09:27 - 2025/01/04

زنان مجرد با کلیدهای آزادی و آرامش

[ad_1] برای مقاله او که در سال 2024 در مجله روابط اجتماعی و شخصیکیمبرلی مارتینز فیلیپس، جامعه‌شناس، مصاحبه‌های عمیقی با 40 نفر انجام داد که در تصورات کلیشه‌ای ما، انتظار می‌رود زندگی‌های غمگین، تنها و پوچ داشته باشند. آنها بین 36 تا 61 سا...

زنان مجرد با کلیدهای آزادی و آرامش

[ad_1]

برای مقاله او که در سال 2024 در مجله روابط اجتماعی و شخصیکیمبرلی مارتینز فیلیپس، جامعه‌شناس، مصاحبه‌های عمیقی با 40 نفر انجام داد که در تصورات کلیشه‌ای ما، انتظار می‌رود زندگی‌های غمگین، تنها و پوچ داشته باشند. آنها بین 36 تا 61 سالگی مجرد بودند (متاهل نبودند، زندگی مشترک نداشتند، در یک رابطه عاشقانه متعهد نبودند) و هرگز ازدواج نکرده بودند. همه زن بودند. آنها هرگز بچه دار نشده بودند – به انتخاب. آنها همچنین همه زنان رنگین پوست بودند (آنها خود را سیاه‌پوست، لاتین، آمریکایی مکزیکی، آمریکایی آسیایی، آمریکایی هندی، چینی آمریکایی و دیگر دسته‌ها معرفی می‌کردند).

آنها نیز مانند سایر زنان مجرد با جنسیت گرایی و تک گرایی سر و کار دارند. برای این زنان مجرد رنگین پوست، این چالش ها با تجربیات نژادپرستی ترکیب شده است. و با این حال، داستان های آنها از انواع “وای بر من” نبود. در عوض، زنان کلیدهای خود را برای آزادی، عشق، شادی، ارتباط و آرامش خاطر پیدا کردند.

زنانی که دیگر در جای خود نمی مانند

زمانی گفته می شد که زنان و مردان «حوزه های مجزا» دارند. جایگاه زن در فضاهای خصوصی خانه و خانواده بود. آنها مراقب بودند و از نظر اقتصادی به مردان وابسته بودند. که مردان را آزاد کرد تا فضای خود را در عرصه عمومی کار و سیاست داشته باشند. آنها باید استقلال و استقلال داشته باشند.

دکترین حوزه های جداگانه دوران ویکتوریا را توصیف می کند. امروزه حوزه ها چندان از هم جدا نیستند. اما این طرز تفکر همچنان تاثیرگذار است. به عنوان مثال، حتی در ازدواج‌های نسبتاً برابری‌خواهانه، زنان همچنان بیشتر به کارهای خانگی و مراقبت از خود تمایل دارند. مردان اغلب آزادی بیشتری برای مشارکت در دنیای کار دارند. آنها در زندگی خود استقلال بیشتری دارند

مارتینز فیلیپس عنوان مقاله خود را اینگونه عنوان کرد: زنانه شدن آزادی” زنانی که او با او مصاحبه کرد، قرار نبود در جایگاه خود در حوزه خانگی بمانند. آنها همسر یا مادر نبودند (اگرچه مارتینز فیلیپس نیز ارزش آنها را بی ارزش نمی کند). برای آنها موفقیت با ازدواج، فرزندان یا عشق رمانتیک تعریف نمی شد. در عوض، موفقیت به این معنا بود که آنها – و نه فقط مردان – آزادی و استقلال داشته باشند. آنها در عرصه عمومی کار مشارکت دارند و استقلال مالی دارند. موفقیت، از نظر آنها، داشتن آرامش ذهنی و واقعی زندگی کردن نیز تعریف شد.

مراقبت هنوز بخش مهمی از زندگی آنها است. آنها پیوندهای خود را با افراد مهم زندگی خود، مانند دوستان و اقوام، تقویت می کنند، اما این کار را در حالی انجام می دهند که زمان و مکان شخصی خود را حفظ می کنند. آنها به جوامع خود کمک می کنند و سهم خود را از خدمات عمومی انجام می دهند، اما خود را در آخر قرار نمی دهند.

اشتراکات با مجرد در قلب

مارتینز فیلیپس زنانی را که با او مصاحبه کرد در قلب مجرد توصیف نمی کند و برخی از آنها مجرد نیستند. با این حال، من از وجوه مشترک در ارزش های آنها و افراد مجرد، حتی فراتر از ارزش گذاری آنها برای آزادی، شگفت زده شدم.

“اونها” به جای “یکی”

یکی از ویژگی های اصلی مجردها این است که زندگی خود را حول یک شریک عاشقانه سازماندهی نمی کنند. برای بسیاری، نتیجه تنها بودن آنها نیست، بلکه کاملاً برعکس است. آنها به جای «یکی» «The Ones» را دارند. یک مرد 46 ساله در مطالعه مارتینز فیلیپس گفت: “من احساس می کنم به عنوان یک زن، اگر روابط عاشقانه خود را با مردان بر بسیاری از مسائل بین فردی دیگر، برخورد با خانواده، با دوستان تنظیم کنید، به عنوان یک زن به خودتان آسیب بزرگی می رسانید. و غیره.» برای برخی از زنان، افرادی که در زندگی آنها حضور داشتند شامل شرکای قرار ملاقات و همچنین دوستان و اقوام بود. به عنوان مثال، یک زن 43 ساله گفت که دوست دارد همزمان با چند مرد قرار بگذارد.

موضوعی که از بسیاری از مصاحبه‌ها بیرون آمد این بود که این زنان مجرد می‌خواستند وقت خود را «با افرادی که به آنها اهمیت می‌دهند، زمانی که می‌خواهند، هر طور که می‌خواهند، و بدون فشار جستجوی عشقی همیشگی بگذرانند».

تنهایی و آرامش

یکی از یافته های کلیدی حاصل از مطالعه من در مورد تک آهنگ این است که آنها چقدر برای زمانی که برای خود دارند ارزش قائل هستند. 40 زن مجرد رنگین پوست ارزش مشابهی را بیان کردند. آنها عمیقاً به فضای شخصی و آرامش خود اهمیت می دادند. همانطور که مارتینز فیلیپس گفت: “برای این زنان، زمان، آرامش و آرامش آنها مقدس است.”

داشتن زمان و مکان برای خود نقش ویژه ای در زندگی آنها داشت. تقویت کننده بود و آنها را قادر می ساخت تا با موفقیت بیشتری با چالش های نژادپرستی، جنسیت گرایی و طبقه گرایی روبرو شوند.

اصالت

برای مجرد در قلب، مجرد همان چیزی است که واقعا هستند. زندگی مجردی زندگی واقعی است. در مطالعه روی زنان رنگین‌پوست مجرد، یک مرد 41 ساله گفت: «با خود واقعی باشید و اجازه ندهید نیروهای خارجی به نوعی رنگی برای شما ایجاد کنند. . . برای من، این چیزی است که یک فرد را موفق می کند.»

فشار بر زنان برای اولویت دادن به ازدواج، خانواده و عشق عاشقانه همچنان ادامه دارد، همچنان که فشارها بر مردان برای نان آور بودن و ابراز استقلال و استقلال خود فراتر از حوزه خانگی ادامه دارد. اما وقتی بخش‌های وسیعی از بشریت تحت فشار قرار می‌گیرند تا در مکان مقرر خود بمانند، بسیاری متوجه خواهند شد که انجام این کار اعتبار آنها را به خطر می‌اندازد. آنها زندگی ای دارند که مناسب آنها نیست، که پتانسیل آنها را برای شکوفایی تضعیف می کند. مقاومت کنندگان در برابر آن فشار، معنای واقعی بودن با خود را الگوبرداری می کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان