منبع: © Karolina Kaboompics | پیکسل ها
این قسمت دوم از یک جفت پست است. برای دیدن پست قبلی اینجا کلیک کنید.
صبح دوشنبه گذشته، در حالی که داشتم صبحانه ام را می گرفتم تا به مطبم بروم، از شرکت بیمه ای که داروهایم را مدیریت می کند با من تماس گرفت: درخواست تجدیدنظر من در مورد تصمیم آن مبنی بر عدم مجوز مجدد تجویز داروی ضدافسردگی Pristiq رد شد. موفق شدم از ریختن قهوه ام جلوگیری کنم و به سمت دفترم رفتم که در را بستم و اشک ها سرازیر شدند.
آکادمی پزشکان خانواده آمریکا بیان میکند که «مدیریت استفاده میتواند زندگی پزشکان را با الزام آنها به ارائه مدارک تأیید اولیه، مقابله با پیامدهای خدمات رد شده و شرکت در درخواستهای زمانبر پیچیده کند».
قرار بود چه اتفاقی برای من بیفتد؟ من بلافاصله با شرکت بیمه تماس گرفتم و پرسیدم چرا درخواست تجدیدنظر برای مجوز قبلی رد شده است. نماینده گفت به این دلیل است که من آزمایشات کافی دولوکستین (Cymbalta) و ونلافاکسین (EffexorXR) را انجام نداده بودم. من دولوکستین مصرف کرده بودم. این دارویی بود که قبل از چهارمین اقدام به خودکشی من در سال 2014 اثر خود را از دست داده بود. من به طور خاص نمی توانستم به یاد بیاورم که ونلافاکسین مصرف می کردم، اما در بیش از سه دهه دوچرخه سواری خود با بسیاری از کوکتل های دارویی، تقریبا مطمئن بودم که آن را مصرف کرده ام. .
اگرچه میدانستم که نماینده کسی نیست که تصمیم میگیرد و قدرتی در لغو انکار ندارد، اما نمیتوانستم جراتم را از بین ببرم. من 10 سال است که در پریستیک پایدار بوده ام. من از افسردگی شدید رنج می برم. من چهار بار سعی کردم خودم را بکشم. فکر نمیکنم بیمه بخواهد هزینه بستری دیگری را که به طور قابل توجهی گرانتر از دارو است، بپردازد. و دوباره شروع کردم به گریه کردن. و گوشی را قطع کردم.
من به روانپزشکم دکتر لوو ایمیل زدم و محتوای تماس تلفنی من را به او اطلاع دادم. به او گفتم: “در حال حاضر می ترسم.”
چند ساعت بعد به من ایمیل زد:
بعد از 90 دقیقه، موفق شدم فکس # مناسب را به بخش استیناف برسانم. من تمام اطلاعات بالینی را فرستادم و اعلام کردم که فوری است. در حال حاضر، باید چند تبلت بخرید تا درخواست انجام شود. من در واقع یک اسکریپت برای فرمول سوکسینات نوشتم که طبق نامه آنها تأیید شده است (علاوه بر یک ضمیمه به درخواست اول که نشان دهنده شکست / عدم تحمل توصیه آنها است).
مقاله ای که توسط انجمن پزشکی آمریکا منتشر شده و توسط جک رسنک، متخصص پوست و رئیس قبلی این گروه منتشر شده است، بیان می کند که چنین وظایفی نشان دهنده “انحراف عظیم زمان، تلاش و منابع” برای پزشکان است. در واقع مراقبت از بیماران بر خلاف مبارزه با این همه درخواست است.»
ظاهراً، علاوه بر تعیین اینکه من به اندازه کافی دولوکستین را امتحان نکرده بودم و ونلافاکسین، مشکل دیگری که شرکت بیمه داشت، نسخه اصلی بود که برای فومارات نوشته شده بود، نه سوکسینات. طبق یک پروتکل مجوز قبلی، “قرصهای رهش طولانیمدت فومارات دسوونلافاکسین معادل عمومی Pristiq (دوسونلافاکسین سوکسینات با رهش طولانی) نیست.
بعد از اینکه تا دو ساعت آینده در حاشیه بودم، پیامکی از داروخانه ام دریافت کردم که نسخه آماده است. در متن داروخانه نام فیلمنامه ذکر نشده است. در حالی که نفسم را حبس کرده بودم زنگ زدم و از میز داروخانه پرسیدم که آیا پریستیک تایید شده است و گفتند بله. آرام به آنها گفتم “متشکرم” و سپس در دفترم رقصی شاد انجام دادم.
به دکتر لو ایمیل زدم: «تأیید شد. خیلی ممنون.»
مستقیم از ایستگاه قطار به داروخانه رفتم تا پریستیک را تحویل بگیرم. از بطری عکس گرفتم و برای دکتر لو فرستادم. من از او به خاطر زمان بدون غرامت و فوری که از طرف من گذاشت بسیار سپاسگزارم و من به طرز باورنکردنی راحت شدم. اما چرا ما حتی باید از چنین سختی عبور کنیم؟ چرا یک شرکت بیمه آن را ضروری می داند؟ در مقاله AMA، Resneck توضیح میدهد که «مجوز قبلی برای چندین دهه وجود داشته است، اما واقعاً در چندین سال گذشته است که پزشکان و بیماران به طور گسترده شاهد گسترش آن بودهاند – حتی برای پوشش داروهای ژنریک.»
تنها چیزی که میدانم این است که به نظر میرسد شرکتهای بیمه نمیدانند که چگونه یک «نه» میتواند دنیای کسی را به پایان برساند. زندگی را هم از نظر روحی و هم از نظر جسمی در معرض خطر قرار می دهد. من متشکرم که پرونده من به نفع من تمام شد، اما مطمئن هستم که افراد زیادی وجود دارند که انکار آنها پابرجاست و این بوی تعفن می دهد.