خواه این جمعه سیاه سیاه باشد ، سفید برف رانده شده یا حتی بلوزهای تعطیلات ، رنگ ها عمیقاً در آیین های زندگی تعبیه شده اند. اما چگونه اصطلاحات رنگ برای آنقدر فراتر از رنگ توصیف شده استفاده می شود؟
تاریخچه پشت رنگ ها
بسیاری از عبارات انگلیسی که شامل کلمات رنگی است دارای تاریخچه جذاب هستند.
به عنوان مثال ، اگرچه ممکن است منطقی به نظر برسد که “جمعه سیاه” به فروشگاه هایی که آن را “به سیاه” تبدیل می کنند ، اشاره دارد ، زیرا در تبدیل سود از یک روز فروش بزرگ ، منشأ این اصطلاح بیشتر مربوط به ترافیک است.
شروع شایعه شده آن در دهه 1960 رخ داد که افزایش کار غیبت پس از شکرگذاری و ترافیک ناشی از تورم خرید کریسمس باعث شد پلیس در فیلادلفیا برانگیخته شود تا از آن به عنوان “جمعه سیاه” یاد کند.
استفاده از کلمه “سیاه” با یک روز هفته ، تا قرن شانزدهم ، برای نشان دادن یک روز خاص فاجعه بار یا خراب (اغلب به معنای مالی) استفاده شده بود. فقط در دهه های بعدی است که ما منابع را به عنوان یک روز به عنوان یک روز به عنوان یکی از آنها نشان می دهیم که مشاغل “آن را به سیاه پوست تبدیل می کنند”.
رنگ کلاس
اصطلاح “یقه سفید” ، با اشاره به انجام کارهای حرفه ای به جای کار دستی ، از طریق یک تاریخچه جذاب نیز می آید – یکی از نظافت برجسته. در اروپا و اوایل آمریکا ، خاکی که لباس زیر و یقه های محبوب سفید رنگ را رنگ آمیزی می کند ، اعتقاد بر این بود که نتیجه خاک از بدن است.
با گذشت زمان ، سفیدی چنین پوشاک به نشانگر وضعیت و ثروت تبدیل شد. اصطلاح “یقه سفید” از دشواری تمیز نگه داشتن لباس سفید هنگام کار دستی یا کارهای کثیف ناشی می شود ، بنابراین منجر به تمایز بین کسانی که دارای یقه های سفید و افراد بدون آن هستند.
یقه آبی ، که برای استفاده از آن در موقعیت های کار دستی استفاده می شود ، از رنگ آبی لباس یا پیراهن های آبی که معمولاً توسط افراد موجود در چنین مشاغل پوشیده می شود ، حاصل می شود.
رنگ احساسات
در بسیاری از زبانها ، کلمات رنگی اغلب به شدت با احساسات مرتبط هستند. در نظر بگیرید که چگونه گویندگان انگلیسی به طور مکرر از رنگ ها برای صحبت در مورد حالات عاطفی منفی استفاده می کنند: احساس آبی ، با روحیه سیاه ، دیدن قرمز.
باز هم ، رنگ احساسات ما خودسرانه نیست بلکه به عقاید فرهنگی و تاریخچه استفاده گره خورده است. به عنوان مثال ، ارتباط رنگ آبی با غم و اندوه حداقل به دهه 1600 باز می گردد ، وقتی تصور می شد شیاطین ، معروف به “شیاطین آبی” ، باعث ایجاد احساس مالیخولیایی و غم و اندوه می شوند.
رنگ قرمز رنگ اغلب در بیان عصبانیت اتفاق می افتد ، مانند “دیدن قرمز” ، احتمالاً نتیجه ارتباط عصبانیت با احساس گرما ، یعنی قرمز داغ یا بودن (گرم) قرمز است. بر خلاف برخی دیگر از ارتباطات احساسات/رنگی که خاص فرهنگ هستند ، این ارتباط عصبانیت/قرمز در فرهنگ ها بسیار متداول است.
جالب اینجاست که در انگلیسی ، تحقیقات نشان می دهد ، رنگ های تیره تر ، به ویژه قرمز و سیاه ، بیشتر با احساسات منفی یا کلمات بارگذاری شده در ارتباط هستند. در مقابل ، رنگ های روشن تر مانند زرد و سفید بیشتر با کلمات احساسی مثبت همراه است.
چرا این خواهد بود؟
تا حدودی ، ارتباط احساسات منفی با رنگهای تیره ناشی از ارتباطات روانی است که مردم بین ایده تاریکی و مرگ یا خطر ایجاد شده اند. قدمت به دوران باستان ، بلک با تاریکی پیش بینی شده در مرگ و زندگی پس از مرگ مرتبط است ، اگرچه از این طریق سیاه نیز با تولد دوباره همراه بود.
با این حال ، در سنت های مسیحی ، سیاهی نه تنها از مرگ بلکه از خطر شر و معنوی نیز به عنوان نماینده رنگ تبدیل شد ، همانطور که در عباراتی مانند “سیاهی روح شخص” مشهود است.
در مقابل ، روشنایی به عنوان مثبت ، واضح و سبک تلقی می شود. ارتباط “سفید” با مثبت فراتر از ارتباط با روشنایی است ، همچنین از این عقیده فرهنگی ناشی می شود که وایت نشانه پاکیزگی و خلوص است ، دقیقاً مانند یقه های سفید که قبلاً مورد بحث قرار گرفت.
رنگهای خاصی نیز به عنوان بومی اشیاء یا موجودات خاص در دنیای طبیعی مشاهده می شوند. به عنوان مثال ، قرمز رنگ خون و آتش است ، رنگ درختان و چمن (طبیعت) ، رنگ آب را به رنگ آبی رنگ می کند. روشی که این اشیاء از نظر فرهنگی مشاهده می شوند – به عنوان خطرناک ، سالم یا آرامش بخش – پس از آن نیز بخشی از حسن زبان می شوند که با نام های آن رنگ ارتباط برقرار می کنند.
دنیایی از رنگ
در دنیای طبیعی ، اطلاعات رنگی با پردازش بصری انسان زودتر و به سرعت مشخص می شود ، و این نشان می دهد که به نوعی نقشی مانند اجازه تقسیم یا شناخت شیء کمک می کند.
با توجه به اهمیت رنگ به عنوان یک سیگنال توجه ، جای تعجب ندارد که با گذشت زمان ، رنگهای خاصی با معانی و احساسات خاص مانند قرمز (یعنی رنگ خون) برای خطر یا زنگ خطر همراه می شوند و باعث استفاده بیشتر آن می شوند. عباراتی مانند “پرچم قرمز” یا “آسمان قرمز” ، که احساس زنگ خطر را رمزگذاری می کند.
به همین ترتیب ، رنگ پریدگی آبی که سیگنال کمبود اکسیژن یا همراه با خون بدون اکسیده شده را نشان می دهد ، ارتباط فرهنگی بین رنگ آبی و کمبود نشاط و سلامت را ایجاد می کند ، و بیان هایی مانند “داشتن بلوز” یا “سیاه و آبی” را بیان می کند احساس احساس ضرب و شتم.
بسیار فراتر از رنگین کمان
اصطلاحات رنگ ممکن است به عنوان توضیحات ساده از دنیای اطراف ما آغاز شود ، اما با گذشت زمان ، آنها به موضوعاتی تبدیل می شوند که احساسات ، تاریخ ها و هویت های فرهنگی ما را به هم گره می زنند و به روشهایی که فراتر از هر رنگ است که چشم را برآورده می کند ، می شوند.