[ad_1]
نویسنده مشترک جان گرودا و پل هانگس.
هنگامی که به صرفه جویی در انرژی فکر می کنیم، اغلب بر روی آنچه ملموس است تمرکز می کنیم: خاموش کردن چراغ ها، عایق کاری پنجره ها یا نصب یک ترموستات هوشمند. اما چه میشود اگر محرکهای واقعی عادتهای انرژی ما عمیقتر باشند، که نه تنها بر اساس انتخابهای کنونیمان، بلکه بر اساس تجربیات گذشته و افراد اطرافمان شکل میگیرند؟ در مقاله تحقیقاتی اخیر خود، ما این پویایی های پنهان را بررسی کردیم و نشان دادیم که چگونه دمای خانه در دوران کودکی و احساس تعلق ما به یک جامعه – چیزی که ما آن را “مناسب جامعه” می نامیم – برای شکل دادن به مصرف انرژی خانگی ما با هم تعامل دارند.
داستان دو دما
بسیاری از ما در نظر نمی گیریم که چگونه خانه های دوران کودکی ما ممکن است بر تنظیمات فعلی ترموستات ما تأثیر بگذارد. با این حال، به اولین زمستان های خود فکر کنید. آیا در پتو پیچیده بودید و فضای خود را به مقدار کم گرم می کردید؟ یا خانه شما آنقدر برشته بود که بتوانید در داخل خانه تی شرت بپوشید؟ این تجربیات اولیه یک “خط پایه حرارتی” ایجاد می کند – احساس راحتی عمیقا ریشه ای که اغلب تا بزرگسالی منتقل می شود. مطالعه ما 2128 شرکتکننده را در سراسر ایالات متحده مورد بررسی قرار داد و دادههایی را در مورد تنظیمات فعلی ترموستات، دمای خانه دوران کودکی و احساس تناسب اجتماعی جمعآوری کرد. با جفت کردن این با دادههای دمای بایگانی، ما کشف کردیم که چگونه تجربیات اولیه آسایش حرارتی و احساس قوی تعلق به جامعه برای شکلدهی به مصرف انرژی خانه با هم تعامل دارند. یافته های ما ارتباط قوی بین این تجربیات اولیه و رفتار فعلی را نشان می دهد. شرکتکنندگانی که در خانههای گرمتر بزرگ شدهاند، بدون توجه به دمای بیرونی، تمایل داشتند که در بزرگسالی ترموستاتهای خود را بالاتر نگه دارند. این در مورد تنبلی یا نادانی نیست، بلکه کشش قدرتمند عادت هایی است که در طول سال های شکل گیری شکل گرفته است.
این یک دهکده را می گیرد، یا این کار را می کند؟
در حالی که خانواده صحنه را تنظیم می کند، جامعه نقش دوم را بازی می کند. تناسب جامعه، یا اینکه چقدر عمیقاً با مکانی که زندگی می کنیم احساس ارتباط داریم، به عنوان یک عامل کلیدی در شکل دادن به مصرف انرژی ما ظاهر شد. آنهایی که حس تعلق قوی داشتند به احتمال زیاد تنظیمات ترموستات خود را با هنجارهای محلی هماهنگ می کردند. در ایالت های سردتر، این اغلب به معنای خنک نگه داشتن خانه ها بود، در حالی که در مناطق گرمتر به معنای برعکس بود.
جالب اینجاست که این اقتباس فقط به خاطر فشار اجتماعی یا صرفه جویی در پول نبود. در عوض، در مورد همسویی ظریف و تقریباً ناخودآگاه با رویه های جمعی همسایگان بود. برای افراد با تناسب اجتماعی پایین، این تأثیرات محلی تأثیر بسیار کمتری داشتند که منجر به رفتارهای انرژی فردگرایانهتر میشد.
این به چه معناست برای صرفه جویی در انرژی
تحقیقات ما یک رویکرد جدید برای ترویج استفاده از انرژی پایدار را پیشنهاد میکند. مشوقهای مالی و فناوری، در عین حال که مفید هستند، اغلب به این دلیل که به این الگوهای رفتاری عمیقتر توجه نمیکنند، از نقطهنظرشان غافل میشوند. در عوض، تقویت ارتباطات اجتماعی قوی تر می تواند نتایج بهتری به همراه داشته باشد. کمپین هایی را تصور کنید که دستاوردهای جمعی را جشن می گیرند، مانند کاهش مصرف انرژی مشترک در یک محله، یا طرح های شهری که بر فضاهای جمعی تأکید دارند تا حس تعلق ساکنان را عمیق تر کنند.
اگر میخواهیم در انرژی صرفهجویی کنیم – و در نتیجه، سیارهمان – زمان آن رسیده است که در استراتژیهای خود تجدید نظر کنیم. مصرف انرژی فقط مربوط به وسایل یا بودجه نیست. این در مورد تأثیر متقابل تاریخ، هویت و جامعه است. با پرداختن به این ابعاد اغلب نادیده گرفته میشود، میتوانیم راه را برای آیندهای پایدارتر هموار کنیم—تنظیم ترموستات در هر زمان.
پل هانگس استاد روانشناسی در دانشگاه مریلند است.
[ad_2]