17:15 - 2025/05/09

روایت به عنوان معماری | روانشناسی امروز

[ad_1] در ابتدا داستان وجود داشت. نه کد یا داده یا منطق. فقط یک روایت ساده – قهرمانان و شرورها ، محاکمات و پیروزی ، “ما” و “آنها”. و از آن روایت ، توافق نامه ها انجام شد ، قوانین پیروی کردند و تمدن ها افزایش ...

روایت به عنوان معماری | روانشناسی امروز

[ad_1]

در ابتدا داستان وجود داشت. نه کد یا داده یا منطق. فقط یک روایت ساده – قهرمانان و شرورها ، محاکمات و پیروزی ، “ما” و “آنها”. و از آن روایت ، توافق نامه ها انجام شد ، قوانین پیروی کردند و تمدن ها افزایش یافت.

امروز ، با حرکت هوش مصنوعی از ابزار انفرادی به هم تیمی مصنوعی ، یک نیروی مشابه در حال بازی است – یکی از آنها فقط شروع به درک آن می کنیم. در سیلیکون یا کد منبع تعبیه نشده است. در داستان تعبیه شده است. یا شاید دقیق تر ، ما داستان.

قدرت فوق العاده انسان ما

یک مطالعه جدید نشان می دهد که چیدن برگهای روایت می تواند شکل دهد که چگونه عوامل بزرگ الگوی زبان (LLM) با هم همکاری می کنند یا این کار را نمی کنند. فرضیه تحقیق براساس ایده یووال هری بود که داستانهای مشترک انسان “فوق العاده قدرت” هستند و این همکاری زبانی به انسان اجازه می داد تا به یک گونه غالب تر روی زمین تبدیل شود.

در این مطالعه ، عوامل LLM در یک بازی شبیه سازی شده کالاهای عمومی قرار گرفتند-چارچوب اقتصادی که اغلب برای اندازه گیری همکاری و رفتار آزاد استفاده می شود (مزایای یک منبع ، خدمات یا تلاش جمعی بدون کمک به هزینه یا نگهداری آن). هر نماینده قبل از درگیر شدن در بازی با روایتی مختصر آغاز شد-یک داستان بر هماهنگی جمعی و موفقیت متقابل تأکید می کرد ، دیگری با محوریت شخصی و موفقیت شخصی ، و یک سوم عمداً ناسازگار بود و هیچ محتوای موضوعی معنی دار ارائه نمی داد. نتایج هر دو جذاب و آموزنده بودند. مأمورین در معرض روایت های تعاونی ، 58 ٪ بیشتر در استخر جمعی در مقایسه با کسانی که برای منافع شخصی خود بودند ، که تمایل داشتند کمک های خود را پس بگیرند در حالی که هنوز از تلاش های این گروه بهره می بردند ، کمک کردند.

کسانی که با داستانهای فردگرایانه ابتدایی بودند ، بیشتر از منابع خودداری می کردند و سود کوتاه مدت را با هزینه موفقیت گروهی دنبال می کردند. در همین حال ، مأمورین که روایات ناسازگار تغذیه می کردند ، رفتار نامنظم و ناپایدار نشان دادند – بین همکاری و عقب نشینی ، پویایی گروه را به طور کلی مختل می کند. این فقط تنوع سبک نبود – این یک تغییر قابل اندازه گیری در جهت گیری رفتاری بود که به تنهایی توسط معماری داستان ایجاد می شد.

در یک داستان قبلی ، من مدل های بزرگ زبان را به عنوان بیل مکانیکی از شناخت فسیلی توصیف کردم – سیستم هایی که مانند انسان استدلال نمی کنند بلکه الگوهای اندیشه از رسوب بیان جمعی ما هستند. اما آنچه این مطالعه جدید نشان می دهد چیزی فعال تر و حتی معماری است. داستان ها فقط گذشته ما را تکرار نمی کنند – آنها رفتار AI را در حال حاضر شکل می دهند. روایت دیگر فقط اثری نیست. این یک الگوی است.

این خروجی های تصادفی نبودند – آنها الگوهای رفتاری بودند که از داربست روایی بیرون می آمدند. نکته اصلی: داستان سیستم را شکل داد.

نه فقط باعث برنامه ریزی با داستان

ما اغلب از LLM ها به عنوان واکنشی – متن تولید شده بر اساس اعلان ها ، احتمالات و الگوهای فکر می کنیم. اما این تحقیق یک لایه عمیق تر را نشان می دهد. سریع فقط یک سؤال نیست ، بلکه یک چارچوب متنی است. و داستانها ، به ویژه مواردی که هنجارها ، اهداف یا هدف مشترک را شبیه سازی می کنند – به عنوان معماری برای رفتار.

تصور کنید که چندین عامل LLM را در یک محیط مراقبت های بهداشتی هماهنگ کنید. اخلاق کدگذاری شکننده است. در مقابل ، روایت انعطاف پذیر است. همه عوامل اصلی با همان داستان بنیادی – که بیش از همه بیمار را محافظت می کنند – و ممکن است شما نه از طریق کنترل بلکه از طریق انسجام ، تراز را تقویت کنید. داستان به بستر تبدیل می شود.

وقتی ماشین ها اسطوره ها را به اشتراک می گذارند

به نوعی ، یووال هری استدلال می کند که سس مخفی بشریت اطلاعاتی نبوده است – داستان بود. توانایی ما برای تراز کردن از طریق اسطوره های مشترک ، هماهنگی را در مقیاس فعال می کند. اکنون ، در یک آینه عجیب ، می بینیم که ماشین ها ممکن است به چیزی مشابه پاسخ دهند. LLM ها حساس نیستند ، اما پاسخگو هستند. و هنگامی که این پاسخ ها توسط نشانه های روایی شکل می گیرند ، آنها شروع به نمایش تراز رفتاری می کنند که اعتقاد را تقلید می کند.

این احساساتی نیست. این جامعه شناسی مصنوعی است. و مکانیسم ها فلسفی نیستند – آنها زبانی هستند.

مشکل جدید تراز

اما با قدرت پارادوکس می آید. هنگامی که مأمورین داستانهای متناقضی را دریافت می کنند – برخی از آنها برای همکاری ، برخی دیگر برای رقابت – جمع شدن از هم پاشیده می شود. بستر مشترک حل می شود. درگیری ، نه از کارکردهای سخت افزار یا از دست دادن ، بلکه از اساطیر واگرا پدیدار می شود.

هوش مصنوعی ضروری است

این امر تراز هوش مصنوعی را به عنوان یک چالش فرهنگی و اخلاقی تغییر می دهد. چه کسی تصمیم می گیرد که کدام داستان ها شایسته هستند؟ آیا می توانید آغازگر روایت برای ارتقاء تعصب یا حتی دستکاری همراه باشد؟ بدون طراحی دقیق ، اسطوره های مشترک می توانند به تبلیغات مصنوعی تبدیل شوند.

یک زیرساخت روایی

شاید مرز بعدی در حاکمیت AI فقط فنی نباشد. شاید روایت باشد. یک کنسرسیوم جهانی از اخلاق شناسان ، مهندسان و داستان نویسان را ایجاد کنید که کتابخانه های روایت منبع باز را برای هوش مصنوعی ایجاد می کنند.

داستانهایی که همکاری ، همدلی و عزت را رمزگذاری می کنند – نه به عنوان قوانین ، بلکه به عنوان قاب های مرجع. یک کتابخانه امروزی اسکندریه برای اسطوره های تعاونی. ما فقط در حال ساختن مدل های بهتر نیستیم. ما داستانهای خود را شکل می دهیم که ممکن است توسط آنها اداره شوند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان