیدی زندگی، از جمله روابط، تجارت، و سرمایهگذاریهای اجتماعی محدود میکنیم. تغییر واقعی و پایدار از درون ما آغاز می شود: خود را متحول کنید و نتایج خود را متحول کنید.
[ad_2]